X
تبلیغات
giyahane daroui

giyahane daroui
www.giyahane daroui.blogfa.com 
قالب وبلاگ

·                                 مشکل قلبي را با پدرشدن کم کنيد

·                                 بر اساس تحقیق دانشمندان، مردان صاحب فرزند، کمتر از مردان بدون فرزند در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی هستند...

·                                  

·                                 تشکيل لخته خوني در سياهرگ

·                                 ترومبوز ورید عمقی (Deep vein thrombosis)، به معنای تشکیل لخته خونی در دیواره داخلی یک سیاهرگ عمقی است...

·                                  

·                                 قلبي که بيمار به دنيا مي‌آيد

·                                 قلب عضوی حیاتی است که وظیفه اصلی گردش خون را بر عهده دارد. این عضو حساس، همیشه در حال کارکردن است و...

·                                  

·                                 وقتي قلب بيش از حد بزرگ مي‌شود

·                                 قلب هر فردی به اندازه مشت بسته خود وی می‌باشد. اگر به هر دلیلی بار اضافه‌ای بر قلب تحمیل شود و یا بیماری قلبی ایجاد شده، تحت درمان قرار نگیرد...

·                                  

·                                 چگونه فشار خون را پايين بياوريم؟

·                                 فشار خون طبیعی، فشار کمتر از 120 روی 80 می‌باشد. فشار خون بیش از 130 روی 80، فشارخون بالا محسوب می‌شود...

 


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:40 ] [ shirin ]

عوامل خطربرای تنگ شدن رگهای قلب( بیماری تنگی عروق کرونر) – پیشگیری اولیه

·         عوامل خطر:

بیماری قند(دیابت)

فشار خون بالا

مصرف دخانیات

چربی خون

چاقی وافزایش وزن

کم_تحرکی

·         روش های پیشگیری:

o       

جدید

 

چگونه می توانیم شیوه زندگی سالمتری داشته باشیم؟ ادامه......PDF

o        چگونه  می توانیم استرس خود را کنترل کنیم؟ ادامه.....PDF

 

روش های تشخیصی در بیماریهای قلب

شرح حال

معاینه

نوار قلب

اکو کاردیوگرافی

تست ورزش

اسکن تالیوم

هولتر مونیتورینگ

الکتروفیزیولوژی

آنژیوگرافی

سی تی اسکن

ام آر آی

 


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:39 ] [ shirin ]

·                                 چگونه مي‌توانيم به‌كمك اشعه گاما ببينيم؟

·                                 اخترشناسي اشعه گاما رشد آنچناني نيافت تا اينكه آشكارسازهاي آن در قسمتهاي بالايي جو قرار گرفتند. ...

·                                  

·                                 اشعه گاما

·                                 اشعه گاما كوتاه‌ترين طولِ‌موج و بيشترين انرژي را در طيف امواج الكترومغناطيس دارد. ...

·                                  

·                                 اشعه X چه چيزي به ما نشان مي‌دهد؟

·                                 بسياري از اجسام در فضا اشعه X گسيل مي‌كنند، سياه چاله ها، ستاره‌هاي نوتروني، باقي مانده اَبر نواختر، ستارگان، خورشيد و حتي بعضي شهاب ها! ...

·                                  

·                                 چگونه ما مي‌توانيم توسط اشعه X ببينيم؟

·                                 ديدن با اشعه X شبيه چيست؟ خوب ما قادر نيستيم تا داخل لباس‌هاي مردم را ببينيم اما اهميت ندارد، ما به‌كمك اشعه X مي‌توانيم اين مشكل را حل كنيم. ...

·                                  

·                                 اشعه X

·   وقتي طولِ‌موج امواج الكترومغناطيس كم مي‌شود انرژي آن افزايش مي‌يابد. ... 

                        


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:39 ] [ shirin ]

هندوانه

هندوانه از نظر طب قديم ايران سرد و تر است . گرما را برطرف مي كند و بهترين ميوه تابستان است .

1)هندوانه مدر است و به پائين آوردن فشار خون كمك مي كند

2)هندوانه معده را تقويت مي كند

3)پوست سفيد داخل هندوانه براي زخم گلو و دهان بسيار موثر است

4)مغز تخمه هندوانه كرم هاي معده و روده را از بين مي برد

5)هندوانه براي ورم مثانه مفيد است

6)هندوانه بدن را تازه  شاداب مي كند

7)هندوانه براي اشخاص گرم مزاج بسيار خوب است

8)آب هندوانه مخلوط با سكنجبين علاج كننده يرقان و دفع كننده سنگ كليه است

9)براي خنك كردن بدن در روزهاي گرم تابستان هندوانه را با شكر بخوريد

10)براي برطرف كردن تب و اخلاط بدن هندوانه را با شير خشت بخوريد

 


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:38 ] [ shirin ]

نام گیاه

موارد مصرف

اسطو خدوس

آسم ، اسپاسم ریه ،تنگی نفس ، خلط آور

نعناع

اشتها آور ، مسکن دل درد ، ضذ نفخ ، محرک معده

زیره سیاه

کاهش وزن ، چربی سوز ، رفع اشتهای کاذب ،

شوید

پایین آورنده کلسترول خون، کنترل چربی خون

زنجبیل

تقویت جنسی ، افزایش اسپرم

شنبلیله

درمان قند خون ، تولید انسولین طبیعی

گزنه

رفع درد هنگام ادرار ، درمان پروستات

خواجه باشی

درمان بواسیر ،  رفع یبوست

بومادران

اسهال های حاد و معمولی ، ضذ تهوع و مسمومیت

میخک

آرام بخش مغز و اعصاب ، خواب آور ، ضد درد

زیره سبز

کاهش ورم معده ، هاضم ، از بین برنده ضخم معده

شاه اسپرم

درمان سوء هاضمه

مرزه کوهی

ضد انگل , دفع کرمک ها و قارچ های انگل های روده

کاسنی

تصفیه خون ، تنظیم کلسترول خون و گلبول های قرمز

ترخون

پایین آورنده فشار خون

دارچین

رماتیسم

آویشن

کمک به  درمان سرماخوردگی ، عفونت گلو

خارشتر

دفع سنگ های کلیه ، ضد عفونی مجاری ادرار

رازیانه

تنظیم عادت ماهانه ، اختلالات قبل از قاعدگی

رزماری

درمان درد مفاصل ، از بین برنده ورم مفاصل

برگ چنار

چاق کننده ، نیروزا ، افزایش وزن

اکالیپتوس

رفع علائم سینوزیت

پولک

رفع علائم سینوزیت

اسفناج

تقویت عمومی بدن ، کمبود آهن ، خون ساز

بهار نارنج

آرام بخش ، تقویت مغز و اعصاب

کاکوتی

رفع دل درد ، قولنج

بابونه

رفع علائم میگرن

شیرین بیان

زخم معده

گل رومی

رفع یبوست

شاتره

درمان آکنه های شدید ، رفع جوش های جوانی

بیدمشک

کم خونی

گل ختمی

ضد عفونی کننده ، ضد عفونی واژن، سوزش ادرار

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:37 ] [ shirin ]

 

مقدمه

قندها در داخل بدن طی واکنشهایی به انرژی و مواد دیگر تبدیل می‌شوند. چرخه کربس یکی از مراحل تخریب قندها است که طی آن پیرووات حاصل از گلیکولیز به انرژی تبدیل می‌شود. پیرووات طی یک سری واکنشهای منظم اکسید شده به استیل تبدیل می‌شود. استیل حاصل با کوآنزیم A ترکیب شده استیل کوآنزیم A را می‌سازد که در ماتریکس میتوکندری به ترکیبات ساده‌تر مبدل می‌گردد.

کربس در سال 1910 مشخص کرد که مکانیسم تبدیل پیرووات به ترکیبات ساده‌تر طی یک سری واکنشهای چرخه‌ای صورت می‌گیرد این چرخه به نام چرخه کربس معروف است. کربس این چرخه را چرخه تری‌کربوکسیلیک اسید (TCA) نامید.


 

ایجاد استیل کوآنزیم A

پیرووات طی یک سری واکنشهایی به استیل کوآنزیم A تبدیل می‌شود. این واکنشها مستلزم یک مجموعه پیرووات دهیدروژناز و یک سری کوآنزیمهای اختصاصی مانند تیامین پیروفسفات ، اسیدلیپوئیک FAD و NADH است. استیل کوآنزیم A بوجود آمده با داشتن آرایش فضایی مناسب موجب شروع واکنشهای چرخه کربس می‌شود و با متراکم شدن و اتصال به اسید اگزالواستیک و از دست دادن COA ، اسید سیتریک را می‌سازد. ماتریکس میتوکندری واجد کلیه آنزیمها و کوآنزیمها و سایر عوامل لازم برای انجام چرخش TCA است.

مراحل چرخه کربس

در طی چرخه کربس چهار مرحله اکسایش انجام می‌گیرد که منجر به خروج دو مولکول CO2 از باقیمانده پیکر قند ، یعنی استیل کوآنزیم A و آزاد شدن مثبت اتم هیدروژن و بالاخره تشکیل مجدد اسید اگزالواستیک می‌گردد و این چرخه هشت مرحله دارد که عبارتند از:

مرحله اول

واکنشی است که بوسیله آنزیم سیترات سنتتاز کاتالیز می‌شود. در این مرحله ، استیل کوآنزیم A با اگزالواستات که ترکیبی چهار کربنی است ترکیب می‌شود و تشکیل سیترات با شش اتم کربن می‌دهد.

مرحله دوم

سیترات حاصل تحت اثر آنزیم آکونیتاز به ایزوسیترات تبدیل می‌شود. برای ایجاد فرآورده واکنش باید از یک واکنش واسطه بگذرد بدین معنی که ابتدا سیترات با از دست دادن یک مولکول آب به سیس آکونیتات تبدیل می‌شود و پس این ترکیب با پذیرش یک مولکول آب ، ایزوسیترات می‌سازد.

مرحله سوم

ایزوسیترات حاصل تحت اثر آنزیم ایزوسیترات دهیدروژناز ، دو هیدروژن متصل به C-5 را از دست می‌دهد و به شکل کتو درمی‌آید. همچنین گروه کربوکسیل (C-3) را نیز به صورت CO2 آزاد ساخته و آلفاکتوگلوتارات تولید می‌کند. این واکنش در واقع نخستین واکنش از چرخه است که طی آن CO2 ساخته می‌شود.

مرحله چهارم

کمپلکس آنزیمی آلفاکتوگلوتارات دهیدروژناز ، یک مولکول CO2 از آلفاکتوگلوتارات برمی‌دارد و با اتصال کوآنزیم A به آن سوکسینیل کوآنزیم A می سازد. در این واکنش ، NAD به عنوان کوآنزیم شرکت می‌کند. این مرحله دومین مرحله از ساخته شدن CO2 طی چرخه کربس است.

مرحله پنجم

مرحله بعد تبدیل سوکسینیل کوآنزیم A به سوکسینات است که بوسیله آنزیم سوکسینیل کوآنزیم A سنتتاز کاتالیز می‌شود. اهمیت این واکنش در ایجاد ترکیب پر انرژی در شکل GTP است. پیوند تیواستر موجود در سوکسینیل کوآنزیم A بر اثر آبکافت با آزادسازی کوآنزیم A مقداری انرژی آزاد می‌کند که برای سنتز GTP مورد استفاده قرار می‌گیرد. GTP سریعا فسفات خود را به ADP می‌دهد و ATP می‌سازد.

مرحله ششم

در مرحله بعد سوکسینات حاصل تحت تاثیر کوآنزیم FAD دو پروتون از دست می‌دهد و به فومارات تبدیل می‌شود. آنزیم سوکسینات دهیدروژناز واکنش را کاتالیز می‌کند.


 

مرحله هفتم

با اضافه شدن مولکول آب به محل پیوند دو گانه که بوسیله آنزیم فوماراز کاتالیز می‌شود L- مالات ایجاد می‌گردد.

مرحله هشتم

در مرحله آخر آنزیم حالات دهیدروژناز دو هیدروژن از حالات برمی‌دارد و آن را به اگزالواستات تبدیل می‌کند و بدین سان چرخه TCA کامل می‌گردد.

جمع بندی واکنشهای چرخه TCA

از اکسایش یک مولکول پیرووات و تبدیل آن به استیل کوآنزیم A و پس وارد شدنش در چرخه TCA ، سه مولکول CO2 ، یک مولکول GTP و یا ATPو پنج مولکول کوآنزیم احیا شده (4 مولکول NADH و یک مولکول FADH2) بوجود می‌آیند. بدین ترتیب ، طی چرخه TCA تنها یک مولکول ترکیب پرانرژی ساخته می‌شود. لذا این چرخه به تنهایی مقدار بسیار کمی انرژی شیمیایی آزاد می‌سازد

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:36 ] [ shirin ]

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو:

گیاهان

دسته:

گیاهان گلدار

رده:

دولپه‌ای‌ها

راسته:

Myrtales

تیره:

Lythraceae

سرده:

Lawsonia

گونه:

L. inermis

نام علمی

Lawsonia inermis
کارلوس لینه

 

حــــنا

     نام علمی

     خصوصیات گیاه شناسی

    اقلیم مورد نیاز

    زمان برداشت

     اندام دارویی

    مواد متشکله

    آثار فارماکولوژیکی

    موارد استعمال

     عوارض جانبی

    منابع تحقیق

  نام فارسی: حنا

     نام انگلیسی: Hanna.Cumphier.Egyption privet

     نام عـلـــمی:Lawsonia inermis

     از خانوادۀ حنا (Lythraceae)

     نام عربی: الحنا.القطب.ارقان

     نام آلمانی: Henna strauch.Aegyptisches Faerberkraut

     نام فرانسوی: Henne. Hinne

خصوصیات گیاه شناسی:

گیاهی به صورت درختچه یا درختی که ارتفاع آن از نيم تا يك متر می‌‌رسد با برگهای سبز متمایل به خاکستری بیضوی ،برگهاي آن بين دو تا چهار سانتيمتر طول دارند . شاخه هاي گياه نسبتاً پر تيغ(خار) هستند .

گلهائی به صورت خوشه گرزن بزرگ، گلهاي ريز آن به رنگ هاي سفيد تا صورتي بوده بسیار خوشبو، با میوه‌های خشک و شکوفا که حاوی دانه‌هائی خیلی کوچک است.

تاریخچه:

قدمت حنا: حنااز 4 هزار سال پيش به اين طرف به عنوان گياه داروئي و هم چنين به عنوان رنگ آرايشي مورد استفاده قرار گرفته است. موميائي هاي مصري كه وجود حنا در آن به اثبات رسيده است حاكي از قدمت استفاده از اين گياه می‌‌باشد . امروزه نيز در مناطقي از خاور ميانه، شمال افریقا و هندوستان هنوز به صورت سنتي و در مراسم مختلف از جمله مراسم عروسي و جشن هاي مذهبي از آن براي رنگ كردن مو و نقاشي روي بدن ،بخصوص دست و پا مورد استفاده قرار می‌‌گيرد .

 اقلیم مورد نیاز جهت کشت:

 در مناطق جنوبی ایران، استان‌های کرمان، هرمزگان و بلوچستان کاشته می‌شود.

 انتشار عمومی این گیاه در مناطق حاره آفریقا و آسیاست.

در شمال آفریقا از جمله مصر و همچنین در هندوستان و سیلان کشت می‌شود.

  زمان جمع‌آوری:

محصول حنا در دو فصل برداشت می‌‌شود ،يك بار در بهار  كه اين محصول ماده رنگ دهنده كمتري در خود دارد و بيشتر به عنوان گياه داروئي از آن استفاده می‌‌شود ،برداشت پائيزه محصول حاوي مقدار بيشتري ماده رنگ دهنده بوده و براي اهداف بيشتر آرايشي و تزئيني مورد استفاده قرار

می‌‌گيرد .

برگهاي گياه پس از جمع آوري می‌‌بايست در يك محل سايه و نسبتاً تاريك خشك شوند ،زيرا كه نور خورشيد باعث تخريب آن می‌‌شود.

 اندام دارویی:

 برگهای گیاه، بخش داروئی آن را تشکیل می‌دهد.

 مواد متشکله:

برگهای حنا حاوی ماده‌ای رنگی به نام لاوسون یا هیدروکسی نفتوکینون

 (3/1 ـ 22/0 درصد)، گلیکوزیدهای فنلی متعدد کومارین (Coumarin)، گزانتون (Xanthone)، کینوئید (Quinoids)، گلیکوزید بتاسیتوسترول و فلاونوئیدهائی نظیر لوتئولین (Luteolin) و مشتق گلوکوزیدی آن، چربی، رزین و تانن می‌باشد .

سایر مواد حاصل از برگها عبارتند از اسید گالیک،نفتوکینون، لاکسانتون،

آکاستین گلیکوزیدی و مقدار کمی آلکالوئید .
حنا علاوه بر موارد مذکور دارای مانیتول و موسیلاژ است. وجود موسیلاژ باعث می‌گردد که برگ حنا به سهولت با آب به صورت خمیر درآید . حنا دارای 2/1% اسانس می‌باشد. 

    آثار فارماکولوژیکی:

 به علت وجود تانن، اثرات قابض نشان می‌دهد. به طور کلی عمدۀ آثار رنگ‌کنندگی و درمانی حنا را ناشی از وجود مادۀ لاوسون می‌دانند، اما این ماده به تنهائی عمل نمی‌کند و به خصوص خاصیت رنگ‌کنندگی آن به سایر مواد نیز بستگی دارد. حنا بصورت مستقيم قابليت رنگ دهندگي به مو را نداردو ميبايست ابتدا در اثر Fermentation كه توسط باكتري هاي ويژه و آنزيم‌ها ((Ferments صورت می‌‌گيرد ،ساختار شيميائي آن دگر گون شده و "رنگ" كند .

لاوسون سمیت بسیار کمی دارد و موجب کند شدن زودگذر ضربان قلب با افزایش دامنۀ انقباض آن می‌گردد. اثر ضد اسهالی آن را به علت کاهش تونوس و حرکات دودی شکل روده می‌دانند. اثرات ضد التهاب، ضد درد و ضد تب با مصرف 500 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن لاوسون (مادۀ مؤثر حنا) گزارش شده است. اثر ضد باکتری و ضد قارچی حنا را نیز به لاوسون نسبت می‌دهند

  حنا دارای اثر ضد باکتری خصوصاً در باکتریهای گرم مثبت می‌باشد؛ همچنین دارای اثر ضد قارچی در قارچ‌های مولد کچلی تریکوفایتون، اسپوروتریکوم و کریپتوکو است.

   موارد استعمال:

 حنا به صورت موضعی در درمان بیماریهای قارچی پوستی بویژه در قارچ‌های عامل کچلی و تخفیف دردهای روماتیسمی بکار می‌رود. همچنین بعنوان رنگ کننده بویژه رنگ کردن پوست و مو کاربرد دارد. حنا از رنگ‌های طبیعی بی‌زیان است.

قابض است و جوشاندۀ برگ آن برای درمان بیماریهای پوستی، گاهی اوقات تسکین سردرد و دهانشویه به کار می‌رود.

عصارۀ برگهای گیاه بعنوان ضد گرفتگی عضلانی دستگاه گوارشی به کار می‌رود.در بعضی نواحی، گرد برگ حنا، برگ هلو و برگ تانن‌دار گیاهان مختلف را مخلوط کرده و برای رفع اگزما و جلوگیری از تعریق دست و پا بدان می‌مالند.


موارد استعمال در پزشکی گذشته:

 در طب گذشته حنا به صورت موضعی در درمان دردهای مفاصل، جوش و زخم بکار می‌رفته است و بعنوان عامل رنگ‌کنندۀ پوست و مو مصرف شده است.

عوارض جانبی:

 پودر حنا می‌تواند موجب تحریک پوست و درماتیت تماسی شود. برگهای حنا در موش ماده ناباروری ایجاد نموده است. بعنوان رنگ‌کنندۀ ابروها و مژه‌ها دقت شود، زیرا خطر آسیب رساندن به چشم وجود دارد. برگها دارای خاصیت مخدر است و مقادیر بالای آن باعث سردرد و مسمومیت می‌شود

 

شرح تیره حنا Lythraceae

گیاهان تیره حنا به اشکال مختلف علفی درختچه یا درخت و شامل 500 گونه در 20 تا 30 جنس می باشند انواع مختلف آنها به تفاوت در نواحی بسیار مرطوب و یا در مناطق استوایی و بعضی نیز اختصاصاً در نواحی گرم آمریکا می رویند . سازش بعضی از گیاهان این تیره با محیط زندگی به پایه ای است که در مناطق گرم به صورت درختچه ولی در نواحی معتدله به صورت علفی در می آیند از اختصاصات این گیاهان آن است که برگهای کامل و متقابل همراه با دو زائده کوچک و گلهائی منظم ، نر – ماده و مجتمع به صورت خوشه یا گرزن با قطعات 4 تا 6 تائی (گاهی بیشتر) دارند. جام گل آنها معمولاً دارای گلبرگهائی به تعداد قطعات کاسه گل است. پرچم های آنها به تعداد گلبرگها یا دو برابر آنهاست. مادگی آنها از 2 تا 6 برچه پیوسته به هم تشکیل می یابد که مجموعاً تخمدانی فوقانی ، آزاد و واقع در کاسه گل بوجود می آورند. میوه آنها پوشینه و محتوی دانه های فاقد آلبومن یا دارای آن ولی به وضع رشد نیافته است.
جنس های مهم این تیره عبارتند از :
Cupana (متجاوز از 200 گونه)
Lagerstroemia ( گونه30)
Lythrum ( گونه30

 

حَنا (به انگلیسی: Henna) یا (به انگلیسی: Hina) گیاهی است از رده «دو لبه‌ایهای جداگلبرگ» که خود تیره مشخصی را بنام «حنا» می‌سازد این گیاه بصورت درختچه‌ای است که در شمال و مشرق آفریقا و شبه جزیره عربستان و ایران و هند کشت می‌شود.

خواص [ویرایش]

حنا به گفته حکمای طب سنتی ایران گیاهی سرد و خشک و هم گرم و خشک است. این گیاه برای بیماری‌های سر و چشم و دهان نافع است. ضماد برگ آن با برگ گردو برای سردرد توصیه شده‌است.از گذشته‌های دور تا امروز حنا یکی از مهم‌ترین و قابل توجه‌ترین گیاهان زینتی و دارویی برای ما ایرانی‌ها بوده‌است. این گیاه حتی جایگاه خاصی در آداب و رسوم ما دارد. از صادرات این محصول به اروپا که بگذریم بسیاری از خانم‌ها، به‌خصوص خانم‌هایی که در کشورهای آسیایی زندگی می‌کنند از حنا به عنوان گیاهی برای زیبایی‌شان استفاده می‌کنند.نقش و نگارهای ظریف با خطوط منحنی که بر روی دست و پا به وسیله حنا کشیده می‌شود نشانه علاقه آنها به این گیاه است.ما نیز در فرهنگ ایرانی خودمان به‌خوبی به یاد داریم که در گذشته‌ای نه‌چندان دور زنان از حنا به عنوان تقویت‌کننده مو و ناخن استفاده می‌کردند اما بد نیست بدانیم که این گیاه رنگی خواص بسیاری دارد؛ بیش از آنکه ما فکرش را می‌کردیم و یا از زبان مادربزرگ‌هایمان شنیده باشیم. در هندوچین از برگ‌های آن برای معالجه جذام، یرقان و شوره سر استفاده می‌شود.دم‌کرده برگ‌های حنا را مانند چای به خانم‌های باردار هنگام زایمان می‌دهند، جوشانده ریشه آن مدر است و برای نرم کردن سینه و برونشیت نیز بسیار مفید است.در شبه‌جزیره مالایا از له کرده برگ‌های تازه آن به صورت ضماد در موارد سوزش پا که منشا بیماری بری بری و کمبود ویتامین B است استفاده می‌کنند.این گیاه برای بیماری‌های پوستی بسیار مفید است. جوش، کورک و زخم‌های کهنه و رماتیسم را می‌توان به‌راحتی با حنا درمان کرد.از جوشانده برگ‌های حنا به صورت قرقره کردن برای رفع پیله دندان استفاده می‌شود. این گیاه برای کاهش درد معده بعد از زایمان و همچنین برای رفع خشونت صدا تجویز می‌شود.ریشه خشک شده و له شده حنا می‌تواند آرامش بخش ناراحتی‌های چشمی باشد.در اندونزی از خمیر برگ‌های له شده آن برای معالجه عفونت چرکی ناخن‌ها استفاده می‌شود و از میوه نارس آن مرهمی درست می‌کنند که برای رفع خارش مفید است.در فیلیپین هم روغن و مرهمی از برگ‌های این گیاه درست می‌کنند که برای التیام زخم و ضرب‌خوردگی و رفع خون‌مردگی به کار می‌رود.اما آنهایی که همواره از چاق بودن رنج می‌برند نیز بد نیست از دم‌کرده برگ حنا مانند چای بنوشند تا از اضافه وزن آنها کاسته شود. برگ‌های له شده آن را اگر با روغن زیتون برروی سر بمالید می‌توانید شاهد رشد موهای خود زودتر از آنچه فکر می‌کردید باشید.خوردن دو گرم آن و یا خوردن آب خیس کرده ۵۰ گرم حنا برای یرقان، بیماری طحال، سنگ کلیه، مثانه و سختی ادرار بسیار مفید است.برای رویانیدن ناخن نیز سفارش می‌شود. در مدارک طبی اطبای معروف ایران آمده که روغن گل حنا که آن را دهن الفاعیه می‌نامند و مانند گل سرخ تهیه می‌شود برای روشنی و درخشانی رنگ چهره بسیار مفید واقع شده‌است. حنا علاوه بر زینت‌دهنده بودنش می‌تواند درمان بخش هم باشد. درختچه این گیاه گرمسیری در مراکش، مصر، تونس، الجزایر و در آسیا در هند، ایران و دیگر مناطق گرمسیر آسیا می‌روید.کرمان و سیستان و بلوچستان هم استان‌هایی در ایران هستند که در آنها درختچه حنا به وفور یافت می‌شود. معمولاً در هر سال ۳-۲ مرتبه در طول سال یعنی از اواسط تابستان تا اول پاییز برداشت این گیاه انجام می‌شود و گرد برگ‌های خشک شده‌اش به بازار می‌آید.گل‌های حنا خواب‌آور عمیق هستند که از ترکیبات آن در داروها استفاده می‌شود.

 

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:35 ] [ shirin ]

نهاندانگان (Angiosperms) گروه بزرگی از گیاهان دانه‌دار را تشکیل می‌دهند که تاکنون بیش از 350 هزار گونه از آنها شناخته شده است و هر ساله نیز تعداد زیادی گونه‌های تازه شناخته شده بر این مقدار افزوده می‌شود. قدیمی‌ترین آثاری که از نهاندانگان در کاوشهای زمین شناسی بدست آمده موید تنوع آنها در نیمه دوم ژوراسیک است. نهاندانگان به دو گروه تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها ، تقسیم بندی می‌شوند.


 

صفات عمومی تک لپه‌ایها

  • یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد می‌کند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام می‌شود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل می‌دهد.
  • تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپه‌ایها از نوع هسته‌ای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادر آلبومن دیواره‌ای بین یاخته‌های حاصل از تقسیم ایجاد نمی‌شود.
  • در تک لپه‌ایها ، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین می‌رود و ریشه‌های نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود می‌آیند، جانشین آن می‌گردند.
  • در تک لپه‌ایها ، ساقه منشعب نمی‌شود و آنچه انشعاب حاصل می‌کند، محور گل آذین است نه ساقه.
  • برگ دارای رگ‌بندی موازی است و تعداد اجزای گل 3 یا مضربی از 3 می‌باشد.
  • دستجات آوندی در برش عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار می‌گیرند.
  • ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپه‌ایها دیده می‌شود در تک لپه‌ایها وجود ندارد.

تکامل و فیلوژنی تک لپه‌ایها

تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها نشان می‌دهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل می‌دهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاه‌شناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپه‌ایها از دو لپه‌ایهای جدا برچه یعنی آلاله‌گان (Ranales) منشا گرفته‌اند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلاله‌گان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلاله‌گان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونه‌های متعددی از آلاله‌گان ، نظریه فوق را تائید می‌کنند.


 

رده بندی تک لپه ایها

راسته Helobiales یا Apocarpales

گیاهانی هستند آبزی ، دارای برچه‌های فراوان و جدا از هم ، پرچم‌های زیاد با استقرار مارپیچی ، گلهای ناقص ، دانه فاقد آلبومن و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

  • تیره تیر کمان آبی alismaceae: گیاه معروف این تیره sagittaria sagitifolia است.
  • تیره هزارنی Butomaceae: گونه معروف آن هزارنی یا Buttomus است.
  • تیره Iuncaginaceae: گونه معروفش Triglochin است.

راسته spadiciflorales

گل آذین از نوع سنبله یا از نوع اسپادیس است که بوسیله یک یا چند براکته محافظ به نام اسپات پوشیده شده است. دانه دارای آلبومن ، گلهای ناقص و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

  • تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل (cocos) از گیاهان معروف این تیره هستند.
  • تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum) دارای نمونه‌های خودرو در ایران می‌باشد.
  • تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده می‌شود.
  • تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد.

راسته glumales

گل آذین‌ها از نوع سنبله ، گلها ناقص ، دانه دارای آلبومن آردی شکل و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

  • تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل 600 جنس و 2000 گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار از گیاهان معروف این تیره است.
  • تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex از گیاهان معروف این تیره است.



 

راسته Liliales

گلها منظم و کامل ، دانه دارای آلبومن ، تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

  • تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) از گیاهان معروف این تیره است.
  • تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia در ایران به صورت زینتی پرورش می‌یابد.
  • تیره سازو Juncaceae: گیاه سازو juncos در این تیره قرار دارد.

راسته Albominales

دانه دارای آلبومن ، گلها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند.

راسته Exalbominales

دانه فاقد آلبومن گلها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است که دارای گونه‌های فراوانی در ایران می‌باشد.

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:34 ] [ shirin ]

 

معرفی علف‌های هرز در مهم‌ترین تیره‌های دولپه‌ای

گیاهان هرز تک‌لپه‌ای [ویرایش]

معرفی علف‌های هرز در مهم‌ترین تیره‌های تک لپه‌ای

  • تیره تیرکمان آبی (Alismaceae)
  • تیره زنبق (Iridaceae)
    • زنبق
  • تیره سازو (سماریان) (Juncaceae)
  • تیره پیاز (Aliaceae)
  • سیر وحشی
  • تیره جگنیان (Cyperaceae)
  • تیره عدسک آبی (Lemnaceae)
    • عدسک آبی
  • تیره لویی (Typhaceae)
  • تیره سل واش (Pontederiaceae)
  • تیره گندمیان (Poaceae = Geraminae)
  • تیره روپیاسه (Ruppiaceae)
  • تیره تیزک (Najadaceae)
  • تیره هیدروکاریداسه (Hydrocharidaceae)
  • تیره بارهنگ آبی (Potamogetonaceae)
  • تیره سراتوفیلاسه (Ceratophyllaceae)

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:33 ] [ shirin ]

1.            

رده بندی تک لپه ایها-Monocotyledon:

تکامل و فیلوژنی تک لپه‌ایها

تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها نشان می‌دهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل می‌دهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاه‌شناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپه‌ایها از دو لپه‌ایهای جدا برچه یعنی آلاله‌گان (Ranales) منشا گرفته‌اند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلاله‌گان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلاله‌گان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونه‌های متعددی از آلاله‌گان ، نظریه فوق را تائید می‌کنند.



رده بندی تک لپه ایها
راسته Helobiales یا Apocarpales

گیاهانی هستند آبزی ، دارای برچه‌های فراوان و جدا از هم ، پرچم‌های زیاد با استقرار مارپیچی ، گلهای ناقص ، دانه فاقد آلبومن و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

تیره تیر کمان آبی alismaceae: گیاه معروف این تیره sagittaria sagitifolia است.

تیره هزارنی Butomaceae: گونه معروف آن هزارنی یا Buttomus است.

تیره Iuncaginaceae: گونه معروفش Triglochin است.

راسته spadiciflorales

گل آذین از نوع سنبله یا از نوع اسپادیس است که بوسیله یک یا چند براکته محافظ به نام اسپات پوشیده شده است. دانه دارای آلبومن ، گلهای ناقص و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل (cocos) از گیاهان معروف این تیره هستند.

تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum) دارای نمونه‌های خودرو در ایران می‌باشد.

تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده می‌شود.

تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد.

راسته glumales

گل آذین‌ها از نوع سنبله ، گلها ناقص ، دانه دارای آلبومن آردی شکل و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل 600 جنس و 2000 گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار از گیاهان معروف این تیره است.

تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex از گیاهان معروف این تیره است.

راسته Liliales

گلها منظم و کامل ، دانه دارای آلبومن ، تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) از گیاهان معروف این تیره است.
تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia در ایران به صورت زینتی پرورش می‌یابد.
تیره سازو Juncaceae: گیاه سازو juncos در این تیره قرار دارد.

راسته Albominales

دانه دارای آلبومن ، گلها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند.

راسته Exalbominales

دانه فاقد آلبومن گلها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است که دارای گونه‌های فراوانی در ایران می‌باشد
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:32 ] [ shirin ]

تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده می‌شودعدسک آبی :

نام علمی : lemna minor

گیاهی است یکساله ، شناور ، ساقه کوتاه ، دارای پهنک منفرد و ریشه ، تخم مرغی شکل یا گرد ، به قطر 3|1 اینچ (7تا8میلیمتر) یا بیشتر ، سبز روشن ، صاف و بدون رگبرگ .

این گیاه معمولاً کلونی های دو تا چهار فرد را تشکیل میدهد تکثیر : خیلی سریع و از طریق رویش محیط زیست : دمای 5 تا 25 درجه ی سانتیگراد ، در دمای حدوداً 15 تا 18 درجه ی سانتیگراد بهتر رشد میکند . PH خنثی و سختی آب متوسط به همراه میزان نور زیاد مناسب است

نکته : همانند خزه ها ، عدسک آبی کوچک برای استفاده در آکواریوم توصیه نمیشود . چرا که این گیاه به سرعت تکثیر میشود و خیلی زود کل سطح موجود را فرا میگیرد و به موجب آن گیاهان دیگر از نور و مواد غذایی محروم میشوند .

خزه یا عدسک آبی کوچک (Lemna minor )
خانواده : عدسکهای آبی . نام لمنا از واژه ی یونانی لما (تیغه یا شیشه) گرفته شده و به شکل گیاهان اشاره دارد
پراکندگی : سرتاسر جهان
توصیف : گیاهی است یکساله ، شناور ، ساقه کوتاه ، دارای پهنک منفرد و ریشه ، تخم مرغی شکل یا گرد ، به قطر 3|1 اینچ (7تا8میلیمتر) یا بیشتر ، سبز روشن ، صاف و بدون رگبرگ . این گیاه معمولاً کلونی های دو تا چهار فرد را تشکیل میدهد
تکثیر : خیلی سریع و از طریق رویش
محیط زیست : دمای 5 تا 25 درجه ی سانتیگراد ، در دمای حدوداً 15 تا 18 درجه ی سانتیگراد بهتر رشد میکند .
PH خنثی و سختی آب متوسط به همراه میزان نور زیاد مناسب است
نکته : همانند خزه ها ، عدسک آبی کوچک برای استفاده در آکواریوم توصیه نمیشود . چرا که این گیاه به سرعت تکثیر میشود و خیلی زود کل سطح موجود را فرا میگیرد و به موجب آن گیاهان دیگر از نور و مواد غذایی محروم میشوند

عدسک آبی کانادایی

 


 



این گیاه غوطه و در آب، خیلی سریع رشد میکند و در کف آبگیرها و دریاچه ها توده بزرگ و درهمی تشکیل می دهد. این از انبوه گیاهی معمولا" مملو است از حیوانات کوچک که شامل حلزونها و بچه قورباغه ها می شود. این گیاه هم مثل گیاهان دیگر این تیره دارای گلهای کوچک است که در روی ساقه های بلند شناور می گردند. این خاصیت باعث می شود تا گروه افشانی روی سطح آب صورت گیرد.

 

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:31 ] [ shirin ]

 

   

در نوشته هاي فارسي گاهي اين دو كلمه مترادف آمده اند در حالي كه چنين نيست بطور كلي بيابان به سرزمين خشك ،كم باران و كم آب و گياه اطلاق مي شود.
در تعريف بيابان از ديدگاه هاي مختلف ميتوان تعاريف متفاوتي عنوان نمود كه مهمترين آنها به شرح ذيل است :
از ديدگاه اقليم شناسي، بيابان به سرزميني گفته ميشود كه متوسط بارش سالانه آن از 50 ميليمتر كمتر بوده و در طول سال يا سالها باران نيايد وحتي اگر ببارد به زمين نرسد (باران جني) و بارش چندين سال آن، ظرف چند روز و يا چند ساعت ببارد و ميزان تبخيروتعرق مطلق سالانه، حدود 100 برابر بارش سالانه آن باشد. مانند بيابان لوت ايران، ربع الخالي عربستان، صحراي آفريقا و غيره كه ميتوان آنرا دو قسمت كرد يكي بيابانهاي فوق العاده خشك با بارش ساليانه 20 تا 50 ميليمتر و دوم بيابانهاي بيش ازحد خشك با كمتر از 20 ميليمتر بارش درسال مي باشد. چنانچه بارش منطقه بين50 تا 100 ميليمتر باشد بعنوان منطقه نيمه بياباني درنظرگرفته مي شود .
از ديدگاه گياهشناسي، بيابان به منطقه اي گفته ميشود كه به دليل خشكي شرايط اقليمي، از لحاظ پوشش گياهي فقير ومساحت هاي زيادي به كلي فاقد گياه مي باشد. از ديد ژئومورفولوژي به مناطقي اطلاق مي گردد كه از نظر پوشش گياهي فقير و در آن فرسايش آبي و بادي شديد است
از ديدگاه اكولوژي و كارشناسان سازمان ملل متحد، بيابان به منطقه اي كه در آن فعاليت و توليد بيولوژيك (حياتي ) مانند فعاليتهاي انسان ، حيوان و گياه كم باشد اطلاق ميگردد.كه با توجه به سه موجود زنده گياه ، حيوان و انسان ميتوان تعاريف مختلفي عنوان نمود. از نظر گياهي به سرزميني بيابان گفته مي شود كه به كلي فاقد گياه باشد و يا پوشش گياهي آن به كمتر از 10 درصد برسدو اگر منطقه اي پوشش گياهي آن در حال از بين رفتن باشد بيابان زايي اتفاق مي افتد و اگر پوشش گياهي به طور كلي از بين رفت تبديل به بيابان مي شود.
در رابطه با مفهوم صحرا نيز، بايد عنوان نمود كه صحرا اسم خاص يك منطقه است صحرا  Sahara منطقه اي خشك در شمال آفريقاست بعلاوه عربها به بيابان ،هم صحرا مي گويند و هم ربع ، مانند ربع الخالي عربستان، اما در ايران ما به بيابان صحرا نمي گوئيم كلمه صحرا درمفهوم فارسي به معني بيابان نيست و مردم روستاها، صحرا را ناحيه خارج از ده مينامند مثلا ميگويند فلاني امروز در صحراست يا در صحرا علف چيني دارند و يا در منطقه گيلان عنوان مي كنند كه دام را به صحرا (چراگاه) مي برند در ايران صحرا مي تواند در مناطق خوش آب و هوا باشد(مانند كشتزار در مناطق كوهستاني). در بعضي مناطق به نواحي كشتزار صحرا ميگويند حتي در تعاريف جغرافيايي صحرا نشين و ده نشين داريم ولي بيابان نشين معني ندارد
بهرحال با توجه به مطالب عنوان شده بايد اذعان نمود كه براي خشك ترين نواحي ايران كلمه صحرا مناسب نمي باشد و مفهوم بيابان مناسبتر است و بيابان واقعي نيز به جائي گفته ميشود كه بارش كمتر از 50 ميليمتر داشته و لذا از نظر پوشش گياهي و آب بسيار فقير مي باشد .

 
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:28 ] [ shirin ]

 

 البته قابل ذكر است كه تفاوت بسيار ظريفي بين مناطق كويري و بياباني وجود دارد كه متاسفانه باعث ميشود كه اين دو منطقه به كرات با هم اشتباه گرفته شوند بسياري از مناطق ذكر شده به عنوان كوير در دل بيابان ها واقه شده كه تميز دادن آنها از يك ديگر هر از چندگاهي براي افراد عادي بسيار مشكل است اميد ميرود با مطالعه بند هاي زير اين اشتباهات كمتر شوند

بيابان : تعریف بیابان از دیدگاههای مختلف فرق می کند به عنوان مثال از نظر جغرافیا و اقلیم شناسی بیابان های واقعی به سرزمینی گفته می شود که متوسط بارش سالانه آن کمتر از mm50 است. در گیاه شناسی، کشاورزی و منابع طبیعی مناطقی را بیابان گویند که از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر باشد. و یا سطح وسیعی از آن به کلی فاقد گیاه باشد. از دیدگاه اکولوژی یا سازمان ملل متحد بیابانی شدن یا پیشروی بیابان (Desertifi cation) عبارت است از « کاهش فعالیتهای بیولوژیکی » (کاهش فعالیتهای انسان، حیوان و گیاه). بیابانها عمدتا ً در قلمرو بین المدارین و یا برخی از مناطق بری ، آنجا که زمستانهای سرد و تابستانهای گرم دارد گسترش یافته است و حدود یک سوم از خشکیها را اشتغال کرده و یونسکو وسعت آن را 50 میلیون کیلومتر برآورده کرده است . با توجه ساده به نقشه پرا كندگي بيابانها مي توان دريافت كه تقريباً بين مدارات ۲۰ تا ۴۰ درجه در نيمكره شمالي بيابانهاي : صحراي آفريقا – عربستان – ايران – آسياي مركزي – و آمريكاي شمالي و در نيمكره جنوبي بيابانهاي : شيلي – پرو – آرژانتين – آفريقاي جنوب غربي و استراليا گسترده شده اند
در تقسیم بندی پوشش گیاهی ( فلور ) مخصوص نواحی بیابانی با توجه به شرایط خاک می توان به گیاهان ماسه دوست – نمک دوست ( شوری پسند ) – گیاهان خشکی پسند – گیاهان صخره دوست – گیاهان گچ دوست – گیاهان شن دوست ( مقاوم به شن ) اشاره کرد آویشن- صبر زرد- نخودک- اسکنبیل- ریش بز- انجیر صحرایی- دم گاوي- گون- سیاه شور- مریم گلي- هندوانه ابوجهل- جغجغه- اسپندتیغ شیر-کاروان کش-انواع كاكتوس ها - قیچ- نی بیابان- گز- تاغ و ... از اين قبيل گياهانند
از جانوران مناطق بیابانی می توان به ( موش صحرایی – موش خاردار – سیاه گوش – روباه شنی روباه ترکمنی – گوزن زرد ایرانی – کارکال – کفتار – خفاش – خرگوش – خارپشت – کانگورو – يوزپلنگ – بز وحشی – جبیر – گربه وحشی ... )
• ویژگیهای بیابان
مواد رسوبی آن بیشتر ماسه ،شن ،ریگ ...و خاک آن دارای بافت درشت تری نسبت به کویر است .
مقدار شوری و نمک آن کمتر از کویر است.
پوشش گیاهی در بیابان بسیار بسیار کم و نادر است.
بیابان معمولا فاقد آب است ،مگر در واحه ها.
بیابان برعکس کویر سطحی نسبتا ناهموار دارد و خیلی مسطح نیست .
بخاطر نبودن رطوبت با اندک بادی ذرات شن و ماسه حرکت کرده و از جایی به جای دیگر منتقل می شوند.ولی در کویر بخاطر وجود رطوبت و پوشش گیاهی جابجایی مواد به مراتب کمتر است.

اقلیمهای بیابانی :

اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالا گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است:
اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.
• اقلیم بیابانی حاره: عموما گرم و دارای فصول حرارتی مشخص ، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می‌باشد.
• اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملا متمایز است.

علل ایجاد بیابانها :
بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی می‌شود 6 عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارتند از:
- گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید
در منطقه بین المدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت می‌شود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند. نقاط مختلف كره زمين يكسان از نور خورشيد گرم نمي شوند زيرا اولاً جنس زمين و جهت ناهمواري ها در مقدار انعكاس انرژي گرمايي خورشيد موثر است .ثانياً علت اصلي نامساوي گرم شدن زمين اختلاف در زاويه تابش خورشيد در نقاط مختلف به دليل كروي بودن زمين و میل محور چرخش آن است . در نوسانات دمای فصلی آنچه که مهم و تعیین کننده است زاویه تابش خورشید است ، زاويه اشعه هاي خورشيد در مناطق استوايي عمودي وبه عبارت ديگر۹۰ درجه است . در منطقه بين المدارين يعني بين مدار راس السرطان و راس الجدي به علت اينكه سالي دو بار خورشيد عمود مي تابد بيشترين گرما را دريافت مي كنند واين از مهمترين دلايل واقع شدن بيابانهاي بزرگ كره زمين در منطقه بين المدارين است.مانند صحراي آفريقا ، بيابان عربستان،دشت لوت ، بیبان کالاهاری (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 30 ، 32).
- فشار زیاد جنب حاره‌ای
علت اصلي پيدايش بيابان ها استقرار سلول هاي فشار زیاد حاره ای بین عرض هاي ۴۰-۲۰درجه شمالی و جنوبی ، سلولهای مزبور بخصوص در قسمت باختری اقیانوسها در ارتفاعات پایین و بر فراز قاره ها که در سطح خاک بر اثر کسب حرارت از زمین جریانی صعودی یافته اند بطور دایمی وجود دارند. اما حرکت تودۀ هوای مزبور در ارتفاع بالاتر متوقف می شود . نشست هوا ، خشکی بیابانهای بزرگ حاره ای را توجیه می کند . وسیع ترین ای بیابانها در نیمکره شمالی شامل صحرا ، عربستان، ایران تهار و استرالیا و کالاهاری ، .. هستند (جفرافیای نواحی خشکی ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، ص 43 ).
- جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها
چنانچه جريانهاي سرد اقيانوسي به موازات ساحل در حركت باشد امكان داردكه سواحل نيز در نتيجه تاثير آن ،داراي شرايط آب و هوايي خشك باشد . اين وضعيت ، از ویژگیهای سواحل حاره ای ومجاور حاره اي غربی است . در اين مناطق ، حرکت جریانهای بزرگ اقیانوسها به سمت خشکیها است . هواي گرمي كه از وسط اقيانوس به سمت ساحل جريان دارد مجبور است از روي این آب هاي سرد عبور كند ، ضمن عبور سرد شده و مه غليظي را به وجود مي آورد . اين هوا ،كه رطوبت خود را از دست داده در حين عبور از روي خشكي ها گرماي سطح زمين را مي گيرد وگرم مي شود و رطوبت نسبي آن هم كاهش يافته وديگر نمي تواند مقدار زيادي رطوبت جذب كند از اين رو اين مناطق كه جريانهاي سرد مذكور از كنار آنها مي گذرد یا به عبارت دیگر تحت تاثیر این جریانها قرار دارد (حتي آنها كه در منطقه حاره قرار گرفته ) خشك وبيابان هستند و اغلب به هنگام صبح ، مه های ناپایداری در سواحل آنها دیده می شود . مثل بيابانهاي آتاكاما و اريكا در سواحل غربي آمريكاي جنوبي و صحراي ناميب در سواحل غربي افريقاي جنوبي، بعلت جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا ، مانع ایجاد بارش در این نواحی می‌شوند، می توان نام برد (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 50 ، 51).
- اثر كوههاي مرتفع در ايجاد بارندگي در يك جبهه وخشكي (بيابان ) در جبهه ديگر
بعضي بيابانها در پشت سلسله كوههاي ويا روي فلات هاي مرتفعي كه ابرهاي باراني نمي تواند به آنجا برسد به وجود مي آيند زيرا ابرهاي باراني ضمن بالا رفتن از ارتفاعات سرد مي شوند و رطوبت خود را به صورت بارش در سمت خارجي كوهستان يا فلات مرتفع از دست مي دهند و هواي مرطوب بر اثر جریان باد ، از ارتفاعات بالا رفته و به دليل ارتفاع زیاد و سرما ، رطوبت خود را به شكل بارندگي از دست داده و هوا در همین جبهه کوهستان خشك مي شود و صعود می کند و از آن سوي (جبهه) كوهستان كه باران پناه گفته مي شود پائين مي آيد ، پایین آمدن هوا در آن سمت که خشک است ، درجه حرارت آن بالا مي رود بنابراين رطوبت نسبي آن كاهش می يابد و امکان بارندگی در پشت کوهستان خیلی کم می شود. وزش باد گرم وخشك دراين جبهه كو هستان سبب پيدايش بيابان مي شود كه از وسيع ترين اين گونه بيابانها به عامل ارتفاعات مركزي آسيا مي توان به بيابانهاي تكله مکان در چين غربي و گبي در مغولستان و ... نام برد (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 54 ، 55).
- دور بودن از تاثير درياها واقيانوسها
فاصله زياد برخي مناطق از منابع رطوبتي دريا ها و اقيانوسها ، هوای مملو از آشوب و تلاطم باعث می شود که رطوبت با همان سرعتی که با برجستگیهای عرضی بر خورد کند ، از دست برود . به عبارت دیگر هواي مرطوب هر قدر مسافت بيشتري را در روي خشكي ها ي زمين طي كند و يا ارتفاعات بيشتري بر سر راه آن قرار داشته باشد به همان اندازه رطوبت خود را از دست مي دهد ، به این ترتیب ، مناطقی که خیلی دور از اقیانوسها و دریاها قرار دارد ، به عبارت دیگر در قلب خشکیهای وسیع کره زمین واقع شده ، مثل بيابانهاي آسيا ي مركزي(بيابان گبي مغولستان) فاصله آنها تا اقيانوس به ۳۰۰۰ كيلومتر مي رسد ، مناطق خشک قاره ای یا بری گویند ، سب ایجاد بیابان می گردد(کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 ص 60).
- عدم صعود هواي وآشوب هاي هوايي
عدم صعود هوا حتي در هواي مرطوب ، يا آشوب هاي هوايي نيز مي تواند از علل خشكي هوا باشد اين موضوع در مورد دشتهاي وسيع ايالات متحده آمريكا ويا در تابستان در نواحي درياي محيط كه دور از جبهه قطبي واقع شده صدق می کند (جفرافیای نواحی خشک ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی
كوير : به مناطقي اتلاق مشود لم یزرع، در دل بیابان و انتهای حوزه آبخیز که به علت فشار آب در سطوح پایین زمین ، نمک به سطح زمین نزدیک و موجب خشکی شدید می شود
کویرها دو نوعند :1-کویر گیاهدار (گیاهان غیرزراعی مقاوم به شوری مثل نی، گز، خارشتر و اشنی‌‌یان در آنها ميروید. در این صورت گفته می‌شود کویرهای گیاه‌دار زمین‌هایی است که قابل کشاورزی نیست ولی گیاه دارد ) 2-کویر فاقد گیاه ( حتی پسته و خرما و جو که به شوری مقاومند نمی‌توانند در این زمین برویند منتها اگر مقدار نمک خاک از یک حدی تجاوز بکند تقریباً‌ از 3 درصد دیگر هیچ گیاهی در آن به‌عمل نخواهد آمد در این صورت کویرهای فاقد گیاه ولی دارای قشر نمکی به‌وجود می‌آیند مثل کویر مرکزی ایران )
گرمسار، سمنان، دامغان و شاهرود در شمال كوير مركزي واقع شده و خور و بیابانک و جندق در جنوب آن قرار گرفته است. این کویر است یعنی نمک‌زار است ولي دورتادور آن در وسط کویر دیگر هیچ گیاهی وجود ندارد. برای مثال، دشت کویر، کویر مرکزی ایران هیچ شباهتی با بیابان لوت ندارد یا به عنوان مثال یزد یک منطقه بیابانی است اما ده تا کویر دارد یعنی ده تا نمک‌زار دارد. مثلاً‌ کویر ساغند با اطرافش هیچ شباهتی ندارد.
در کشور ما در حدود 50 قطعه کویر وجود دارد که بزرگترین آن همین کویر مرکزی ایران است که مساحت آن صدهزار کیلومتر مربع است. این کویر بزرگترین کویر یا نمک‌زار دنیاست. در هیچ کجای دنیا با این وسعت نمک‌زار وجود ندارد.
• ويژگي هاي كوير
دارای خاک ریز بافت مثل رس و ...است.
پوشش گیاهی از نوع شوری پسند (هالوفیت )است.
فاقد گياه يا گياهدارند كه کویرهاي گیاهدار به فراواني يافت ميشوند
کویرها اغلب دارای آب هستند و سطح آب هم معمولا بالا است.
سطحی نسبتا صاف دارند و معمولا آب ناهمواري هاي اطراف وارد آن می شود.و بهمین دلیل گاهی بصورت دریاچه های کوچک فصلی ظاهر می شوند.
کویر معمولا عارضه ای است در داخل بیابان .
درجه شوری آن فوق العاده زیاد است

برای تشکیل کویر چهار شرط لازم است:
1. زمین‏های پست؛
2. خاک‏نرم و ریزدانه؛
3. سطح ایستادگی بالا و نوسان شدید فصلی آن؛
4. وجود املاح و سازنده‏های تبخیری شور و غیرشور.

فوايد كوير

1- انواع مختلف املاح به عنوان منابع اقتصادي: اگر كوير نباشد امكان استخراج نفت ميسر نيستبه عنوان مثال كلر سديم گرفته شده از كوير را در چاه نفت ميريزند تا نفت از آب جدا شود و در رو بايستد
2- كوير هيچ وقت خشك نمي شود جاذب الرطوبه است و در صنعت مفيد است
3- كوير سولفات سديم دارد تمام مواد شوينده شيشه سازي كاغذ سازي هم از سولفات سديم ساخته مي شود احتمالا سولفات سديم را احياء مي كنند و سولفيت سديم بوجود مي آيد كه اگر سولفيت نباشد فلز تهيه نمي شود سنگ آهن با استفاده از تركيبات سولفيت آهن از سنگ جدا مي شود از طرفي نيز براي ساخت باروت استفاده مي شود.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:27 ] [ shirin ]
 

بیابان یکی از اکوسیستمهای اصلی خشکی می‌باشد که از زمینهای بوته‌زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده‌اند و بوسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده‌اند. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوهها واقع هستند.

 

اطلاعات اولیه

تمامی اکوسیستمهای کره زمین روی هم زیست کره را تشکیل می‌دهند و بخش فیزیکی این بزرگترین واحد اکولوژیک ، محیط زیست کره زمین است. این بخش فیزیکی خود از سه قسمت به هم پیوسته تشکیل شده است: قسمت آب یا آب کره ، قسمت خشکی یا سنگ کره و قسمت گازی یا هوا کره. از آنجا که تعداد اندکی از گونه‌ها می‌توانند بطور همیشگی در هوا بمانند، دو دسته زیستگاهها را زیستگاههای آبی و زیستگاههای خشکی تشکیل می‌دهند. این دو زیستگاه از استوا تا قطب و از چند هزار متر زیر سطح اقیانوس تا چند هزار متر بالای آن ادامه دارد.

محیطهای آبی به دو بخش اکوسیستم آب شیرین و اکوسیستم دریایی تقسیم می‌شوند. اکوسیستم‌های خشکی عموما بر پایه نوع و رستنی غالب در منطقه ، یعنی علف ، بوته و درخت از هم متمایز می‌شوند. اکوسیستمهای اصلی خشکی ، "بیوم" نامیده می‌شوند. تمامی اکوسیستم‌ها چه خشکی و چه آبی از اجتماعات زیستی ، تشکیل شده اند که در مراحل گوناگونی از رشد قرار دارند و هر یک فرایندی کم و بیش منظم را به سوی یک مرحله نهایی خود دوام که اوج اجتماع زیستی (Climax Community) است، می‌پیمایند. مراحل این گونه رشد پیشرونده ، توالی اکولوژیک (ecoligical succession) را شکل می‌دهد. توالی اکولوژیک در خشکیها تا حد زیادی زیر تاثیر اقلیم است.

مشخصات بیابان از نظر آب و هوا

بیابانها ، بیومهای خشکی هستند که بارندگی سالانه آنها از 250 میلیمتر کمتر است. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را روبه بالا می‌راند و در آنجا ، هوای سردتر ، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد می‌شود. سپس هوا رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت کند و اقلیم بیابانها را بوجود می‌آْورد. مثلا توده‌های هوا که از اقیانوس اطلس به سواحل غربی ایالات متحده می‌رسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشته کوه "سیراکازاکاد" بالا می‌رود. بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو می‌ریزد.

بسیاری از مناطق غربی این رشته کوهها سالانه 200-150 میلی‌متر ، باران دریافت می‌کنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش می‌یابد و بیشتر ایالات ایداهو ویتا را در برمی‌گیرد. گاهی هوای مرطوب بطور غیر معمول به این مناطق خشک می‌رسد، اما معمولا این هوا فقط می‌تواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران بوجود آورده‌اند، که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است.

جانوران و سازگاری آنها به خشکی

موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب ، نشان می‌دهند. مثلا بسیاری از جانوران تنها در شبها به جستجوی غذا می‌روند و روزها را در سوراخهای زیرزمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می‌پردازند. روده و کلیه بسیاری حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دوباره جذب می‌کند و در نتیجه مدفوع آنها کاملا بدون آب دفع می‌شود. جانوری مانند موش ، کانگورو که جونده‌ای در بیابانهای غربی ایالات متحده است. می‌تواند بطور نامعین بدون عرضه آشکار آب ، زندگی کند. توان جذب و نگهداری آب این جانور به حدی بالاست که می‌توانند آب مورد نیاز خود را از دانه‌هایی که غذای اصلیش را تشکیل می‌دهند، دریافت کند. گربه وحشی ، جانداری است که ویژه بسیاری از بیابانهاست.

گیاهان و سازگاری آنها به خشکی

سازگاری به خشکی در بین گیاهان بیابانی هم دیده می‌شود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می‌گیرند و در خود ذخیره می‌کنند. دیگر گیاهان ریشه‌هایی دارند که آب را از اعماق زیرزمین می‌گیرند. بعضی از آنها برگهای کوچک دارند، یا بوسیله کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری می‌کنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی رشد و نمو سریع حاصل می‌کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می‌شود. اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می‌میرند، اما دانه‌هایشان در حالت زندگی نهفته می‌مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می‌زنند.

خاک بیابان

خاکهای بیابان غالبا دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمک است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبرو می‌شود. مثلا در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان ، خرج شد. بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد.

همچنان که در غرب ایالات متحده به اثبات رسیده می‌توان در آنجا که اتکا یکسره بر روشهای تخصصی نگهداری خاک و انتقال آب با لوله از چاهها و رودهای دور دست است، بیابانها را بارور ساخت. با این همه ، هزینه تغییر اکوسیستمها زیاد است، این کار خطرهای بالقوه‌ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است.

اقلیمهای بیابانی

اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالا گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است:

·         اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.

·         اقلیم بیابانی حاره: عموما گرم و دارای فصول حرارتی مشخص ، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می‌باشد.

·         اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملا متمایز است.

علل ایجاد بیابانها

بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی می‌شود. سه عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارتند از:

گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید

در منطقه بین المدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت می‌شود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند.

فشار زیاد جنب حاره‌ای

فشار هوا در همه عرضهای جغرافیایی یکسان نیست. وقتی در جایی فشار هوا کم باشد، هوا به علت سبکی بالا رفته و پس از سرد شدن در صورت وجود رطوبت کافی و سایر شرایط لازم موجب بارندگی می‌شود. هوای گرم و مرطوب استوایی پس از ایجاد بارش به اطراف مدار راس السرطان و راس الجدی ، حرکت می‌کند. اما به علت سنگین شدن و تراکم در عرضهای جغرافیایی مذکور فرو می‌نشیند و یک منطقه پر فشار بوجود می‌آورد. این توده هوا با از دست دادن رطوبت خود فرو می‌نشیند (نشست هوا) ، نتیجه این امر ، خشکی و گرمی هوا و صاف بودن آسمان در این مناطق می‌باشد.

جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها

جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا ، مانع ایجاد بارش در این نواحی می‌شوند. مانند بیابان "آرتاکاما" و "اریکا" در آمریکای جنوبی و بیابان "نامیب" در آفریقا.

انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می‌شود؟

هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم می‌خورد و زندگی گیاهی ، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار می‌گیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می‌دهد و موجب گسترش بیابانها می‌شود. بنابراین بیابان زایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی ، خاک و ... است که فعالیت‌های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می‌شود.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:27 ] [ shirin ]

  ردیف نام تیره انگلیسی نام تیره فارسی 1  Alismataceae تير كمان آبي 2  Amaranthaceae تاج خروس 3  Asteraceae آفتابگردان 4  Boraginsceae گل گاوزبان 5  Brasisicaceae شب بو 6  Brassicaceae شب بو 7  Butomaceae هزار ني 8  Campanulaceae گل استکانی 9  Capparaceae   10  Caryophyllaceae میخک 11  Chenopodiaceae چغندر؛سلمه 12  Colchicaceae گل حسرت 13  Cyperaceae جگنیان 14  Equisetaceae دم اسبيان 15  Euphorbiaceae فرفیون 16  Euphorbiaceaec فرفیون 17  Fumariaceae شاه تره 18  Geraniaceae شمعدانی 19  Guttiferae   20  Hypericaceae گل راعی 21  Iridaceae زنبق 22  Juncaceae سازو 23  Labiatae نعناییان 24  Leguminiosae حبوبات 25  Leguminosae حبوبات 26  Lemnaceae عدسك آبي 27  Liliaceae سوسن 28  Malvaceae پنیرکیان 29  Onagraceae   30  Orobanchaceae گل جالیز 31  Oxalidaceae ترشک 32  Papaveraceae خشخاش 33  Plantaginaceae بارهنگ 34  Poaceae (Gramineae) گندميان 35  Polygonaceae هفت بند 36  Pontederiaceae پونته دریاسه 37  Potamogetonaceae اوواش 38  primulaceae پامچال 39  Rannunculaceae شب بو 40  Ranunculaceae آلاله 41  Rosceae گلسرخیان 42  Rubiaceae   43  Scrophulariaceae میمون 44  Typhaceae لوئی 45  Typhaceae* لوئی 46  Umbelliferae چتریان 47  Urticaceae گزنه     Alismataceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Alisma plantago-aquatica Water plantain, Mad dog weed, With. بارهنگ آبي، قاشق واش تير كمان آبي 2  Sagittaria sagittifolia Arrowhead, Old word arrowhead تير كمان آبي تير كمان آبي   Amaranthaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Amaranthus albus Tumble pigweed تاج خروس سفید تاج خروس 2  Amaranthus blitoides Prostrate pigweed تاج خروس خوابیده تاج خروس 3  Amaranthus graecizans White pigweed   تاج خروس 4  Amaranthus hybridus Green amaranth تاج خروس سبز تاج خروس 5  Amaranthus lividus Livid amaranth   تاج خروس 6  Amaranthus retroflexus Redroot pigweed تاج خروس وحشی؛ اشکنو تاج خروس   Asteraceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Conyza Canadensis Canadian fleabane;Horse weed پیربهار؛ خرعلف آفتابگردان 2  Filago arvensis     آفتابگردان 3  Bidens tripartita Tripartite bur-marigold;Spanish needles دونیش؛ دودندان آفتابگردان 4  Xanthium spinosum Spiny cocklebur توق خاردار آفتابگردان 5  Xanthium strumarium Cocklebur توق؛ مستک؛ مستکی آفتابگردان 6  Anthemis arvensis Corn chamomile بابونه رشتی آفتابگردان 7  Senecio vulgaris Groundsel پیرگیاه؛ سعله درمه آفتابگردان 8  Tussilago farfara Coltsfoot اسب سمبک؛ خرپا؛ پای خر آفتابگردان 9  Cirsium arvense Creeping thistle;Canada thistle کنگر وحشی؛ کنگر صحرائی آفتابگردان 10  Cichorium intybus Chicory;Blue daisy کاسنی؛ هندپا آفتابگردان 11  Sonchus arvensis Field milk-thistle;Perennial sowthistle شیرتیغی؛ شیردشتی آفتابگردان 12  Sonchus asper Spiny milk-or sow-thistle;Spiny leaved sow thistle شیرزبر؛ گل جهان آفتابگردان 13  Sonchus oleraceus Milk-or sow-thistle شیر نرم آفتابگردان 14  Lapsana communis Nipplewort,Succory dock   آفتابگردان 15  Taraxacum officinale Common dandelion قاصدک آفتابگردان 16  Lactuca serriola Prickly lettuce,Wild lettuce کاهوک؛ گاوچاق کن آفتابگردان   Boraginsceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Myosotis arvensis Common forget-me-not فراموشم مکن؛ میانطوس گل گاوزبان   Brasisicaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Capsella bursa-postoris Shepherd's purse ,sheperd's bag peper plant,case weed كیسه كشیش شب بو   Brassicaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Cardaria draba hoary cress,pepperwort,white-top,white weed; heart-podded heary cress ازمك،موچه شب بو 2  Sinapis arvensis Brassica arvensis(L.)Rabenh,charlock,wild mustard,kedlock,field mustard,field kale خردل وحشی شب بو 3  Raphanus raphanistrum wild redish,jointed charlock,white charlock, runch, jointed redish تربچه وحشی شب بو 4  Rapistrum rugosum wrinkled gold-of-laesure,turnipweed, bastard cabbage شلمی یا شلمبیك شب بو 5  Sisymbrium officinale hedge mustard   شب بو 6  Conringia orientalis Hares-ear mustard, Hares-ear cabbage, Rabbit’s ear   شب بو 7  Nasturtium officinale Watercress   شب بو 8  Hirschfeldia incana Bastard rocket, Hairy brassica, Hoary mustard, Buchan weed   شب بو 9  Lepidium latifolium pepper Perennial peppergrass, Broadleaved pepperwort, Poor man's   شب بو 10  Diplotaxis erucoides Wall mustard, Garden wall rocket, White rocket, White wall rocket   شب بو 11  Brassica Campestris Common turnip, Bird's rape   شب بو 12  Brassica nigra Black mustard, True mustar   شب بو 13  Descurainia Sophia Flix weed, Tansymustard خاكشیر شب بو 14  Neslia paniculata Ball mustard, Neslia, Yellow weed   شب بو 15  Thlaspi arvense French- weed, Bastard –cress, Stinkweed, Field penny-cress, Fan- weed   شب بو 16  Sisymbrium irio London rocket   شب بو   Butomaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Butomus umbellatus Flowering Rush هزار ني هزار ني   Campanulaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Campanula rapunculoides Creeping campanula گل استکانی گل استکانی   Capparaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Cleome viscose ildmustard, Tick weed       Caryophyllaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Spergula arvensis Corn spurrey اسپرگول بیابانی میخک 2  Cerastium glomeratum Sticky mouse – ear chickweed   میخک 3  Stellaria media Common chickweed گندمک ؛ علف قناری میخک 4  Agrostemma githago Corn cockle;Purple cockle سیاه تخمه ؛ سیاهدانه میخک   Chenopodiaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Chenopodium album Common lambsquarters; Fat hen سلمک؛ سلمه تره چغندر؛سلمه 2  Chenopodium ficifolium Fig leaved goosefoot   چغندر؛سلمه 3  Chenopodium murale Nettle-leaved Goosefoot;Goose foot گوراگور؛ سلمه برگ گزنه ای چغندر؛سلمه 4  Atriplex hastate Spear-leaved orach   چغندر؛سلمه 5  Atriplex patula Common orach,Spreading orach اسفناج صحرایی چغندر؛سلمه 6  Atriplex tatarica   هشترخانی چغندر؛سلمه   Colchicaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Colchicum autumnale Naked ladies, Autumn crocus , Meadow saffron گل حسرت، سورنجان، پياز حضرتي گل حسرت   Cyperaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Cyperus difformis Small flower umbrella plant اويارسلام، مول، پي زول، اويارسلام بذري جگنیان 2  Cyperus esculentus Yellow nutsedge, Water grass اويارسلام زرد جگنيان 3  Cyperus longus Sweet cyperus   جگنيان 4  Cyperus rotundus Red nutsedge, Purple nutsedge اويارسلام ارغواني؛ اويارسلام بنفش جگنيان 5  Fimbristylis dichotoma Two-leaf fimbristylis, Tall fringe rush علف ارزنی جگنيان 6  Fimbristylis miliacea Lesser fimbristylis, Grass-like fimbristylis   جگنيان 7  Scirpus juncoides   سوف توپر جگنيان 8  Scirpus maritimus Sea-clubrush , Saltmarsh clubrush پيزور جگنيان 9  Scirpus mucronatus Roughseed bulrush, Bog bulrush پيزور دریایی جگنيان   Equisetaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Equisetum arvense Common horsetail, Field horsetail دم اسب، دم گرگ، دم اسب صحرايي دم اسبيان 2  Equisetum maximum Great horsetail تركمن ريش، دم اسب دم اسبيان 3  Equisetum palustre Marsh horsetail دم اسب باتلاقي دم اسبيان   Euphorbiaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Euphorbia helioscopia Sun spurge فرفیون فرفیون   Euphorbiaceaec   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Euphorbia falcate Sickle spurge   فرفیون   Fumariaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Fumaria officinalis Common fumitory, Drug fumitory شاه تره شاه تره 2  Fumaria vaillantil Alkafoun , Few- flowered fumitory   شاه تره   Geraniaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Erodium cicutarium L'Heritier , Common stoksbill تیرکمان چوپان؛منقار لک لک شمعدانی 2  Geranium dissectum Cut- leaved cranesbill شمعدانی بریده برگ شمعدانی 3  Geranium molle Dove's-foot craesbill شمعدانی پنجه کبوتری شمعدانی   Guttiferae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Hypericum perforatum Common St John's wort هوفاریون؛ هزار چشم     Hypericaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Hypericum androsaemum All-heal, Tutsan, Allsaint's wort گل راعی، علف چای گل راعی 2  Hypricum perforatum Common St. John's wort, Klamath weed گل راعی، علف چای گل راعی   Iridaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Gladiolus atroviolaceum Gladiolus گلايول سياه زنبق 2  Gladiolus italicus Wild Gladiolus: Common sword lily گلايول اسبك زنبق   Juncaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Juncus articulatus Jainted rush, Baltic rush سوف، بوريا، سازو سازو 2  Juncus effusus Common rush, Saef rush سازو سازو   Labiatae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Ajuga chamaepitys Groundpine سفید مشگک نعناییان 2  Prunella vulgaris Self-heal; Heal all   نعناییان 3  Lamium album White dead - nettle گزنه سفید نعناییان 4  Lamium amplexicaule Henbit غربیلک؛ حرف؛ چرخک نعناییان   Leguminiosae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Vicia villosa Winter veteh;Hairy veteh ماشک گل خوشه ای حبوبات   Leguminosae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Lathyrus aphaca Yellow vetchling نخود پیچ؛ خلر بی برگ حبوبات 2  Vicia tetrasperma Smooth tare;Four-seeded vetch ماشک حبوبات 3  Trifolium arvense Hare's foot;Rabbit-foot clover   حبوبات   Lemnaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Lemna minor Duck weed عدسك آبي عدسك آبي   Liliaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Allium atroviolaceum   پياز منگوله، پياز بنفش سوسن 2  Asphodelus fistulosus Onion-weed , Asphodel پيازي، سريشك، سفيدريش سوسن 3  Muscari neglectum Harebell hyacinth , Clustered grape hyacinth كلاغك سوسن   Malvaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Malva neglecta Dwarf mallow;Common mallow پنیرک؛ کوکار پنیرکیان 2  Malva sylvestris High mallow   پنیرکیان   Onagraceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Epilobium hirsutum Great hairy willow- herb گل خر     Orobanchaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Orobanche gracilis   گل جالیز گل جالیز 2  Orobanche ramose Branched broom-rape گل جالیز گل جالیز   Oxalidaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Oxalis corniculata Procumbent yellow sorrel شبدر چهار برگ ترشک   Papaveraceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Papaver rhoeas field poppy,corn poppy,red poppy شقایق خشخاش 2  Papaver dubium long-head poppy,field poppy شقایق خشخاش 3  Gloucium Corniculatum Seapoppy, Horned poppy, Black- spot hornpoppy   شقایقان 4  Chelidonim majus Tetterwort, Wartweed, Greater celandine, Swallowwort مامیران شقایقان   Plantaginaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Plantago lanceolata Ribwort;Narrow-leaved plantain کاردی؛ بارهنگ سرنیزه ای بارهنگ 2  Plantago media Hoary plantain بارهنگ بارهنگ   Poaceae (Gramineae)   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Aegilops triucialis Hard goat grass, Barb goat grass, Three-inch goats face grass دانه تسبيح گندميان 2  Agropyron cristatum Crested wheat grass, Fairway wheat grass بید گیاه تاج خروسی گندميان 3  Agropyron repens Quack grass, Couch grass, Twitch grass بيد گياه، مرغ خزنده گندميان 4  Agrostis stolonifera Creeping bent grass, Fiorin گراس دانه ريز؛ اروآ گندميان 5  Alopecurus myosuroides Black grass, Slender foxtail, Black twitch, Large foxtail دم روباهي كشيده، دم روباهي موشي گندميان 6  Alopecurus rendlei     گندميان 7  Arundo donax Giant reed, Bamboo reed, Spanish reed ني، خيزران، قميش گندميان 8  Avena barbata Slender oat, Bearded oat   گندميان 9  Avena fatua Common wild oat, Spring Wild oat جودوسر، يولاف وحشي [ بهاره] گندميان 10  Avena ludoviciana Sterile oat, Animated oat [winter oat] جودوسر، يولاف وحشي [زمستانه] گندميان 11  Boissiera squarrosa Glory grass فاخوز گندميان 12  Bothriochloa ischaemum Turkestan blue stem, Yellow blue stem جارو قزويني، جارو پنجه‌اي گندميان 13  Brachypodium sylvaticum Wood alse brome, Slender false brome چمن جارويي جنگلي گندميان 14  Briza minor Lesser quaking grass, Little quaking grass, Shivery grass لرزان چمن گندميان 15  Bromus commutatus Meadow brome, Hairy chess علف پشمكي معمولي گندميان 16  Bromus japonicus Japanese chess, Japanese brome برموس ژاپني؛ خيجو، علف پشمكي ژاپني گندميان 17  Bromus lanceolatus Mediterranean brome, Purple-awned brome كاه موشك، بُرم، برنجك، علف پشمكي سرنيزه‌اي گندميان 18  Bromus madritensis Foxtail chess, Foxtail brome, Red brome اسب علف، علف پشمكي گندميان 19  Bromus Scoparius Brown-Brome, Twiggy Brome   گندميان 20  Bromus sterilis Barren brome, Poverty brome, Sterile brome دم روباه نسترن، علف پشمكي نازا گندميان 21  Bromus tectorum Downy brome, Drooping brome, Wall brome جوميش، پشمكي، علف پشمكي بام، علف بام گندميان 22  Catapodium rigidum Ferngrass, Hard poa, Hard medow grass چمن خشن گندميان 23  Cenchrus ciliaris African foxtail grass, Buffel grass, Anjan grass چمن تشی گندميان 24  Coix lacryma-jobi Jobs Tears شال تسبيح، اشك مسيح گندميان 25  Cynodon dactylon Bermuda grass, Couch grass پنجه مرغي، چاير، مَرغ گندميان 26  Dactylis glomerata Cooks Foot, Orchard grass علف باغي گندميان 27  Desmostachya bipinnata - دب، كرتكي گندميان 28  Dichanthium annulatum Hindi grass, Sheda grass, Two-flowered goldenbeard, Bluestem, Kleberg bluestem جوگاره، دانه سنا، مورغا گندميان 29  Digitaria ciliaris Tropical crab grass, Summer grass گاورس، انگشتي گندميان 30  Digitaria sanguinalis Large crab grass, Hairy finger grass, Hairy crab grass انگشتي، پنجه كلاغي گندميان 31  Diplachne fusca Littoral sprangletop, Beetlegrass پوشينك دنداني گندميان 32  Echinochloa colonum Awnless barnyard grass, Shama millet, Jungle rice, Birds rice, Swamp grass درنه سرخه، سرخك گندميان 33  Echinochloa crus-galli Barnyard grass, Cockspur grass سوروف، درنه گندميان 34  Lolium temulentum Poison rye grass, Darnel, Bearded rye grass چچم، گیجدانه، تلخك گندمیان 35  Hordeum leporinum Wild barley, Hare barley, Barleygrass جو موشك گندمیان 36  Eleusine indica Goose grass, Crows foot grass, Wiregrass, Bull grass مرغ خوشه سرخ، علف خرچنگی، چمن غاز گندمیان 37  Eragrostis megastachya Stink grass, Spreading Love grass   گندمیان 38  Eragrostis pilosa Indian love grass, Soft love grass علف عشق كركی گندمیان 39  Eragrostis persica     گندمیان 40  Hordeum murinum Mouse barley, Wall barley جو موشی، جو موشك گندمیان 41  Eremopyrum bonaepartis Squarose Couch grass گارس گندمیان 42  Eremopyrum orientalis     گندمیان 43  Festuca arundinacea Tall fescue, Reed fescue, Altafescue علف بره گندمیان 44  Eragrostis minor Little love grass, Smaller stink grass علف نرمو گندمیان 45  Eragrostis barrelieri Mediterranean love grass علف عشق گندمیان 46  Imperata cylindrical Cogon grass, Stintail, Blady grass حلفه، كلته باغی گندمیان 47  Koeleria pyramidata Prairie june grass, Crested cat s tail, Crested hair grass   گندمیان 48  Lolium multiflorum Italian ryegrass چچم، چچم پرگل گندمیان 49  Lolium perenne English rye grass, Perennial rye grass چمن دائمی، چچم گندمیان 50  Lolium persicum Persian darnel چچم ایرانی گندمیان 51  Lolium rigidum Wimmera rye grass, Swiss rye grass چچم گندمیان 52  Panicum miliaceum Broom corn millet, Proso millet, Panic millet, Hog millet مایلو- ارزن گندمیان 53  Panicum repens Torpedo grass, Couch panicum. Creeping panic مایلو، ارزن خزنده گندمیان 54  Panicum turgidum   علف سرخو – علف زنجیره، ارزن شن دوست گندمیان 55  Parapholis incurva Curved sea Hard grass اگرجه گندمیان 56  Paspalum dilatatum Dollis grass, Golden crown grass, Cuterpillar grass, Water paspalam, Leichardt grass پاسپالوم، سه چكه واش ، بند واش خشكی زی گندمیان 57  Paspalum paspaloides Knotgrass, Couch paspalum, Joint grass, Water couch چایر آبی، بندواش آبزی گندمیان 58  Phalaris brachystachys Short-spiked cannary grass بذر كانادایی، خوش واش، گوش دانه، علف خونی كوتاه سنبله گندمیان 59  Phalaris minor Little seeded canary grass, Lesser canary grass علف خونی، خونی واش، بذرك گندمیان 60  Phalaris paradoxa Bristle-spiked canary grass, Hood canary grass علف خونی گندمیان 61  Phleum pratensis Cats tail, Timothy grass, Herds grass یالمان، لوئیچه چمنی گندمیان 62  Phragmites australis Common reed نی گندمیان 63  Poa annua Annual blue grass, Annual meadow grass, Winter grass چمن یكساله گندمیان 64  Poa bulbosa Bulbous blue grass, Bulbous meadow grass چمن زنده زا، مرغا گندمیان 65  Poa pratensis Kentucky blue grass, Smooth-stalked meadow grass چمن مرتعی گندمیان 66  Poa trivialis Roughstalk blue grass, Rough-stalked meadow grass, Rough blue grass چمن معمولی گندمیان 67  Polypogon monspeliensis Rabbitfootgrass,Annual Beard grass شال دوم گندمیان 68  Polypogon viridis Waterbent, Water bent grass   گندمیان 69  Setaria glauca Yellow foxtail, Pale pigeon grass دم روباهی زرد، اسب واش، ارزنی، گاورس گندمیان 70  Setaria italica Italian millet, Foxtail millet گاورس ایتالیایی گندمیان 71  Setaria verticillata Bristly Foxtail, Whorled pigeon grass دوستك،گاورس چرخه ای گندمیان 72  Setaria viridis Green bristle grass, Green foxtail, Bottle grass ارزنی سبز، چسبك گندمیان 73  Sorghum bicolor Shattercane, Wildcane, Gooseneek, Sorgho سورگوم، ذرت خوشه‌ای گندمیان 74  Sorghum halopense Johnson grass, Aleppo millet grass قیاق، گالش گندمیان 75  Trachynia distachya Purple falsebrome گیس بافته گندمیان 76  Vulpia myuros Rat-tail fescue, Six weeks grass, Silver grass دم روباهك گندمیان   Polygonaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Rumex obtusifolius Broad-leaved dock, Bitter dock, Celery seed   هفت بند 2  Rumex acetosa common sorrel, garden sorrel, sour dock ترشك معمولی درشت هفت بند 3  Rumex acetosela sheep's sorrel, red sorrel, field srrel   هفت بند 4  Polygonum persicaria Redshank, Persicaria,Lady's thumb   هفت بند 5  Polygonum aviculare knotgrass,knotweed,doorweed,wireweed علف هفت بند هفت بند 6  Rumex pulcher Fiddle dock, Red dock   هفت بندیان 7  Rumex crispus Curled dock, Yellow dock, Sour dock   هفت بندیان 8  Eemx Spinosa Spiny emex, Prickly dock   هفت بندیان 9  Fallopia Convolvulus Black bind weed, Wild buck wheat پیچك بند، نیلوفر، دارجینك هفت بند   Pontederiaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Monochoria vaginalis   سلواش پونته دریاسه   Potamogetonaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Potamogeton perfoliatus Perfoliate pond weed اوواش اوواش   primulaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Anagallis arvensis Scarlet pimpernel , Sheperd's ,wether-glass آناغالیس پامچال   Rannunculaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Ranunculus muricatus Roughseed buttercup, Sharp buttercup, Spiny –fruited buttercup   شب بو   Ranunculaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Ranunculus repens creeping buttercup,creeping crowfoot   آلاله 2  Ranunculus arvensis Corn crowfoot,corn buttercup   آلاله 3  Adonis aestivalis Summer pheasant's eye, Summer adonis آدونیس آلاله   Rosceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Potentilla reptans Creeping cinquefoil پنج انگشتی؛ گل فندوق گلسرخیان   Rubiaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Sherardia arvensis Field madder شراردیای دریایی   2  Galium aparine Goosegrass,Cleavers غازاوتی ؛ شیرپنیر روناس 3  Galium tricornutum Rough corn bedstraw بی تی راخ ؛ شیر پنیر روناس   Scrophulariaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Veronica hederifolia Ivy-leaved speedwell سیزاب عشقه ای؛ سیزاب کرکی میمون 2  Veronica persica Buxbaum's speedwell;Persian speedwell سیزاب ایرانی میمون 3  Linaria elatine Shrp-pointed toadflax;Cancerwort   میمون   Typhaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Typha latifolia Reed mace لوئی، كرفو لوئی   Typhaceae*   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Sparganium erectum Bur-reed گالی، نی تویی، تو اُف لوئی   Umbelliferae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Scandix pectin – veneris Shepherd's needle;Venus's Comb شانه ونوس؛ سوزن چوپان چتریان 2  Bifora radians   برگ هویجک چتریان 3  Daucus carota Wild carrot هویج وحشی چتریان 4  Caucalis platycarpos     چتریان   Urticaceae   ردیف نام علمی نام انگلیسی نام فارسی نام تیره فارسی 1  Urtica dioica Stinging nettle;Common nettle گزنه بزرگ، گزنه دوپایه گزنه    
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:25 ] [ shirin ]

آپاندیس:

1) مرباي گردو ملين بوده و آپانديس را تقويت مي كند

آسم:

1)     اسفناج پته براي رفع بيماري آسم و گرفتگي صدا بسيار موثر است

2)     گياه  ثعلب در موارد ناراحتيهاي تنفسي مثل سرفه هاي شديد و حتي در موارد سياه سرفه و آسم و تنگي نفس مورد استفاده قرار مي گيرد

 

آهن:

1)                 برگ اسفناج منبع غني ويتامين آهن مي باشد .

2)  چون گردو داراي مس مي باشد بنابراين به جذب آهن در بدن كمك مي كند

3)گیاه ترشک دارای این ویتامین هست

ادرار:

1) آرتیشو(کنگر فرنگی) ادرار آور – ضد سوزش ادرار

 

اسهال:

1)       اين گياه  خاکشیراستفاده دارويي و غذايي دارد از جمله رفع كننده گرمازدگي و ضد اسهال است.

2)- آمله(مقشر) (سرد و خشک) ضد اسهال مزمن و خونی

 

اعصاب:

1)     اسفناح سبزي مفيد براي تقويت اعصاب است .

2)     گردو را با انجير و موز بخوريد مقوي حواس و مغز است

3)      گياه چای کوهی براي سيستم دستگاه عصبي خاصيت آرام بخش دارد.

4) اين گياه مریم گلی  آرام بخش و مقوي اعصاب است. همچنين يك داروي ضد عفوني كننده بسيار قوي است.

 

بیماری پوستی:

1) جوشانده برگ درخت گردو درمان كننده سر درد ، سرمازدگي و بيماريهاي پوستي است

پتاسیم:

برگ اسفناج منبع غني ويتامين پتاسيم مي باشد

تب:

1) براي برطرف كردن تب و اخلاط بدن هندوانه را با شير خشت بخوريد

 

2)اسفناج خنك كننده است و براي پائين آوردن تب مفيد است

 

3) دم كرده برگ درخت زيتون تب بر است .

4) دم كرده و جوشانده پوست درخت زيتون تب بر و درمان كننده مالاريا است .

5) اين گياه  گل گاو زبان باعث كاهش تب مي شود و در تمام موارد تب مثل سرخك، مخملك، آبله، كهير و تبهاي ديگر مي تواند مفيد باشد.

6) اين گياه  خاکشیررا بصورت خيس كرده استفاده مي كنند و در موارد جراحات و تبهاي زياد بسيار مؤثر است و همچنين بو داده ي آن اسهال هاي سخت را درمان مي كند.

تشنگی:

1)خوردن اسفناج در رفع تشنگي موثر است

 

جوشها:

1)     براي سرباز كردن جوشها و كورك ها زيتون را له كرده و روي جوش يا كورك بماليد .

2)     اگر در صورت شما لكه و جوش قرمز رنگ وجود دارد درمان آن با آب ليمو و نمك است . بدين ترتيب كه در مقدري آب ليمو نمك بزنيد و آنرا با پنبه روي صورت خود بماليد لكه ها و جوشها را برطرف مي كند .

3)     از جوشانده اين گياه مریم گلی  براي ضماد و جوشهاي بدن استفاده مي شود

خارش بدن:

1)       براي رفع خارش بدن هندوانه را با تمبر هندي بخوريد

براي رفع خارش گزيدگي حشرات ، روغن زيتون را به محل گزيدگي بماليد

 

دندان و لثه:

1)     اگر پوست تاز گردو را به دندان و لثه بماليد لثه و دندان را تقويت مي كند

براي رفع پيوره لثه ، روغن زيتون را بر روي لثه بماليد

 

رماتیسم:

1)   جوشانده برگ درخت زيتون برطرف كننده نقرس و رماتيسم است .

2)     . جوشانده غليظ اين گياه  مریم گلی اگر با آب مخلوط شود براي دردهاي مفصلي، رماتيسم و حتي راشيتيسم كودكان بسيار مفيد و مؤثر است

3)   آلبالوی سرد و خشک ضد نقرس و روماتیسم

.

روده:

1)مغز تخمه هندوانه كرم هاي روده را از بين مي برد

2) اسفناج ورم روده كوچك را رفع مي كند .

 

3) اسفناج مانند جارو روده بزرگ را تميز مي كند

4) روغن زيتون كرم كش است .

5) خاكشير از زمانهاي گذشته كاربرد داشته است و بهترين كاربرد آن به خاطر خاصيت ضد عفوني كننده اش    مي باشد و براي ناراحتيهاي روده مثل اسهال و يا حتي يبوست مفيد است

 

ریه:

1)                اسفناج براي ورم ريه مفيد است

2)                گردو درمان كننده بيماريهاي ريوي است

 

 

زخم:

1)50  گرم برگ گردو را در يك ليتر آبجوش ريخته و بمدت چند دققيه بجوشانيد اين جوشانده براي شست و شوي زخم ها و التيام انها بسيار مفيد است .

2) براي برطرف كردن خراش و ترك پوست ، گليسيرين  و روغن زيتون را بمقدر مساوي با هم مخلوط كرده و روي پوست بماليد

زگیل:

1) شيره قسمت سبز ميوه را اگر چند بار روي زگيل بماليد آنرا از بين مي برد

 

سردرد:

1)      آش اسفناج با گشنيز براي سردردهايي كه ناشي از سوء هاضمه و اختلال دستگاه گوارشي است مفيد مي باشد .

2) اگر آش اسفناج را با آب ليمو و سماق و يا آب غوره بخوريد سردردهاي ناشي از اختلال كيسه صفرا را برطرف مي كند .

 

سرطان الکل و سیگار:

1) خوردن اسفناج از سرطان جلوگيري مي كند مخصوصا در افرادي كه به مصرف الكل و سيگار دست دارند

 

سرطانها:

1)حقيقات دانشمندان نشان داده است كه اسفناج در پيشگيري سرطان روده بزرگ ، معده ، پروستات ،‌حنجره و رحم موثر است .

 

2) خوردن اسفناج از سرطان جلوگيري مي كند مخصوصا در افرادي كه به مصرف الكل و سيگار دست دارند

3) مصرف رون زيتون از امراض قلبي وسرطان جلوگيري مي كند

 

سرما خوردگی:

1)                براي رفع سرفه هاي خشك برگ اسفناج را با حو پوست كنده و روغن بادام بپزيد و بخوريد

2)                اسفناج پته براي رفع بيماري آسم و گرفتگي صدا بسيار موثر است

3)                گردو مسكن دل پيچه است

4)                جوشانده برگ درخت گردو درمان كننده سر درد ، سرمازدگي و بيماريهاي پوستي است

5)                روغن زيتون براي رفع سرفه هاي خشك مفيد است

6)براي گرفتگي بيني و زكام كافي است چند قطره آب ليمو را با يك قاشق چايخوري آب مخلوط كرده و در بيني بچكانيد . براي رفع كم معده و روده بايد يك ليمو ترش را با پوست و هسته له كنيد و آنرا با يك ليوان آب سرد و يك قاشق عسل مخلوط كرده و بمدت يك ساعت قبل از خواب نوشيد .

7) براي جلوگيري از خونريزي بيني كافي است كه يك تكه پنبه را آغشته به آ ب ليمو كرده و در سوراخ بيني بگذاريد خون دماغ را برطرف خواهد كرد

8) بهترين دارو براي پوست دست شما مخلوط گليسيرين و آ ب ليمو است . آب ليمو و گليسرين را به نسبت مساوي مخلوط كنيد و بدستهاي خود بماليد ببينيد كه چقدر پوست دستها صاف مي شود . در زمستان براي جلوگيري از سرما زدگي دستهاي خود را با آ ب ليمو ماساژ دهيد

9) گياه  ثعلب در موارد ناراحتيهاي تنفسي مثل سرفه هاي شديد و حتي در موارد سياه سرفه و آسم و تنگي نفس مورد استفاده قرار مي گيرد.

10) مصارف دارويي اين گياه گل گاو زبان  بصورت محلي بدين صورت است كه گلهاي آبي اين گياه را خشك كرده و دم كرده ي آن را مورد استفاده قرار مي دهند. در سرماخوردگي به عنوان معرق و افزايش دهنده فشار خون مورد

11) اين گياه  گل گاو زبان در مورد بيماريهاي دستگاه تنفسي و حتي در رابطه با برونشيت، سرفه، زكام و آبريزش بيني مي تواند داروي مؤثري باشد.

12) ) اين گياه  خاکشیراستفاده دارويي و غذايي دارد از جمله رفع كننده گرمازدگي و ضد اسهال است.

13) آرتیشو(کنگر فرنگی) -  ضد عفونت داخلی.

 

سل:

1) دم كرده برگ درخت گردو براي درمان ترشحات زنانه و بيماري سل مفيد است

 

سوختگی:

1) پماد ميوه نارس زيتون براي سوختگي مفيد است

 

شیر مادران:

1)                 اسفناج براي زياد كردن شير در مادران شير ده موثر است .

2)                 اگر زن حامله روزي يك عدد گردو بخورد پس از زايمان پوست شكمش زيبايي خود را حفظ خواهد كرد

3)                 گياه  چای کوهی از داروهايي است كه باعث سقط جنين در زنان باردار مي شود.

4)                 اين گياه گل گاو زبان اگر با دو گياه ديگر مثل سنبله تيو و ليمو اماني دم کرده و خورده شود، براي خانمهاي حامله بسيار مفيد و تقويت كننده است.

5)                 در صورت باردار بودن از مصرف زالزالک پرهیز شود.

 

فشار خون:

1)   هندوانه مدر است و به پائين آوردن فشار خون كمك مي كند

2)   – آلبالو سرد و خشک کاهش فشار خون

قلب:

1)     مصرف روغن زيتون از امراض قلبي وسرطان جلوگيري مي كند

 زلزالک برای معالجه بیماران مبتلا به فعالیت نامنظم قلب مورد استفاده قرار میگیرد

 

قند خون:

1)    اين گياه مریم گلی  ضد درد، آرامش بخش و براي كاهش قند خون استفاده مي شود. اين گياه در تمام مناطق معتدله رويش دارد. گلهاي سفيد زيبايي مي دهد، بصورت خوشه اي است و جزء گياهان معطر و خوشبو است كه طعم بسيار تلخي دارد.

2)    آرتیشو(کنگر فرنگی) مفید برای افراد دیابتی

 

کبد:

1)         تخم اسفناج براي برطرف كردن ورم كبد و يرقان مفيد است .

2)         آفتیمون شامی گرم و خشک برای  تقویت کبد

کلسترول:

2) اسفناج كلسترول خون را پائين مي آورد

کم خونی:

1)                 اسفناج بهترين دارو براي كساني است كه مبتلا به كم خوني هستند

2)                 سابقا نوعي شربت از اسفناج تهيه شد كه در معالجه خونريزيها و كم خوني از آن استفاده مي كردند

3)                 گردو خون ساز و تصفيه كننده خون است

4)                 بدن بچه هايي را كه مبتلا به نرمي استخوان و كم خوني هستند با روغن زيتون ماساژ دهيد اثر مفيدي درد

5)                 مصارف دارويي اين گياه گل گاو زبان  بصورت محلي بدين صورت است كه گلهاي آبي اين گياه را خشك كرده و دم كرده ي آن را مورد استفاده قرار مي دهند. در سرماخوردگي به عنوان معرق و افزايش دهنده فشار خون مورد

کیسه صفرا:

1)      اگر آش اسفناج را با آب ليمو و سماق و يا آب غوره بخوريد سردردهاي ناشي از اختلال كيسه صفرا را برطرف مي كند .

2)      خوردن گردو از تشكيل سنگ كليه و سنگ كيسه صفرا جلوگيري مي كند

3)      روغن زيتون نرم كننده و صفرا بر است .

روغن زيتون دفع كننده سنگ كيسه صفرا است براي اين منظور بايد آنرا با آبليمو مصرف ك

 

گلبولهای قرمز خون:

1)                  اسفناج تعداد گلبولهاي قرمز خون را افزايش مي دهد .

 

2) گردو خون ساز و تصفيه كننده خون است

 

گلوو دهان:

1)پوست سفيد داخل هندوانه براي زخم گلو و دهان بسيار موثر است

2)  اسفناج براي از بين بردن ورم و درد گلو مفيد است .

3) جويدن برگ زيتون براي از بين بردن زخم هاي دهان مفيد است

4) براي گلو درد بهترين دارو ليمو ترش است . يك قاشق چايخوري آب ليمو ترش را در آب نيم گرم بريزيد و با آن غرغره كنيد ورم گلو و گلو درد  را برطرف خواهد كرد .

5) اگر از جوشانده اين گياه مریم گلی بصورت قرقره استفاده شود، جوشهاي داخل دهان و بعضاً آفت دهان را درمان مي كند.

6) انواع گلو درد نيز از اين گياه  مریم گلی استفاده مي شود

7)آلو سیاه خشک – کاهش خشکی دهان

 

لاغری:

1)                 اسفناج براي لاغر شدن و وزن كم كردن مفيد است .

2)                 كسانيكه مي خواهند خود را لاغر كنند اگر صبح ناشتا آب ليمو ترش را با يك ليوان آب مخلوط كنند و مقدر كمي عسل بآن اضافه نمايند و آنرا بنوشند تا ظهر گرسنه نخواهند شد و بدين ترتيب از شر چربيهاي اضافي  راحت خواهند شد .

آلبالوی سرد و خشک مناسب برای لاغری

 

لوزالمعده:

1) اسفناج ترشحات لوزالمعده را افزايش مي دهد

 

مالاریا:

1) دم كرده و جوشانده پوست درخت زيتون تب بر و درمان كننده مالاريا است

 

مثانه:

1)هندوانه براي ورم مثانه مفيد است

2) از خواص گياه چای کوهی، مدرد بودن آن است و همين خاصيت براي شستشوي مجراي ادراري (كليه و مثانه) می باشد.

3) اين گياه گل گاو زبان  همچنين ادرارآور و معرق است لذا براي كليه، مثانه و بطور كلي براي مجاري ادراري داروي مفيدي است

4) معجون جامع دارای طبیعت گرم میباشد و هر نوع سنگ کلیه و مثانه را ذوب می نماید و دردهای ناشی از این بیماری را کاملا بهبود

 

مدفوع:

1) اسفناج چون داراي كلروفيل است عضلات روده را تحريك كرده و تخليه مدفوع را آسان مي كند

معده:

1)هندوانه معده را تقويت مي كند

2)مغز تخمه هندوانه كرم هاي معده را از بين مي برد

3) اسفناج بدليل داشتن ماده اي بنام اسپيناسين هضم غذا را تسريع مي كند . اين ماده باعث تحريك معده و ازدياد ترشحات آن مي شود .

4) کسانی که از درد و و ورم معده رنج میبردند میتوانند با استفاده از این معجون جامع  بیماری خود را کاملا درمان کنند

 

مفاصل:

1)   دم كرده برگ درخت گردو براي درمان ورم مفاصل مفيد است

2)   . جوشانده غليظ اين گياه مریم گلی  اگر با آب مخلوط شود براي دردهاي مفصلي، رماتيسم و حتي راشيتيسم كودكان بسيار مفيد و مؤثر است.

3)از دانه هاي اين گياه  ترشک استفاده مي كنند. طريقه استفاده ي آن هم به اين ترتيب است كه دانه هاي اين گياه را مي كوبند و بعد از مرطوب كردن در محل درد و مفاصل مي گذارند و به عنوان مُسَكن از آن استفاده مي كنند.

4) آلوسیاه: (سرد و معتدل) ضد درد مفصلی

نرمی استخوان:

1) بدن بچه هايي را كه مبتلا به نرمي استخوان و كم خوني هستند با روغن زيتون ماساژ دهيد اثر مفيدي درد

نیروی جنسی:

1)                 اگر از گردو و عسل و مربا درست كنيد براي اشخاص لاغر وتقويت و تحريك نيروي جنسي مفيد است.

2)                 خوردن گردو براي تقويت جنسي مفيد است

)براي رفع سستي فلج و لقوه و تقويت نيروي جنسي بايد 80 گرم روغن زيتون را با 14 گرم كندر و 16 گرم سياه دانه مخلوط كرده و بمدت سه روز از آن بخوريد

ویتامینA:

1) برگ اسفناج منبع غني ويتامين A مي باشد .

 

ویتامینC:

 

1)         برگ اسفناج منبع غني ويتامين cمي باشد .

2)      گیاه ترشک دارای ویتامین c

سنگ کلیه:

1) آب هندوانه مخلوط با سكنجبين علاج كننده يرقان و دفع كننده سنگ كليه است

2) تخم اسفناج براي برطرف كردن ورم كبد و يرقان مفيد است .

3) خوردن گردو از تشكيل سنگ كليه و سنگ كيسه صفرا جلوگيري مي كند

4) . خوردن آب ليمو سنگهاي كليه را نيز دفع مي كند

5) از خواص گياه چای کوهی، مدرد بودن آن است و همين خاصيت براي شستشوي مجراي ادراري (كليه و مثانه) می باشد.

6) اين گياه گل گاو زبان  همچنين ادرارآور و معرق است لذا براي كليه، مثانه و بطور كلي براي مجاري ادراري داروي مفيدي است

7) معجون جامع دارای طبیعت گرم میباشد و هر نوع سنگ کلیه و مثانه را ذوب می نماید و دردهای ناشی از این بیماری را کاملا بهبود

یرقان :

) آب هندوانه مخلوط با سكنجبين علاج كننده يرقان است

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:24 ] [ shirin ]
 
nتاجریزی  Solanum nigrum
Black nightshade   

nگیاهی است یكساله،از خانواده سیب زمینی یا Solanaceae كه از طریق بذر تكثیر می یابد. در بعضی مناطق به ان انگورك می گویند.دارای ساقه راست و تا اندازه ای منشعب و شاخه های گوشه دار كه طول ان به20تا60سانتی متر میرسد.برگهای این گیاه ساده و حاشیه آنها موجدار است. برگها تخم مرغی شكل و در نوك تيز شده اند

گلهای تاجریزی پنج گلبرگ سفیدرنگ دارد و میوه ان سیاهرنگ است. برگها و ساقه های تاجریزی سولا نین دارند كه كمی سمی است، این ماده در میوه های سبز ان نیز یافت میشود. تاجریزی در مزارع،چغندرقند، نیشكر،پنبه، توتون، باغهای میوه، سبزی و صیفی واراضی بایر دیده ميشود . 
 
nروشهاي كنترل :

برای مبارزه با این گیاه میتوان از علفكش سونالان با امولوسیون33.5درصد به نسبت2لیتر در هكتار قبل از رویش و یا تو-فور-دی پس از سبز شدن علف هرز استفاده كرد.

در مزارع آفتابگردان از اتال فلورالین به میزان3-3.5لیتر در هكتار به صورت مخلوط با خاك و در یك نوبت ویا در مزارع كنجد میتوان از آلاكلر به میزان5لیتر در هكتار بعد از كاشت و قبل از سبز شدن كنجد و در یك نوبت استفاده كرد. 
سیب زمینی solanaceae
:تیره
Solanum nigrumL.
:نام لاتین
Black nightshade - Morel
:نام انگلیسی
تاج ریزی سیاه
:نام فارسی
ربرق - عن
nشرح گیاه
گیاهی است علفی یکساله و به ارتفاع 10 تا 50 سانتی متر دارای ریشه ای راست به رنگ سفید و ساقه کم و بیش منشعب از قاعده دارد برگهای آن بیضوی به رنگ سبز تیره و دارای کناره ای با دندانه های کم است گلهای کوچک و سفید رنگ آن در فاصله ماههای خرداد تا شهریور ظاهر می شود میوه اش سته، کروی و در آغاز به رنگ سبز است ولی تدریجاً قرمز رنگ می شود طعم آن تلخ و ناپسند است و در آن دانه های کوچک و کروی جای دارد
ب الثعلب - عنب الذهب
:نام عربی
 
 
 
nتکثیر گیاه
از طریق کاشتن دانه صورت می گیرد.
nروش کاشت
به علت پراکندگی زیاد که تاجریزی سیاه در نواحی مختلف کره زمین دارد می توان در هر نقطه ای آن دسترسی پیدا کرد. لذا زراعت آن اصولاً مورد پیدا نمی کند ولی اگر انجام آن ضرورت پیدا داشته باشد می توان از طریق کاشتن دانه اقدام به این کار نمود. لذا در اواخر اسفند و یا مرداد ماه دانه های رسیده گیاه را در زمین آماده ای پخش می کنند یا آنها تا در امتداد خطوطی به فواصل 30 سانتی متر در زمین زراعتی می کارند زمین زراعتی آن باید دارای کود کافی باشد و به علاوه بخوبی شخم زده شود و عاری از علفهای هرز گردد.

 

nبرداشت
برداشت محصول یعنی جمع آوری برگ و یا خارج کردن گیاه کامل از زمین معمولاً در آغاز گل دادن انجام می گیرد. (گلها در فاصله ماههای خرداد تا شهریور ظاهر می شوند) برگ و یا گیاه کامل را معمولا درمحلی از انبار که به خوبی تهویه گردد، بر روی پارچه می گسترانند تا خشک شوند. تذکر : باید توجه داشت که برگ و شاخه های تاج ریزی سیاه با گیاهان دیگر در انبار مخلوط نگرد، زیرا در اثر دارا بودن ماده سمی سولانین ممکن است موجبات مسمومیت را فراهم آورند.
 
nدامنه انتشار
گرگان: بندرگز ، مازندران ، بابل ، تمشیان ، دره هراز ، بین علی آباد و زردبن در ارتفاعات 700 متری ، آمل ، بین ایستگاه زیراب و شیرگاه ، دره چالوس در 1500 متری ، گیلان ، لاهیجان ، جنوب هشتپر ، آذربایجان:ارومیه ، فارس : حسن آباد در 40 کیلومتری شیراز و سیستان.
 
سیب زمینی solanaceae
:تیره
Solanum nigrumL.
:نام لاتین
Black nightshade - Morel
:نام انگلیسی
تاج ریزی سیاه
:نام فارسی
 
ربرق - عنب الثعلب - عنب الذهب
 
nزمان گلدهی
ماههای خرداد تا شهریور
nتکثیر
تکثیر گیاه تاج ریزی پیچ از طریق کاشتن دانه، قلمه زدن یا خوابانیدن شاخه ها و همچنین قطعات سوش جوانه دار است.
 
nتکثیر از طریق دانه

تکثیر از طریق کاشتن دانه بدین صورت است که دانه ها را در اواخر اسفند تا اواسط فروردین ماه در قطعه زمینی که در واقع نهالستان است می کارند و سپس گیاهان جوان حاصل را در حاشیه پرچین مزارع و یا اماکن مستعد که دارای درختچه های کوچک باشند، منتقل می سازند تا گیاهان جوان بتوانند پس از آنکه رویش اولیه آنها خاتمه یافت. از تکیه گاههای مجاور خود بالا رفته وضع ایستاده به خود بگیرند. در موقع انتقال پایه های جوان به حاشیه پرچین ها همواره باید رعایت شود که فاصله هر گیاه از دیگری لااقل 60 سانتی متر تا یک متر باشد تا هر گیاه بتوانند بطور جدا و مستقل از تکیه گیاه اطراف خود بالا رود. 

nخواص دارويي
   طبیعت سرد و خشک، قابض، برطرف کننده تشنگی، ازبین برنده ورمهای داخلی و مقعد، ضد التهاب، ضد باد سرخ، جهت ورم حلق و درد دندان بصورت ضماد مورد استفاده قرار می گیرد.
:نام عربی
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:11 ] [ shirin ]
 

دماى مطلوب براى رشد طبيعى و مداوم ريشه‌ها عموماً از دماى لازم براى رشد شاخه‌ها کمتر است. دماى ريشه‌ها در طول بهار و در زير پوشش چمن‌ها و يا زير پوشش گياهى از حرارت بالاى خاک کمتر است. حرارت مطلوب براى رشد گونه‌ها متغير بوده و افزايش حرارت ريشه‌ها (به‌وسيله آب داغ خارج شده از لوله‌ها) براى گياهان گرمسيرى مثل سودان گراس مطلوب‌تر از گراس‌هاى سردسيرى مثل فستوکا است. تأثير دما روى رشد ريشه بيشتر از اثر آن روى رشد شاخه‌ها است.

دمای خاک :

دمای خاک بر رشد ریشه ، جوانه زدن و سبز شدن بذر، فعالیت میکروارگانیسم ها و در نتیجه تأمین و نیز سرعت جذب مواد غذایی مورد نیاز گیاه موثر است.

همچنین اختلاف دمای نقاط و لایه های مختلف خاک عامل موثری در انتقال و حرکت آب در خاک می باشد.

منبع اصلی حرارت خاک:

  منبع اصلی تابش خورشید بر سطح زمین است. اما دمای خاکهائی که دارای مقدار زیادی مواد آلی در حال تجزیه سریع می باشند از وضعیت تابش خورشید مستقل است. هرگاه خاک تحت تابش اشعه حرارتی قرار یرد، مقداری از حرارت رسیده به سطح خاک جذب لایه سطحی خاک شده و بتدریج به لایه های زیرین انتقال می یابد.

گرمای ویژه و ظرفیت هدایت حرارتی خاک با افزایش درصد رطوبت بالا رفته و در خاکهای اشباع از آب به چند برابر خاکهای خشک می رسند. پس خاکهای مرطوب حرارت را بهتر به اعماق خاک انتقال داده و درجه حرارت آنها نیز دیرتر بالا می رود. عامل دیگری که موجب سرد بودن خاکهای مرطوب می گردد آن است که قسمت زیادی از انرژی حرارتی دریافت شده صرف تبخیر آب از سطح خاک می گردد.

ماده آلی:

میزان ماده آلی خاک نیز بر دمای آن موثر است. گرمای ویژه هوموس از اجزاء معدنی خاک بیشتر است.پس ، هرچه درصد ماده آلی خاک افزایش یابد دیرتر گرم می شود. این عامل از حرارت تولیدی ناشی از تجزیه ماده آلی و از اثر هوموس بر رنگ خاک مستقل می باشد.

کل ظرفیت حجمی حرارتی خاک ( Cs ) بر حسب کالری بر سانتیمتر مکعب بر درجه را می توان بصورت فرمول زیر نشان داد : Xw + Xo 60 . 0 + Xm 46 . 0 = Cs پوششهای خاک ممکن است گرمای ویژه بالایی داشته و یا بصورت عایقی مانع تغییر حرارت خاک گردند.

خاکهایی که توسط آب ، کاه و کلش ، برف و یا گیاه پوشیده شده اند چگونه هستند

تغییرات حرارتی کمی داشته و ممکن است سردتر یا گرمتر از هوا باشند. مثلاً خاکهای پوشیده از برف در زمستان گرمتر از هوا و در بهار سردتر از هوا می باشند. موقعیت و و ضعیت قرار گرفتن زمین نیز در وضعیت حرارتی خاک موثر است. زمینهایی که در رأس تپه ها واقعند در معرض باد قرار داشته و نتیجتاً سرد و خشک هستند.

زمین هایی که به سمت جنوب شرقی شیب دارند تحت تابش تقریباً عمودی نور خورشید در زمستان بوده و نتیجتاً گرمتر و کمی نیز خشک تر از سایر شیب ها می باشند. دره ها نیز سردتر از دشت ها و دامنه کوهها می باشند، زیرا هوای سرد سنگین تر از هوای گرم است و در اعماق دره ها نشست می کند. بعلاوه خاکهای دره ها رطوبت بیشتری داشته و دیرتر گرم می شوند.

معمولاً تفاوت حرارتی روز و شب نواحی دره های بسیار زیاد است. این تفاوت حرارتی می تواند موجب سرمازدگی زودرس پائیزه و ادامه خطر سرمازدگی بهاره محصولات در اراضی واقع در دره ها گردد.

 

 

دماى مطلوب

براى رشد طبيعى و مداوم ريشه‌ها عموماً از دماى لازم براى رشد شاخه‌ها کمتر است. دماى ريشه‌ها در طول بهار و در زير پوشش چمن‌ها و يا زير پوشش گياهى از حرارت بالاى خاک کمتر است. حرارت مطلوب براى رشد گونه‌ها متغير بوده و افزايش حرارت ريشه‌ها (به‌وسيله آب داغ خارج شده از لوله‌ها) براى گياهان گرمسيرى مثل سودان گراس مطلوب‌تر از گراس‌هاى سردسيرى مثل فستوکا است. تأثير دما روى رشد ريشه بيشتر از اثر آن روى رشد شاخه‌ها است

 

دمای خاک :

دمای خاک بر رشد ریشه ، جوانه زدن و سبز شدن بذر، فعالیت میکروارگانیسم ها و در نتیجه تأمین و نیز سرعت جذب مواد غذایی مورد نیاز گیاه موثر است.

همچنین اختلاف دمای نقاط و لایه های مختلف خاک عامل موثری در انتقال و حرکت آب در خاک می باشد.

منبع اصلی حرارت خاک:

  منبع اصلی تابش خورشید بر سطح زمین است. اما دمای خاکهائی که دارای مقدار زیادی مواد آلی در حال تجزیه سریع می باشند از وضعیت تابش خورشید مستقل است. هرگاه خاک تحت تابش اشعه حرارتی قرار یرد، مقداری از حرارت رسیده به سطح خاک جذب لایه سطحی خاک شده و بتدریج به لایه های زیرین انتقال می یابد.

گرمای ویژه و ظرفیت هدایت حرارتی خاک با افزایش درصد رطوبت بالا رفته و در خاکهای اشباع از آب به چند برابر خاکهای خشک می رسند. پس خاکهای مرطوب حرارت را بهتر به اعماق خاک انتقال داده و درجه حرارت آنها نیز دیرتر بالا می رود. عامل دیگری که موجب سرد بودن خاکهای مرطوب می گردد آن است که قسمت زیادی از انرژی حرارتی دریافت شده صرف تبخیر آب از سطح خاک می گردد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماده آلی:

میزان ماده آلی خاک نیز بر دمای آن موثر است. گرمای ویژه هوموس از اجزاء معدنی خاک بیشتر است.پس ، هرچه درصد ماده آلی خاک افزایش یابد دیرتر گرم می شود. این عامل از حرارت تولیدی ناشی از تجزیه ماده آلی و از اثر هوموس بر رنگ خاک مستقل می باشد.

کل ظرفیت حجمی حرارتی خاک ( Cs ) بر حسب کالری بر سانتیمتر مکعب بر درجه را می توان بصورت فرمول زیر نشان داد : Xw + Xo 60 . 0 + Xm 46 . 0 = Cs پوششهای خاک ممکن است گرمای ویژه بالایی داشته و یا بصورت عایقی مانع تغییر حرارت خاک گردند

 

 

 

 

دماى مطلوب :

براى رشد طبيعى و مداوم ريشه‌ها عموماً از دماى لازم براى رشد شاخه‌ها کمتر است. دماى ريشه‌ها در طول بهار و در زير پوشش چمن‌ها و يا زير پوشش گياهى از حرارت بالاى خاک کمتر است. حرارت مطلوب براى رشد گونه‌ها متغير بوده و افزايش حرارت ريشه‌ها (به‌وسيله آب داغ خارج شده از لوله‌ها) براى گياهان گرمسيرى مثل سودان گراس مطلوب‌تر از گراس‌هاى سردسيرى مثل فستوکا است. تأثير دما روى رشد ريشه بيشتر از اثر آن روى رشد شاخه‌ها است

 

 

 

 

 

 

 

خاکهایی که توسط آب ، کاه و کلش ، برف و یا گیاه پوشیده شده اند چگونه هستند:

 

 

 

تغییرات حرارتی کمی داشته و ممکن است سردتر یا گرمتر از هوا باشند. مثلاً خاکهای پوشیده از برف در زمستان گرمتر از هوا و در بهار سردتر از هوا می باشند. موقعیت و و ضعیت قرار گرفتن زمین نیز در وضعیت حرارتی خاک موثر است. زمینهایی که در رأس تپه ها واقعند در معرض باد قرار داشته و نتیجتاً سرد و خشک هستند.

زمین هایی که به سمت جنوب شرقی شیب دارند تحت تابش تقریباً عمودی نور خورشید در زمستان بوده و نتیجتاً گرمتر و کمی نیز خشک تر از سایر شیب ها می باشند. دره ها نیز سردتر از دشت ها و دامنه کوهها می باشند، زیرا هوای سرد سنگین تر از هوای گرم است و در اعماق دره ها نشست می کند. بعلاوه خاکهای دره ها رطوبت بیشتری داشته و دیرتر گرم می شوند.

معمولاً تفاوت حرارتی روز و شب نواحی دره های بسیار زیاد است. این تفاوت حرارتی می تواند موجب سرمازدگی زودرس پائیزه و ادامه خطر سرمازدگی بهاره محصولات در اراضی واقع در دره ها گردد.

 

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:5 ] [ shirin ]

مرزه   از   گیاهان دارویی

 

 

 

 

 

نام علمی: Satureiahortensis

نام خانواده: Labiatae (خانواده نعنا)

 

گياه شناسي
مرزه، گیاهی است علفی، یک ساله. رنگ گیاه سبز کدر می‌باشد ساقه مرزه دارای گره‌هایی است که از همین گره‌ها ساقه‌های دیگر منشعب می‌شوند و این ساقه‌ها نیز به نوبه خود دارای انشعاباتی جدید می‌گردند، به همین دلیل بوته گیاه به صورت پرشاخه و پرپشت به نظر می‌رسد.

 

 گل‌های آن نیز کوچک و به رنگ سفید، سفید مایل به گلی یا گلی رنگ است که در فصل تابستان ظاهر می‌شوند. مرزه به دو صورت خودرو و کشت شده وجود دارد. انتشار آن در اروپا به ویژه فرانسه، سیبری، و از جمله ایران است. محل رویش مرزه در ایران شامل شمال غرب، تبریز، خوی، ارسباران و قسمت‌های مختلفی از خراسان است. پرورش این گیاه به عنوان سبزی خوراکی بوده و استفاده خشک آن در ادویه‌جات در نقاط مختلف ایران رایج است.

 


گیاهی با نام علمی "ساتوریا خوزستانیکا" که محل رویش طبیعی آن در استان‌های خوزستان و لرستان ایران است و در گویش محلی به نام "مرزه خوزستانی" شناخته می‌شود. در فاصله ماه های تیر تا شهریور در ایران به گل مینشیند. انواع وحشی گیاه مرزه که به عنوان گیاه گلدار چند ساله شناخته می‌شود در غرب آسیارشد می‌کنند

 

 

 

 

مرزه که از گیاهان خانواده‌ نعناع به شمار می‌رود در فاصله‌ ماه‌های تیر تا شهریور در ایران به گل می‌نشیند. در بین مصارف بومی از گیاه مرزه در ایران می‌توان به استفاده از آن برای تسکین دندان درد اشاره کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نعناع مانند هر گیاه دورگ دیگر بذر تولید نمی کند و تکثیر آن رویشی و توسط ریشه رست، گرفتن قلمه ساقه و یا جدا کردن پا جوش از گیاه مادری انجام می گیرد. کشت وتکثیر نعناع از طریق اندامهای زیر زمینی را می توان در پائیز یا در بهار انجام داد. چون خاک در فصل پائیز از رطوبت کافی برخوردار است و تقریباً احتیاجی به آبیاری نیست اوایل پائیز (مهرماه) رازمان مناسبی برای کشت نعناع می دانند. گیاه پس از گذراندن دوره سرما اوایل بهار از رشد و نمو سریعی برخوردار می شود.مناسب ترین زمان برای کشت بهاره اواسط بهار (اواخر اردیبهشت اوایل خرداد) می باشد.اواخر بهار (خرداد) زمان مناسبی برای تکثیر نعناع از طریق قلمه های ساقه است. اواخر بهار (خرداد) نیز زمان مناسبی برای جدا کردن پا جوش ها از پایه های مادری و انتقال آنها به زمین مورد نظر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:4 ] [ shirin ]

اكولوژي گياهي ورابطه آن با چراي دام

 

بوم شناسي يا اكولوژي عبارت است ازمطالعه ي روابط متقابل بين موجودات ومحيط.

مرتعداري ، بوم شناسي كاربردي است زيرا باهدف افزايش بازده توليدي به نفع بشردر زندگي موجودات وگاهي محيط آنها دخالت  مي كند.

* Herbage: اغلب متخصصان مرتع به كارمي برند كه عبارت است از زيست توده كليه ي اندام هاي علفي درلحظه اي اززمان.

معمولا تمامي گياهان را دام ياساير علف خواران نمي خورند زيرا برخي ازقسمت هاي آن ها ممكن است دردسترس نباشند (مثل برگ هاي درختچه هايي كه براي گوسفندان دردسترس نيست ياگياهان خاردار) يا اينكه دربرنامه حفاظت ازمرتع تعداد دام درحدي باشدكه برخي ازقسمت هاي علوفه چريده نشود.

*Forage ياعلوفه : عبارت است ازبخشي ازHerbage كه قابل استفاده دام هاي چرنده است لذا مقدار Forageهمواره كمتراز Herbage مي باشد.

* فيتوسنوز(Phytocenosis): تمام گياهاني كه دريك محيط واحد ومشخصي مي رويند يك فيتوسنوز راتشكيل مي دهند.

*بيوسنوز(Biocenosis): تمامي گياهان،جانوران وانسان  (به طوركلي كليه موجودات زنده)كه تحت شرايط واحد محيطي زندگي مي نمايند راگويند.

* ژئوسنوز(Geocenosis): بخش غيرزنده اكوسيستم است كه درآن عوامل خاك واقليم مطرح است.

* بيوژئوسنوز(Biogeocenosis) : بيوسنوز+ ژئوسنوز

* ميدان اكلوژيك(Ecological  Amplitude): هرموجودزنده اي درطبيعت داراي ميدان اكولوژيك ويژه اي است كه درنتيجه تطابق هماهنگي متعادل وخواص فيزيلوژيكي آن موجود به وجود مي آيد. هرقدرميدان اكولوژيك گونه اي وسيع ترباشد انتشارات آن گونه درمحيط هاي مختلف وسيع تر مي شود.

اين گياهان راكه درهمه جا مي رويند وداراي ميدان اكولوژيك  وسيعي مي باشندگياهان همه جائي(Cosmopolite) مي نامند مثل بيشتر علف هاي هرز.

اگرميدان مزبوركوچك باشد انتشارات گياه به محيط خاص محدود مي گردد كه به «بومي يك محل» مي گويند.

* گياهاني كه اززمان قديم درمنطقه رويش خودباقي مانده اند به نام گياهان اتوكتونوز (Authocthonous) ناميده مي شوند.

*گياهاني كه درزمان هاي اخيربه نقطه اي مهاجرت كرده ودرآن محيط جديدسكني گزيده اندبه نام گياهان آلكتونوز(Authocthonous) مرسومند.

*كليه افراديك گونه كه آزادانه تلقيح مي شوند وبارور مي گردند ونيازاكولوژي يكسان داشته باشنداكوتيپ (Ecotype) ناميده مي شوند.

آتش سوزي درمراتع:

فوايد:

1- با اين عمل قسمتي ازاندام هاي هوايي گياه تبديل به خاكستر مي گردد وعناصري مثل كلسيم، فسفر، پتاسيم وموادمعدني ديگردرخاك بالا مي روند.

2- باعث محدوديت توسعه ي گياهان خشبي درمراتع مي شود
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:3 ] [ shirin ]

 

مناطق زندگي تمام گياهان ، حيوانات و ساير موجودات با شرايط طبيعي محيط در يک منطقه ويژه  به نام زيست بوم شناخته شده است . يک زيست بوم با انواع حيات گياهي  مشخصي با توجه به موقعيت ، شرايط آب وهوائي ، عرض جغرافيائي و ارتفاع  تعيين مي شود. هر یک از این بوم ها اشکال زندگی متفاوتی دارند که جوامع پیچیده ای از موجودات زنده وابسته به یکدیگر را تشکیل می دهند.

بعضی از زیست بوم های زمین اینها هستند:

توندرا(Tundra): اصطلاح توندرا از یک لفت فنلاندی به معنای " زمین لخت یا خاک دشمن " گرفته شده است. این کلمه معمولا به مناطق بی درخت شمالگان اطلاق می شود. منطقه توندرا تقریباً بین عرضهای جغرافیایی 57 درجه و مناطق قطبی می باشد. مساحت توندرا در نیمکره شمالی بیشتر از نیمکره جنوبی می باشد. دو نوع توندرا وجود دارد:الف) توندرای قطبی که در عرضهای جغرافیایی بالا وجود دارد.ب)توندرای آلپی(کوهستانی) که در ارتفاعات بالا تشکیل می شود.عوامل محدودکننده رشد گیاهان در توندرا سرما(7 ماه ازسال درجه حرارت زیر صفر درجه)، کوتاه بودن دوره رویش گیاهان ، وجود بادهای سرد وشدید، وجود لایه منجمد دائمی در زیر خاک(باعث عدم نفوذ ریشه گیاهان به خاک) و بارش اکثراً بصورت برف(300-500میلی متر) می باشد. توندرا تبخیر بسیار کمی داشته و تولید بسیار کم(5/0 گرم در مترمربع درسال) است، چون انرژی کم بوده و فصل رشد گیاهان کوتاه می باشد.پوشش گیاهی توندرا: انواع گلسنگ ها، خزه ها، جگن، گیاهان چوبی پاکوتاه مثل بید علفی(Salix herbaceae) و توس پاکوتاه(Betula nana)جانوران توندرا: گوزن کاریبو، روباه قطبی، خرس قطبی. جغد برفی و باقرقره.

تایگا یا جنگلهای سوزنی برگ شمالی(Taiga or Coniferous Boreal Forest Biome): بعد از توندرا در محدوده عرضهای 60-50 درجه قرار دارد و 11 درصد از خشکی های زمین را دربرمی گیرد. بارندگی درحدود 500-375 میلی متر بوده و اکثراً بصورت برف می باشد. تبخیر بسیارکم و فصل رشد گیاهان در تایگا بیشتر از توندرا بوده و تقریباً تا 4 ماه از سال طول می کشد. تولید تایگا بیشتر از توندرا بوده امّا از سایر بیوم های جنگلی کمتر می باشد. خاک این بیوم اسیدی بوده و کشورهایی مثل سوئد و قسمت هایی از روسیه در آن قرار دارد.پوشش گیاهی تایگا شامل درختان سوزنی برگ و همیشه سبزمثل کاج(Pinus)، کاج نوئل(Piceae)،لاریکس(Larix)و نرّاد(Abies) می باشدکه مهمترین جنگلهای صنعتی جهان را تشکیل می دهد.جانوران تایگا شامل انواع بی مهرگان موجود در خاک، سوسک پوست خوار، حشرات برگخوار، سنجاب، سمور، گوزن، گوزن کاریبو می باشد.

جنگلهای معتدل (Deciduous Temperate Forests Biome): در عرضهای جغرافیایی میانه مانند آمریکای شمالی، اروپا و بخشهایی از ژاپن گسترش دارد. بارندگی در این بیوم نسبتاً زیاد بوده و حدوداً بین 800-1500 میلی متر متغیر است. فصول سال مجزا و مشخص می باشد. زمستان3-4 ماه طول می کشد. تولید این بیوم بیشتر از تایگا و توندرا بوده و شبکه غذایی در این بیوم بسیار پیچیده بوده و لایه های رویشی علفی، درختچه ای و درختی وجود دارد. تخریب های انسانی از جمله تبدیل به مزارع، مناطق مسکونی و ...، آتش سوزی، بهره برداری شدید بصورت چرای دام و چوب جنگلی شدید می باشد. پوشش گیاهی علفی شامل شقایق، بنفشه در کف جنگل. درختچه ای ها شامل فندق، اقاقیا. درختی ها شامل بلوط، ون، ممرز، سکویا،جانوران: دارکوب ها، گوزنها، خرس، روباه و خرگوش   نیچ اکولوژیک پرندگان به واسطه اشکوب بندی متنوع عمودی وجود دارد و هریک از گونه ها در محدوده ارتفاعی لانه ساخته و زندگی می کنند.

علفزار معتدله(Temperate Grassland Biome): علفزار مناطق معتدله نواحی وسیعی از غرب اروپا تا جنوب سیبری در قزاقستان را دربرمی گیرد. در این بیوم درخت بسیار کم و پراکنده است. بارندگی 250-270 میلی متر در سال می باشد. تبخیر و تعرق زیاد است. اکثراً بصورت چراگاهها و مراتع هستند و قابل تبدیل به جنگل نمی باشند، چون میزان بارندگی کم است. پوشش گیاهی شامل Stipa، Aristida، Festuca، Poa، Artemisia، Medicago، Onobrychis. جانورانی مثل بوفالو، اسب های وحشی، سگ های مرتعی(Cynomys)، غزال، موش،مار افعی و مار کُبری زیست می نمایند.

بیابان(Desert Biome): بیابانها حدود 20 درصد خشکی ها را اشغال می نمایند و عمدتاً در عرضهای جغرافیایی 30 درجه شمالی و جنوبی در سطح کره زمین پراکنده اند. در بیابانها بارندگی نامنظم و کمتر از 250 میلی متر در سال بوده و تبخیروتعرّق پتانسیل در حدود 1000میلی متر در سال می باشد. تفاوت دمای شب و روز زیاد بوده(تا 60 درجه) و وزش باد زیاد است. فرسایش بادی بعلّت وجود بادهای تند، زیاد می باشد. در این بیوم تولید بسیار کم است. پوشش گیاهی: تروفیت ها(Therophyte ) قسمت عمده را تشکیل داده و تروفیت به گیاهانی گفته می شود که دوره های نامساعد سال را بصورت بذر می گذرانند.در بیابان پس از اولین بارندگی سریع سبز شده و زود هم به بذردهی می رسند مثل گندمیان یکساله و گیاهان گوشتی مانند کاکتوس، آگاو، گز(Tamarix)، اسکنبیل(Calligonum)، تاغ.جانوران: موش، کفتار، مار

ساوانا (savanna) علفزار گرمسیری استوایی (حدفاصل مدار رأس السرطان و رأس الجدی) علفزاری است با درختان پراکنده که فصلی خشك و داغ دارد. اين محيط زندگی حدفاصل بین علفزار و جنگل واقع شده. علفزارهای گرمسیری در مناطق استوایی خشك و یا وابسته به این مناطق واقع شده اند و اغلب با يك جنگل باراني مرز دارند. علفزار گرمسیری يك فصل خشك طولاني و يك فصل باراني دارد.تطبيق جانوران: جانوراني كه در علفزار گرمسیری زندگي مي كنند با مقدار متغير ذخيره غذايي در طول سال تطبيق پيدا كرده اند. زمان هايي فراواني غذا (در طول و بعد از فصل مرطوب) وجود دارد و زمان هايي تقريباً هيچ غذا يا آبي وجود ندارد (در طول فصل خشك). بسياري از جانوران علفزارهای گرمسیری مهاجرت مي كنند تا با مشکلات فصل خشک مواجه نشوند. بسياري از جانوران در علفزارهای گرمسیری زندگي مي كنند. ‌از بي مهرگان (مثل ملخ ها، موريانه ها و سوسك ها) تا پستانداران بزرگ (مثل شيرها و گربه هاي وحشي). علفزارهای گرمسیری مختلف جهان از جمعيت هاي متفاوتي از جانوران حمايت مي كنند. مورچه، مورچه خوار، فیل آفریقایی، گربه وحشی آفریقایی، بز کوهی، فیل آسیایی، بابون (نوعی میمون)، مار بوآ، بوفالوی کیپ، سگ شکاری کیپ، پلنگ، کرم خاکی، فوسا (نوعی پستاندار گوشخوار)، زرافه، گوزن یالدار، ملخ، کفتار، خرگوش جک، کانگارو، چیتا، شیر، موش کور، پشه، شترمرغ، رآ (نوعی پرنده)، کرگدن، عقرب، نوعی تمساح، ببر، والابی (جانوری شبیه به کانگورو)، نوعی خوک وحشی، کرگدن سفید، گور خر و ... .

جنگلهای بارانی حارّه(Tropical Rain Forests Biome): دارای بیشترین میزان بارندگی 2000-4000 در سال است. رطوبت زیاد و کم بون اختلاف دمای زمستانی و تابستانی سبب شده است که درختان همیشه سبز به جای درختان پهن برگ خزانی جانشین شده اند. مناطقی مثل جنوب شرقی آسیا، غرب افریقا و مرکز آمریکا در این بیوم قرار دارند. در این اکوسیستم ها نورخورشید نسبتاً زیاد و تفاوت زیادی بین فصول سال مشاهده نمی شود. متوسط دما 25-27 درجه در اسال می باشد. تنوع گیاهی و جانوری این بیوم نسبت به سای بیوم ها زیاد می باشد. این بیوم پُرتولیدترین بیوم دنیا می باشد. پوشش گیاهی: بلوط، برگ بو، خاس(Ilex)، انجیر، تمبرهندی، آناناس. جانوران: میمون، سنجاب، مارها(بوآ، پیتون)، گاووحشی، فیل، ببر.

اکولوژی محیط های مختلف

مناطق زندگي تمام گياهان ، حيوانات و ساير موجودات با شرايط طبيعي محيط در يک منطقه ويژه  به نام زيست بوم شناخته شده است . يک زيست بوم با انواع حيات گياهي  مشخصي با توجه به موقعيت ، شرايط آب وهوائي ، عرض جغرافيائي و ارتفاع  تعيين مي شود. هر یک از این بوم ها اشکال زندگی متفاوتی دارند که جوامع پیچیده ای از موجودات زنده وابسته به یکدیگر را تشکیل می دهند.

بعضی از زیست بوم های زمین اینها هستند:

توندرا(Tundra): اصطلاح توندرا از یک لفت فنلاندی به معنای " زمین لخت یا خاک دشمن " گرفته شده است. این کلمه معمولا به مناطق بی درخت شمالگان اطلاق می شود. منطقه توندرا تقریباً بین عرضهای جغرافیایی 57 درجه و مناطق قطبی می باشد. مساحت توندرا در نیمکره شمالی بیشتر از نیمکره جنوبی می باشد. دو نوع توندرا وجود دارد:الف) توندرای قطبی که در عرضهای جغرافیایی بالا وجود دارد.ب)توندرای آلپی(کوهستانی) که در ارتفاعات بالا تشکیل می شود.عوامل محدودکننده رشد گیاهان در توندرا سرما(7 ماه ازسال درجه حرارت زیر صفر درجه)، کوتاه بودن دوره رویش گیاهان ، وجود بادهای سرد وشدید، وجود لایه منجمد دائمی در زیر خاک(باعث عدم نفوذ ریشه گیاهان به خاک) و بارش اکثراً بصورت برف(300-500میلی متر) می باشد. توندرا تبخیر بسیار کمی داشته و تولید بسیار کم(5/0 گرم در مترمربع درسال) است، چون انرژی کم بوده و فصل رشد گیاهان کوتاه می باشد.پوشش گیاهی توندرا: انواع گلسنگ ها، خزه ها، جگن، گیاهان چوبی پاکوتاه مثل بید علفی(Salix herbaceae) و توس پاکوتاه(Betula nana)جانوران توندرا: گوزن کاریبو، روباه قطبی، خرس قطبی. جغد برفی و باقرقره.

تایگا یا جنگلهای سوزنی برگ شمالی(Taiga or Coniferous Boreal Forest Biome): بعد از توندرا در محدوده عرضهای 60-50 درجه قرار دارد و 11 درصد از خشکی های زمین را دربرمی گیرد. بارندگی درحدود 500-375 میلی متر بوده و اکثراً بصورت برف می باشد. تبخیر بسیارکم و فصل رشد گیاهان در تایگا بیشتر از توندرا بوده و تقریباً تا 4 ماه از سال طول می کشد. تولید تایگا بیشتر از توندرا بوده امّا از سایر بیوم های جنگلی کمتر می باشد. خاک این بیوم اسیدی بوده و کشورهایی مثل سوئد و قسمت هایی از روسیه در آن قرار دارد.پوشش گیاهی تایگا شامل درختان سوزنی برگ و همیشه سبزمثل کاج(Pinus)، کاج نوئل(Piceae)،لاریکس(Larix)و نرّاد(Abies) می باشدکه مهمترین جنگلهای صنعتی جهان را تشکیل می دهد.جانوران تایگا شامل انواع بی مهرگان موجود در خاک، سوسک پوست خوار، حشرات برگخوار، سنجاب، سمور، گوزن، گوزن کاریبو می باشد.

جنگلهای معتدل (Deciduous Temperate Forests Biome): در عرضهای جغرافیایی میانه مانند آمریکای شمالی، اروپا و بخشهایی از ژاپن گسترش دارد. بارندگی در این بیوم نسبتاً زیاد بوده و حدوداً بین 800-1500 میلی متر متغیر است. فصول سال مجزا و مشخص می باشد. زمستان3-4 ماه طول می کشد. تولید این بیوم بیشتر از تایگا و توندرا بوده و شبکه غذایی در این بیوم بسیار پیچیده بوده و لایه های رویشی علفی، درختچه ای و درختی وجود دارد. تخریب های انسانی از جمله تبدیل به مزارع، مناطق مسکونی و ...، آتش سوزی، بهره برداری شدید بصورت چرای دام و چوب جنگلی شدید می باشد. پوشش گیاهی علفی شامل شقایق، بنفشه در کف جنگل. درختچه ای ها شامل فندق، اقاقیا. درختی ها شامل بلوط، ون، ممرز، سکویا،جانوران: دارکوب ها، گوزنها، خرس، روباه و خرگوش   نیچ اکولوژیک پرندگان به واسطه اشکوب بندی متنوع عمودی وجود دارد و هریک از گونه ها در محدوده ارتفاعی لانه ساخته و زندگی می کنند.

علفزار معتدله(Temperate Grassland Biome): علفزار مناطق معتدله نواحی وسیعی از غرب اروپا تا جنوب سیبری در قزاقستان را دربرمی گیرد. در این بیوم درخت بسیار کم و پراکنده است. بارندگی 250-270 میلی متر در سال می باشد. تبخیر و تعرق زیاد است. اکثراً بصورت چراگاهها و مراتع هستند و قابل تبدیل به جنگل نمی باشند، چون میزان بارندگی کم است. پوشش گیاهی شامل Stipa، Aristida، Festuca، Poa، Artemisia، Medicago، Onobrychis. جانورانی مثل بوفالو، اسب های وحشی، سگ های مرتعی(Cynomys)، غزال، موش،مار افعی و مار کُبری زیست می نمایند.

بیابان(Desert Biome): بیابانها حدود 20 درصد خشکی ها را اشغال می نمایند و عمدتاً در عرضهای جغرافیایی 30 درجه شمالی و جنوبی در سطح کره زمین پراکنده اند. در بیابانها بارندگی نامنظم و کمتر از 250 میلی متر در سال بوده و تبخیروتعرّق پتانسیل در حدود 1000میلی متر در سال می باشد. تفاوت دمای شب و روز زیاد بوده(تا 60 درجه) و وزش باد زیاد است. فرسایش بادی بعلّت وجود بادهای تند، زیاد می باشد. در این بیوم تولید بسیار کم است. پوشش گیاهی: تروفیت ها(Therophyte ) قسمت عمده را تشکیل داده و تروفیت به گیاهانی گفته می شود که دوره های نامساعد سال را بصورت بذر می گذرانند.در بیابان پس از اولین بارندگی سریع سبز شده و زود هم به بذردهی می رسند مثل گندمیان یکساله و گیاهان گوشتی مانند کاکتوس، آگاو، گز(Tamarix)، اسکنبیل(Calligonum)، تاغ.جانوران: موش، کفتار، مار

ساوانا (savanna) علفزار گرمسیری استوایی (حدفاصل مدار رأس السرطان و رأس الجدی) علفزاری است با درختان پراکنده که فصلی خشك و داغ دارد. اين محيط زندگی حدفاصل بین علفزار و جنگل واقع شده. علفزارهای گرمسیری در مناطق استوایی خشك و یا وابسته به این مناطق واقع شده اند و اغلب با يك جنگل باراني مرز دارند. علفزار گرمسیری يك فصل خشك طولاني و يك فصل باراني دارد.تطبيق جانوران: جانوراني كه در علفزار گرمسیری زندگي مي كنند با مقدار متغير ذخيره غذايي در طول سال تطبيق پيدا كرده اند. زمان هايي فراواني غذا (در طول و بعد از فصل مرطوب) وجود دارد و زمان هايي تقريباً هيچ غذا يا آبي وجود ندارد (در طول فصل خشك). بسياري از جانوران علفزارهای گرمسیری مهاجرت مي كنند تا با مشکلات فصل خشک مواجه نشوند. بسياري از جانوران در علفزارهای گرمسیری زندگي مي كنند. ‌از بي مهرگان (مثل ملخ ها، موريانه ها و سوسك ها) تا پستانداران بزرگ (مثل شيرها و گربه هاي وحشي). علفزارهای گرمسیری مختلف جهان از جمعيت هاي متفاوتي از جانوران حمايت مي كنند. مورچه، مورچه خوار، فیل آفریقایی، گربه وحشی آفریقایی، بز کوهی، فیل آسیایی، بابون (نوعی میمون)، مار بوآ، بوفالوی کیپ، سگ شکاری کیپ، پلنگ، کرم خاکی، فوسا (نوعی پستاندار گوشخوار)، زرافه، گوزن یالدار، ملخ، کفتار، خرگوش جک، کانگارو، چیتا، شیر، موش کور، پشه، شترمرغ، رآ (نوعی پرنده)، کرگدن، عقرب، نوعی تمساح، ببر، والابی (جانوری شبیه به کانگورو)، نوعی خوک وحشی، کرگدن سفید، گور خر و ... .

جنگلهای بارانی حارّه(Tropical Rain Forests Biome): دارای بیشترین میزان بارندگی 2000-4000 در سال است. رطوبت زیاد و کم بون اختلاف دمای زمستانی و تابستانی سبب شده است که درختان همیشه سبز به جای درختان پهن برگ خزانی جانشین شده اند. مناطقی مثل جنوب شرقی آسیا، غرب افریقا و مرکز آمریکا در این بیوم قرار دارند. در این اکوسیستم ها نورخورشید نسبتاً زیاد و تفاوت زیادی بین فصول سال مشاهده نمی شود. متوسط دما 25-27 درجه در اسال می باشد. تنوع گیاهی و جانوری این بیوم نسبت به سای بیوم ها زیاد می باشد. این بیوم پُرتولیدترین بیوم دنیا می باشد. پوشش گیاهی: بلوط، برگ بو، خاس(Ilex)، انجیر، تمبرهندی، آناناس. جانوران: میمون، سنجاب، مارها(بوآ، پیتون)، گاووحشی، فیل، ببر.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:2 ] [ shirin ]

·        زیست شناسی

 

·        - مطالعه خصوصیات موجود زنده در طول حیاتشان از لحاظ : خصوصیات ظاهری – تشریح اعضای موجود زنده – بررسی وظایف اعضای مختلف – رده بندی موجودات زنده

 

·        تعاریف

·        - بررسی و مطالعه موجودات زنده در بستر زیست یا محل زندگی

·        - مجموعه شناخت هایی است که در باره تاثیر محیط بر روی موجودات زنده و تاثیرموجودات زنده برمحیط  و ارتباط متقابل بین موجودات زنده بدست میاید

·        تاثیر متقابل موجودات زنده با یکدیگر و با محیط بحث میکند

 

 

·        تعريف هكل از اكولوژي

·         

·        اكولوژي دانشي است كه از چگونگي محيط اعم از فيزيكي و زيستي و نيز تغييرات آن بطور عموم بحث نموده و اثرات هر يك را بر روي موجودات و همچنين تاثير هر يك از آنها را بر روي ديگري مورد بحث و مطالعه قرار ميدهد.

 

 

·        ثبات در تولید

 

·        ثبات تولید در کشاورزی یکی از جنبه های مهم کشاورزی پایدار می باشد

·        حفظ ثبات تولید با آگاهی از نیاز های محیطی و تامین شرایط مناسب برای هر محصول امکان پذیر است و به همین دلیل در شرایط دیم بعلت نوسانات شرایط اقلیمی و عدم امکان تامین همه نیاز های گیاه تولید از ثبات کمتری برخوردار است

 

 

·        مطالعات مربوط به اکولوژی در دو بخش کاملا مجزا ولی مکمل یکدیگر انجام میگیرد

 

·        1- مطالعه خصوصیات محیط پیرامون موجودات زنده

·        2- مطالعه واکنش موجودات زنده به عوامل محیطی ( مثل تغییرات در جمعیت شامل زاد و ولد ؛ نسبت مرگ و میر ؛ هرم های سنی یا مطالعات رفتاری موجودات زنده می باشد 

·        اتولوژی : مطالعات رفتاری موجودات زنده

 

·        بررسی واکنش های موجودات زنده در مقابل محیط که در مورد حیوانات و انسان رواج دارد . اغلب واکنش های انسان و حیوان به صورت رفتار و حرکت بروز میکند

·        تقسیمات اکولوژی

 

·        الف - اکولوژی گیاهی : علم شناخت رابطه گیاهان با محیط زیستشان

·        ب  - اکولوژی جانوری : علم شناخت رابطه جانوران با محیط زیستشان

·        ج  - اکولوژی انسانی : علم شناخت رابطه انسان با محیط زیستشان

·         

·        تقسیمات فرعی اکولوژی بر حسب موجود زنده

·        اکولوژی انفرادی یا خصوصی یا اوت اکولوژی

·        اکولوژی جمعی یا سین اکولوژی

 

·        Autecology

 

·        رابطه یک گونه تنها با محیط اطرافش مورد بررسی قرار میگیرد و اثرات متقابل گونه مورد مطالعه و گونه های دیگر بررسی قرار نمی گیرد و عمدتا حد بردباری موجود زنده در برابر عوامل اکولوژیکی و تاثیر محیط بر شکل ظاهری و خصوصیات فیزیولوژیکی ورفتاری موجود زنده مورد بررسی قرار میگیرد. تعیین نیازهای یک گونه ما را  قادر میسازد که حدودا بتوانیم

·        - محل استقرار- پراکنش جغرافیایی – میزان انبوهی – فعالیت آن را در محیط های مختلف تعیین نمائیم.

·        مطالعه اکولوژی موجودات زنده به حالت منفرد

 

·        Synecology

 

·        رابطه بین افراد متعلق به گونه های مختلفی که در بطن یک گروه یا گونه به سر میبرند با محیطشان مورد بررسی قرار میگیرد

·        رابطه موجود بین افراد گونه های مختلف یک محیط زیست با خود محیط مورد بررسی قرار میگیرد که اکولوژی واقعی می باشد

·        مطالعه اکولوژیکی موجودات زنده در جمع سایر موجودات

·         در سین اکولوژی هدف شناخت بهتری از ساختمان و طرز کار اکوسیسم هاست

 

·        تقسیم بندی سین اکولوژی

 

·        سین اکولوژی ساکن یا پایا یا ایستا یا توصیفی 

·          واقعیت و موجودیت را توصیف میکند آن چیزی که موجود است و حضور دارد مورد بررسی قرار میگیرد به خصوصیات زمان حال اهمیت داده میشود به گذشته وآینده توجهی نمیشود

·        تشریح گروههای مختلف موجودات زنده که در یک نقطه معین با یکدیگربه سر میبرند

·        سین اکولوژی پویا یا دینامیک

 

·        الف ) تکامل و علل جانشینی : بررسی و تشریح نحوه تحول گروههای مختلف موجودات زنده و بررسی این امر که تحت تاثیر چه عواملی این گروهها در یک محل جایگزین یکدیگر میشوند . یک عده از موجودات ؛ موجودات دیگر را حذف میکنند و جانشین آن میشوند

·        ب)  زنجیره غذایی و راندمان و باروری و چگونگی انتقال ماده و انرژی در میان اجزای گوناگون تشکیل دهنده یک اکو سیستم 

·        الف ) تکامل و علل جانشینی : بررسی و تشریح نحوه تحول گروههای مختلف موجودات زنده و بررسی این امر که تحت تاثیر چه عواملی این گروهها در یک محل جایگزین یکدیگر میشوند . یک عده از موجودات ؛ موجودات دیگر را حذف میکنند و جانشین آن میشوند

·        ب)  زنجیره غذایی و راندمان و باروری و چگونگی انتقال ماده و انرژی در میان اجزای گوناگون تشکیل دهنده یک اکو سیستم 

·        اکولوژی کمیتی

 

·        چون راندمان و باروری همواره با کمیت سرو کار دارند بنابر این حالت دوم سین اکولوژی را اکولوژی کمیتی نیز مینامند

 

·        نظام

 

·        اجزایی که کنش متقابل دارند و نیازمند به یکدیگر هستند و جمعا واحد مشخص و هدف داری را تشکیل میدهند یک نظام معین را به وجود میاورند. موجودات زنده جزئی از نظام های زیستی بشمار میروند .

 

 

·        موجود زنده

·        عبارت است از مجموعه ای از اعضاء و قسمتهای مختلفی که یک فرد را تشکیل میدهد.

·        مهمترین ویژگیهای موجودات زنده

·        توانایی تکثیر سلول های جدید

·        تولید مثل با تکیه بر ساختن DNA مخصوص

·        رشد و نمو

·        دریافت انرژی از محیط اطراف

·        درک عوامل محیطی و عکس العمل در برابر آنها

·        دارا بودن هومئوستازی  ( تمایل به ثبات و پایداری در موجودات زنده یا مقاومت و ایستادگی در برابر هر گونه تغییر و تحول یا اکوسیستم طبیعی  )

 

·        اکولوژی جمعیت ها

·        مشخصات کمی و کیفی جمعیت ها و علل نوسانات آنها و حتی علل تکامل آنها را مورد بررسی قرار میدهد

 

·        جمعیت :

·        مجموعه ای از افراد یک گونه می باشد .

·        اجتماع افراد یک گونه در یک محیط زیست مشخص و معین جمعیت آن محیط را مشخص میکند

·        مجموعه گیاهان یا جانوران متعلق به یک گونه خاصی که در یک زمان و یک منطقه معین زندگی میکنند

·        جامعه

·        عبارت است از مجموعه جمعیت هایی از گونه های مختلف که یک منطقه را اشغال نموده و در ارتباط با یکدیگرند.

 

·        بیوتا : Biota

·        تمامی موجودات زنده اعم از گیاه ؛ جانور یا موجودات ذره بینی که در ناحیه معینی مستقر هستند .

 

·        بیوسفر : Biosphere

·        کلیه نقاط قابل زندگی بر روی کره زمین که واجد حیات بوده یا استعداد وجود حیات را دارا می باشد .

 

·        هیدروسفر

هیدروسفر

لیتوسفر

               اتمسفر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


·        محیط های قابل زندگی کره زمین

·        هوا

·        خشکی

·        محیط های آبی

 

·        اکوسفر

·        کلیه موجودات کره زمین ناگزیر به زندگی ؛ حداقل در یکی از محیطها  هستند که تشکیل اکوسیستم عظیمی را میدهند

·        مشخصات مهم بیوسفر

 

·        1- بیوسفر یک نظام بسیار پیچیده است که موجودات بسیار متنوعی را در خود جای داده است (میلیونها گونه جانوری و صدها هزار گونه گیاهی )

·        بیوسفر دارای ساختمان نامنظم و غیر یکنواخت میباشد   پخش نامنظم عناصر بی جان  ( گسترش نابرابر اقیانوسها و قاره ها و آبهای جاری و کویرها ) و جاندارها ( انتشار ناهمگون موجودات زنده در نواحی قطبی یا بسیار خشک یا ارتفاعات و اعماق دریاها در مقایسه با با نواحی معتدل یا گرمسیری

 

·        اتمسفر

·        لايه اي است كه اطراف زمين را احاطه كرده و آن را از صدمه و آسيب خورشيد در امان نگه ميدارد و از طرفي تامين كننده شرايط مناسب و ضروري است كه طي آن گياهان و حيوانات مي توانند زنده بمانند.

·        لايه هاي اتمسفر

 

·        1 – تروپوسفر : پاييني ترين و نزديكترين لايه اتمسفربه سطح زمين است و تا ارتفاع 20 كيلو متري از سطح زمين در استوا و حدود 10 كيلو متري در قطبين را شامل ميشود تنها لايه است كه موجودات زنده به راحتي مي توانند در آن حيات داشته باشند.

 

·        2 – استراتوسفر : تا ارتفاع 50 كيلو متري از سطح زمين را شامل ميشود دماي اين لايه از 60- درجه سانتي گراد در قسمت هاي پاييني تا نقطه انجماد در لايه هاي بالاتر متغير است قسمت اعظم لايه ازن در اين قسمت قرار گرفته است.

 

·        3 – مزوسفر: قسمت انتهايي اين لايه تا ارتفاع 80 كيلو متري از سطح زمين ميباشد دماي آن بسيار سرد و حدودا 100- درجه ميرسد.

 

·        4 - ترموسفر: قسمت انتهايي اين لايه به حدود 450 كيلومتر از سطح زمين ميرسد در اين لايه دما به خصوص در قسمت بالايي افزايش يافته و ممكن است به حدود 2000 درجه نيز برسد.

 

·        5 – اگزوسفر :  بالاترين لايه اتمسفر ميباشد و قسمت انتهايي آن به حدود 900 كيلومتر از سطح زمين ميرسد . در اين لايه مولكولهاي گازي شكل در اثر دريافت تشعشعات خورشيدي بر انگيخته هستند .

 

·        مفاهيم اوليه اكوسيستم

·        مطالعه بيوسفر به لحاظ وسعت زياد و يك مجموعه پيچيده غير ممكن يا بسيار مشكل

·        سيستم را ميتوان مجموعه اي از عناصر يا اجزايي دانست كه در ارتباط يكديگرميباشند.

 

·        سيستم يا باز است يا بسته

·        سيستم باز : سيستمي ازنظر يك عامل باز محسوب ميشود كه آن عامل را با سيستم هاي ديگر مبادله كند . اقيانوس از نظر آب يك سيستم باز است و آن را با اتمسفر مبادله ميكند.

·        سيستم بسته

·        اين سيستم در ارتباط با يك عامل ، سيستمي است كه آن عامل را با سيستم هاي ديكر مبادله نكند.

·        زمين از نظر انر‍‍ژي سيستم باز و از نظر مواد سيستم بسته ميباشد.

·        هر سيستم نسبت به ورودي ها واكنش نشان داده و خود داراي خروجي است.

·        از خصوصيات بسيار مهم سيستم هاي طبيعي باز اين است كه تمام آنها به طرفي حركت ميكنند كه به يك پايداري نسبي برسند. اين حالت تعادل با يك نوع سيستم خود تنظيم در مقدار مواد ورودي و جريان داخلي و خروجي به وجود ميايد . 

·        جانوران موجود در يك منطقه با مقدار غذاي اكوسيستم همبستگي دقيق داشته باشد .

·        مقدار ماده ذخيره شده اين سيستم و تعداد جانوران با هم در حالت موازنه و تعادل بسر ميبرند

 

·        يك عامل – كاهش بارندگي – كاهش مواد غذايي در محيط – به هم خوردن تعادل – تحت فشار قرار گرفتن جانوران – يا مهاجرت – يا تحمل گرسنگي – تعادل جديد  

 

·        پس خور Feedback

·        يك نوع واكنش خاص سيستم بوده و زماني پيش ميايد كه خروجي يك سيستم و يا هر كدام از اجزا سيستم داراي تاثير گذاري باشند. و منجر به تغيير حالت سيستم گردند.

·        علف زار- جمعيت علف خوار – مهاجرت – تعداد در مناطق افزايش – بهم خوردن تعادل جمعيت كه قبلا در تعادل بوده – اگر جمعيت بيش از اندازه – چراي بيش از حد – تخريب علف زار- كاهش غذا – تاثير بر جمعيت علف خوار – كاهش جمعيت – چنين حالت -پس خور منفي

 

·        پس خورهاي منفي هميشه نقش متعادل كننده دارند در واقع سعي مي نمايند عامل ايجاد تغييراوليه را كاهش دهند تا تغيير از بين برود.

·        اين پديده نشان ميدهد كه سيستمهاي طبيعي مانند جمعيتها و موجود زنده اي كه جزئي از آن است مي توانند از خود نگهداري كرده و خود نظم باشند 

 

·        هومئوستازي

·        سيستم هاي طبيعي داراي يك مقاومت و ايستادگي در برابر هر گونه تغيير و تحولي هستند

·        درطبيعت – تنظيم جمعيت از طريق تراكم – ترموستات

·        نوسان زراعت جديد در يك منطقه به مراتب شديدتر از سيستم هاي بالغ است

·         در مقابل تغييرات خارجي ايستادگي و مقاومت كمتر   

 

·        اکوسیستم :

·        سیستم اکولوژیکی

·        مجموعه موجودات زنده و محیط زندگی آنها

·        تقسیم بندی بیوسفر به قطعات کوچک و همگن و یکنواخت

·        یک اکو سیستم نظام کم و بیش پایداری است که از نظر اقلیمی ؛ گیاهشناسی؛ جانورشناسی ؛ خاکشناسی ؛ ژئوشیمیایی از یک نوع همگنی برخوردار است و منابع طبیعی برای ادامه بقاء و چرخه های زیستی در آن وجود دارد .

 

·        اكوسيستم

·        موجودات زنده بخش جدائی ناپذیر محیط غیر زنده اند و نمی توانند خارج از محیط های خاص خود زندگی کنند به همین دلیل در هرگونه مطالعه بر روی محیط طییعی باید الزاما به موجودات زنده ای که در همان محیط زندگی میکنند توجه نمود

 

·        اجزاء اکوسیستم

·        1- جزء غیر زنده ( محیط)

·        2- جزء زنده ( موجودات زنده)

 

·        بیوتوپ :

 

 

 

 

 

·        بیوسنوز

·        مجموعه موجودات زنده گیاهی و جانوری یک اکوسیستم است که درون آن به ادامه زندگی وتولید مثل میپردازند. که بین این موجودات زنده روابط متعددی از قبیل وابستگی های متقابل غذایی ؛ رقابتی وجود دارد. 

·        اجتماعی از موجودات زنده است که بوسیله روابط متقابل به یکدیگر وابسته اند و در سایه تولید مثل در یک محیط معین و مشخص به طور دائم پایدار می مانند.

 

·        اجزاء موجودات زنده بیوسنوز

·        موجودات گیاهی Phytocenose

·        موجودات جانوری Zoocenose

 

·        اکوسیستم

·        بیوسنوز و بیوتوپ دو جزء لاینفکی هستند که با تاثیرات متقابل بر یکدیگر نظام کم و بیش پایداری را تشکیل میدهند

·        محیط غیر زنده : شامل (موادآلی؛ مواد معدنی؛ نور؛ ترکیبات گازی؛ آب و باد) و موجودات زنده :               ( تولیدکنندگان ؛ مصرف کنندگان و تجزیه کنندگان)

 

·        موجودات زنده اکوسیستم

·        موجودات تولید کننده

·        موجودات مصرف کننده

·        موجودات تولید کننده :

·        تولیدکننده ها منحصرا از گیاهان کلروفیلی تشکیل یافته و در طی فرایند فتوسنتز با استفاده از انرژی خورشید ؛ دی اکسید کربن و آب قادر به ساختن مواد هیدروکربنه و مایحتاج غذایی خود میباشند

 

·        اتوتروف

·        موجوداتی که قادر به تولید مواد غذایی خود باشند ( تولید کننده ها)

·        مصرف کنندگان:

·        1- مصرف کنندگان بزرگ

·        2- مصرف کنندگان کوچک (تجزیه کنندگان)

·        یا

·        1- زنده خواران

·        2- مرده خواران

 

 

·        گروهای اصلی مصرف کنندگان :

·        علف خواران

·        گوشتخواران

·        همه چیز خواران

·        طبقه بندی اکوسیستم

·        میکرواکوسیستم : نظیر تنه یک درخت مرده یا اکوارایوم

·        مزو اکوسیستم : نظیر جنگل یا تالاب

·        ماکرواکوسیستم: نظیر اقیانوس

·        طبقه بندی بیوسنوزها:

·        بیوسنوز ها را بر اساس اندازه و وسعت آنها از وسعیترین تا کوچکترین به ترتیب اهمیت به صورت زیر میباشد.

·        جوامع اصلی یا غالب :

·        مهمترین جوامع روی کره زمین

·        جوامع زمینی( خشکی ها)

·        جوامع دریایی

·        جوامع آبهای شیرین

 

·        بیوم ها

·        عبارتند از گستره های جغرافیایی نسبتا وسیع که در هر یک از آنها گروههای ( جانوری و گیاهی) تقریبا همگنی مستقر میباشند و موجودیت این بیوم تحت کنترل ماکروکلیمای منطقه است . در بین عوامل مختلف اقلیمی تاثیر درجه حرارت و رطوبت در تعیین خصوصیات بیوم و موجودات زنده آن مهمتر هستند. مهمترین بیوم های کره زمین : جنگلهای معتدل خزان کننده ؛ توندرا؛ تایگا ؛ صحراها؛ جنگل های پرباران مناطق حاره ؛ جنگلهای خشک حاره ؛ علفزارها و صحراها

 

·        اجتماعات

·        در داخل بیوم ها گروههایی از گونه های معین دیده میشوند که میتوان آنها را دقیقا مشخص کرد و محل استقرارشان را تعیین نمود در حقیقت مناطقی به گستردگی بیوم ها واقعا یکنواخت نمیباشد . مانند گروهی از گیاهان یک منطقه وسیع که اجتماعات پایداری را بوجود می آورند نظیر جنگل یکدست راش با فلور و فون مخصوص خو د  

 

·        سینوسی ها

·        برخی جوامع خرد و کوچک وجود دارند که علیرغم کوچکی ابعادشان به خوبی قابل تشخیص بوده و به سادگی میتوان ابعاد و خصوصیاتشان را مشخص نمود.  مانند جسد در حال متلاشی یا تنه درخت مرده و موجودات گرد آن

·        طول عمر و موجودیت سینوسی ها بسیار کم و محدود میباشد.                  

·        واحدهای سینوسی ها

·        الف- بیوکوریون: واحدهایی با انتشار افقی یا به عبارت دیگر در هر بیوسنوز بررسی در یک خط افقی مورد مطالعه قرار میگیرد و موجوداتی که درروی این خط افقی قرار گرفته اند واشغال کرده اند کوریوسنوز مینامند.

·        ب- استراتیفیکاسیون : مطالعه بیوسنوز دربعد عمودی اشکوب بندی یا استراتیفیکاسیون گویند و موجودات موجود در آن را استراتو سنوز نامیده میشود.

 

·        عوامل موثر در توزيع بيوم ها

·        اقليم ( دما – رطوبت ) –اولين عامل كنترل كننده بيوم

·        خاك

·        مهمترين بيومها

·        جوامع زميني  Terrestrial  خشكي
 communitie

·        1 - توندرا   Tundra

·        به معني جلگه و سرزمينهاي باز و بدون درخت

·        شرايط اقليمي سخت

·        كم باران – دماي پائين – عرض هاي جغرافيايي بالا

·        بين عرض جغرافيايي 57 درجه – حد رشد درختان و مناطق قطبي كه در آنها فصل رشد وجود ندارد

·        وسعت آن در نيمكره شمالي بيشتر از نيمكره جنوبي  

 

·        توندرا

·        جوانترين بيوم

·        بسياري از گونه هاي آن با سرزمين هاي كوهستاني  سازش يافته اند

·        محدوده بردباري وسيعي دارند

 

·        انواع توندرا

·        توندراي قطبي : در عرض هاي جغرافيايي بالا قرار دارد

·        توندراي كوهستاني يا آلپي : در ارتفاعات بالا تشكيل

·        پوشش گياهي هر دو يكسان –

·        گياهان گلدار در توندراي آلپي بيشتر

·        توندراي آلپي فضاي  اندكي را اشغال

·        توندراي قطبي قلمرو بزرگي را تحت پوششش دارد

·        از نظر اقليمي حداقل 7 ماه از سال درجه حرارتي كمتر از نقطه انجماد

·        متوسط درجه حرارت در گرمترين ماه سال 10 درجه و در فصول سرد تا 60- درجه نيز ميرسد

·        بارش ساليانه بسيار اندك بين 300 تا 500 ميليمترو اغلب بصورت برف

·        از نظر رويش گياهي جوامع توندرايي رشد اندكي دارند  

·        فرم رويشي گياهان توندرايي اغلب كوتاه و و كپه اي

·        مقاومت در مقابل باد زياد باشد

·        غلظت شيره گياهي در آنها بسيار زياد تا در مقابل انجماد مقاومت داشته باشد .

·        گونه هاي يكساله به ندرت يافت ميشه – اغلب دو ساله و چند ساله  -خزه – گلسنگ – جگن – گياهان چوبي پاكوتاه(بيد علفي) و توس پاكوتاه

·        سطح زمين در اين ناحيه از لايه اي خاك منجمد شده به نام پرمافراست پوشيده شده است

 

·        مجموعه جانوري يا مصرف كنندگان  به لحاظ زمستانهاي سخت و مقدار كم توليد اوليه – جانوران دائمي اين منطقه محدود

·        روباه آبي – گوزن گايبو- گاوميش وحشي – خرس هاي قطبي گرگها روباه قطبي

·        سازگاري با سرماي شديد منطقه و تامين غذاي كافي

·        پوشش خاص بدني – حفر لانه هاي زير زميني

·        رنگ پوست سفيد – استتار

 

 

·        سازگاري با سرماي شديد منطقه و تامين غذاي كافي

·        پوشش خاص بدني – حفر لانه هاي زير زميني

·        رنگ پوست سفيد – استتار

·        مجموعه جانوري يا مصرف كنندگان  به لحاظ زمستانهاي سخت و مقدار كم توليد اوليه – جانوران دائمي اين منطقه محدود

·        روباه آبي – گوزن گايبو- گاوميش وحشي – خرس هاي قطبي گرگها روباه قطبي

·         

·        تعداد اندكي تمام سال را در توندرا زندگي ميكنند

·        پرندگان 1/3 غذا از خشكي و بقيه از درياچه و سواحل

·        حشرات و عنكبوتيان وجود دارد – اغلب لاروهاي آبزي

·        در توندرا انرژي ورودي بسيار اندك – اين عامل بر روي مقدار توليد اثر ميگذارد

·        مقدار توليد اوليه در اين مناطق نزديك به ميزان توليد در منطقه بياباني – بسيار اندك

·        2 – جنگل سوزني برگان                     ( تايگا)coniferous fores

·        جنگل هاي شمالي Boreal forests گفته ميشود

·        اين بيوم جنگل هاي اقليم سرد عرض هاي جغرافيايي و ارتفاعات بالا در محدوده 50 تا 65 درجه شمالي را در برميگيرد .

·        مانند كمر بندي محدوده اي از جنوب توندرا را ميپوشاند

·        11% از خشكيهاي كره زمين شامل ميشه

·        در قسمت هاي جنوبي به جنگل هاي معتدل يا علفزارها منتهي ميشود.

·        فصل تابستان كوتاه – فصل زمستان طولاني بيش از 6 ماه

·        نوسانات دمايي زياد از 70- در زمستان تا 30 در تابستان

·        تغييرات دمايي تا 100 درجه

·        درجه حرارت بيشتر از توندرا

·        درجه حرارت متوسط گرمترين ماه سال بيش از 10 درجه

·        فصل رشد 3-4 ماه

·        شدت نور كم ولي طول روز زياد ميباشد

 

·        ميزان بارندگي ساليانه 200 تا 600 ميليمتر

·        آب و هوا سرد و بارندگي نسبتا مناسب

·        زمستانهاي طولاني و تابستانهاي كوتاه از مشخصات اين بيوم

·        ميزان تبخير كم

·        خاك اين بيوم پدوزول – خاك سطحي عميق نبوده – حاصلخيزي پائين و بسيار اسيدي

·        تجزيه مواد آلي پائين – به دليل پائين بودن دما و اسيدي بودن

·        خاك نسبتا فقير – برگهاي افتاده از درختان در سطح خاك تجمع  مي يابند.

·        جوامع گياهي يكنواخت و از نظر تنوع محدود

·        درختان تايگا بصورت فشرده با سايه هاي سنگين ميرويند

·        رفت و آمد بين آنها دشوار – رشد در لايه هاي پائيني محدود

·        گياهان مقاوم به سرا – به علت افزايش غلظت شيره گياهي – وجود برگهاي سوزني

·        حيوانات و پرندگان مهم تايگا – گوزن- گرگ- خرس – روباه سنجاب – خرگوش – جغد و عقاب

·        دانه هاي بازدانگان منبع تامين غذاي پستانداران كوچك و پرندگان

·        توليد در اين جنگل نسبتا كم – چون فصل رشد كوتاه

·        انرژي ورودي به به اكوسيستم زياد نيست

·        از نظر اقتصادي

·        توليد الوار – استفاده از پوست حيوانات – وجود درياچه هاي شيرين بسيار حائز اهميت است

·        گذر از یک بیوسنوز به بیوسنوز دیگر یا حد فاصل دو بیوسنوز را اکوتون یا منطقه انتقالی گویند.

·        بعد از جنگل هیچوقت مرتع نمی شود بلکه منطقه ای که هم مرتعی هم درختی است .

·        در منطقه انتقالی همواره تنوع گونه ها بیشتر از بیوسنوزهای مجاور است . ولی تعداد افراد هر یک ازگونه ها کمتر از تعداد در جامعه اصلی است

·        مرداب حد فاصل خشکی و دریاست که پرندگان آن بیشتر از دریا و خشکی است

·        عبور از جوامع مختلف که تغییر یک جامعه به جامعه ای دیگر کم و بیش تدریجی صورت میگیرد در اثر تبدیل این جامعه ؛ بخشی از آن سرزمین خصوصیت هر دو را دارا خواهد بود این بخش از سرزمین ؛ ناحیه بینابینی ؛ زیست مرز یا اکوتون گفته میشود.

·        به نواحی بینابینی که دارای وسعت بسیار زیادی هستند گویند.

·        کنش؛ واکنش ؛ کنشهای مشترک  کنش :عبارت است از اثری که بیوتوپ بر بیوسنوز مربوطه اش میگذارد

·         واکنش :عبارت است از عکس العمل بیوسنوز در قبال بیوتوپ مربوط به آن

·        کنش های مشترک: تاثیرات متقابل موجودات زنده را

-         مثال بیماری ویروسی میکسوماتوس خرگوشها و افزایش گونه های گیاهی چوبی در آن منطقه

·        جانشینی اکولوژیکی

·        جانشینی اولیه : استقرار موجودات زنده در محیطی که قبل از آن هرگز جمعیتی در آن وجود نداشته و به عبارتی دیگر یک محل تهی بوده است گفته میشود.

·        سری : بیوسنوزهایی که تدریجا جایگزین یکدیگر شوند.

·        موجودات پیشگام : موجوداتی که ابتدا و پیش از بقیه در یک مکان مستقر می شوند  پیشگام یا طلایه داران نامیده میشود. 

·        مهمترین ویژگیهای طلایه داران

·        الف: فرصت طلب هستند عمدتا گیاهانی هستند که در جهت استفاده از محیط های باز و تشکیل کلونی در آن تخصص یافته اند

·        ب: به مقدار زیاد بذر تولید میکنند و پس از تولید بذر زیاد به راحتی در محیط پخش شده و رشد میکنند و اغلب انرژی خود را صرف تولید مثل میکنند .

·        ج: کوچک هستند. کوچکی اندازه آنها نه تنها به این دلیل است که بیشتر انرژی خود را در جهت تولید بذر و کمتر برای رشد و رویش اختصاص میدهند بلکه به این دلیل است به پیکره بزرگ احتیاج ندارند.

·        زندگی کوتاهی دارند این پدیده باعث میشود سریع انرژی خود را صرف تولید مثل کنند

·        اختصاصی نیستند. تغییرات محیطی را تحمل کرده و قدرت سازگاری بالایی دارند

·        بیوسنوز اوج یا کلیماکس

·        تکامل سری ها منتج به یک بیوسنوز پایدار میگردد که با محیط اطراف خود در تعادل می باشد . بیوسنوز اوج طی دوره ای که میتواند چندین برابر عمر انسان باشد بدون هیچ گونه تغییری به حالت پایدار باقی میماند و دارای حداکثر هومئوستازی است

·        اقلیم اوج

·        فورماسیون یا شکل ظاهری گونه های گیاهی متعلق به کلیماکس را آب و هوای ناحیه ای تعیین میکند که این آب و هوا را گویند

·        جانشینی های ثانویه

·        در مکان هایی که قبلا توسط جوامعی اشغال گردیده بود به واسطه تغییرات اقلیمی و پدیده های طبیعی ( آتشفشانی ها و آتش سوزیها ) یا فرسایش و یا به دلیل دخالت بشر( شخم) موجودات زنده آنها از بین رفته اند صورت میگیرد.

·        اتوژنیک ؛ آلوژنیک

·        جانشینی ناشی ازتاثیرات موجود زنده را اتوژنیک گویند

·        جانشینی ناشی از تاثیرات غیر زیستی را آلوژنیک مینامند

·        اولیگوتروف

·        دریاچه نسبتا جوان که دارای آبی عمیق و شفاف و غنی از اکسیژن بوده و میزان تولید در آن کم است 

·        اختناق دریاچه

·        انباشتگی دریاچه به تدریج به علت ته نشین شدن مواد آبرفتی و بقایای گیاهی و جانوری درکف دریاچه آغاز میگردد و ورود رسوبات مختلف در اثر آبشویی خاک های مجاور که حاوی عناصر مختلف از جمله ازت و فسفر هستند سبب افزایش رشد گیاه شده و به تدریج بر میزان تولید اضافه شده و از درصد اکسیژن کاسته میشود به طوریکه بقای سایر موجودات آبزی با مشکل مواجه میشود که این پدیده را گویند . مرداب – مرتع - جنگل 

·        زنجیره های غذایی

·        به مجموعه پی درپی از موجودات زنده اطلاق میگردد که در این مجموعه هر موجود زنده قبل از آن که توسط موجود زنده بعدی مصرف شود از موجودات زنده قبل از خود تغذیه میکند . 

·        انواع زنجیره غذایی

·        1- زنجیره چرا: زنجیره های غذایی هستند که با گیاهان زنده ای که توسط موجودات علف خواربلعیده میشوند آغاز میگردد.

·        2- رنجیره های لاش و لاشبرگ یا تجزیه :

·        بقایای کم و بیش تجزیه شده موجودات جانوری و یا گیاهی مرده ای که توسط گند خواران مصرف میشود ؛ شروع میگردد. 

·        طبقه بندی قابل تشخیص زنجیره های نوع اول که با گیاهان سبز آغازمیشوند

·        1- تولید کنندگان : به گیاهان کلروفیلی گفته میشود . شامل موجودات زنده ای هستند که قادرند انرژی حاصل از نور خورشید را به صورت انرژی شیمیایی در طی فرایند فتوسنتز به صورت مواد آلی در خود ذخیره کنند

·        2- مصرف کنندگان ردیف اول ( سطح اول) : موجوداتی هستند که از تولید کنندگان اتو تروف تغذیه میکنند( علف خواران).

·        3- مصرف کنندگان ردیف دوم (سطح دوم) : موجوداتی هستند که با اتکا به مصرف کنندگان ردیف اول یا علف خواران به زندگی خود ادامه میدهند (گوشتخواران)

·        4- مصرف کنندگان ردیف سوم (سطح سوم) : گوشتخورانی هستند که از سایر گوشتخواران و یا از مصرف کنندگان ردیف دوم تغذیه میکنند

·        5- تجزیه کنندگان : آخرین حلقه زنجیر غذایی را تشکیل میدهند. مهمترین افراد این گروه ؛ میکروارگانیسم هایی هستند که به اجساد و فضولات بر جا مانده از موجودات حمله کرده و با تجزیه آنها بازگشت تدریجی عناصر معدنی موجود در مواد آلی را به محیط تضمین مینماید.

·        کوپروفاژی

·        یکی از پدیده های مهمی که در خاک اتفاق رخ میدهد.

·        بسیاری از جانوران ؛ فضولات و مواد زائد خود را پس از آن که در طی مدت استقرارشان در خاک از باکتریها و قارچها غنی شدند مجددا مصرف میکنند.

·        شبکه غذایی

·        زنجیره های غذایی از تعداد مختلفی حلقه تشکیل شده اند و معمولا تعداد حلقه ها حداقل 3 تا 5 عدد میباشد . زنجیره غذایی مستقل از یکدیگر نبوده و در یک جامعه طبیعی گونه های زیادی از موجودات زنده را میتوان یافت که از انواع مختلف منابع غذایی استفاده می کنند یعنی بعضی از حلقه ها بین آنها مشترکند . در نتیجه زنجیره های غذایی با هم تداخل می یابند و یک شبکه غذایی را تشکیل میدهند

·        هرم های اکولوژیکی

 

·        نشان دادن مقدار ماده موجود در هر سطح غذایی با استفاده از نمودار . که تشکیل شده از مستطیل هایی با که عرضشان یکسان بوده ولی طول آنها متغیر و مبین میزان هر یک از پارامترهای مورد بررسی در سطوح مختلف زنجیره غذایی میباشد

·        انواع هرم های اکولوژیکی

·        1- هرم تعداد : اگر مستطیل های افقی و هم عرض نشان دهنده هر یک از سطوح تغذیه ای را طوری بر روی یکدیگر قرار دهیم که طول این مستطیل ها نشان دهنده تعداد افراد موجود در هر سطح غذایی باشد که هر چه زنجیره دارای تعداد بیشتری سطوح تغذیه ای باشد  ارتفاع این هرم نیز بیشتر خواهد بود .

·        در این هرم معمولا تعداد افراد به تدریج از سطح اول تغذیه ای به سمت سطوح آخر کاهش پیدا میکند لذا شکل هرم به صورت مثلثی خواهد بود که راس آن رو به بالا قرار دارد

·        نکات مهم در هرم تعداد

 

·            1- در هر اکوسیستم تعداد جانوران کوچک جثه بیشتر از تعداد افراد بزرگ جثه است و همچنین جانوران کوچک جثه با سرعت بیشتری زاد و ولد میکنند.

·        2- طعمه کلیه جانوران گوشت خوار نمی تواند از حد معینی بزرگتر یا کوچکتر باشد

·        هرم بیوماس

·        در این نوع هرم وزن موجودات حاضر در هر سطح غذایی مورد توجه قرار میگیرد . عموما وزن تولید کنندگان بر وزن علف خواران و وزن علف خواران بر وزن گوشت خواران غلبه دارد. در اغلب اوقات هرم بیوماس به شکل مثلثی است که راس آن رو به بالاست

·        هرم انرژی

·        هرم انرژی بهترین نحوه نمایش چگونگی کارکرد کلی جامعه می باشد. زیرا تعداد و وزن موجوداتی که در هر سطح غذایی وجود دارند نه فقط بستگی به مقدار انرژی تثبیتی در سطح تغذیه ای ماقبل خود دارد بلکه به نسبتی  که غذا تولید میشود نیز بستگی دارد. شکل هرم تحت تاثیر عامل بزرگی جثه و نسبت متابولیسم افراد قرار نداشته  شکل هرم مثلثی خواهد بود که راس آن رو به بالا قرار دارد

·        چرخه های بیوژئوشیمیایی

·        تقسیم بندی عناصر ضروری در طبیعت

·        عناصر پر مصرف : به مقدار زیاد مورد نیاز موجودات زنده و در ساختار سیتوپلاسم سلولهای زنده نقش اساسی دارند. کربن ؛ اکسیژن ؛ هیدروژن ؛ نیتروژن ؛ فسفر؛ گوگرد؛ پتاسیم

·        عناصر کم مصرف : به مقدار بسیار کم مورد نیاز موجودات زنده اند و برای ادامه حیات ضروری هستند برای حفظ ساختمان سلول نقش اساسی و مهمی بر عهده دارند.  آهن ؛ مس ؛ روی ؛ بر ؛ مولیبدون و منگنز

·        کربن ؛ اکسیژن و هیدروژن

·        - عناصر اصلی در ساختار چربی ها و و هیدراتهای کربن و نقش مهمی را در سلولهای گیاهی و جانوری دارند.

·        - اساس ساختمان پروتئین ها هستند. به همراه نیتروژن

·        - 

·        انواع چرخه های بیوژئوشیمیایی

·        1- چرخه آب : چرخه آب از انرژی خورشید سرچشمه میگیرد کلیه حرکات آب از اقیانوس به اتمسفر به صورت تبخیر و از آنجا دوباره به اقیانوس به شکل رواناب رودخانه ها و جویبارها و جریان آبهای زیرزمینی میباشد. چرخه آب تقریبا کلیه منابع آب را تامین میکند.

·        چرخه کربن

·        چرخه کربن یکی از انواع چرخه های بیوژئوشیمیایی گازی است زیرا منبع اصلی آن دی اکسید کربن موجود در اتمسفر میباشد.

·        دی اکسید کربن فقط 03/0 درصد حجم اتمسفر را اشغال کرده است ولی کربن مهمترین عنصر در بدن موجودات زنده است که بطور منظم بین بخش زنده و غیر زنده در تبادل است.

·        کربن ماده ای اساسی در ساختمان جهان آلی است 

·        کربن بصورت چندین ترکیب مختلف در اتمسفر وجود دارد مهمترین آنها گاز کربنیک CO2 و متانCH4  

·        در مواردی که گاز کربنیک در آب حل میشود نوعی اسید ضعیف به نام اسید کربنیک  H2CO3 بوجود میاید که هوازدگی سنگ های سطحی اهمیت دارد.

·        دروازه ورود کربن به چرخه های زیستی فتوسنتز است . در فرایند فتوسنتز ؛ قند بوجود میاید که بواسطه آن نیز ترکیبات مختلف آلی ساخته میشود.

·        قسمت اعظم کربن در طبیعت در بافتها و پیکره درختان میباشد و در مقابل فعل و انفعالات تنفسی و تخمیری بازگشت گاز کربنیک به جو را تامین میکند.

·        برگشت کربن به هوا از طریق تنفس کمتر از میزان کربنی است که در فتوسنتز از هوا گرفته میشود. در واقع پس از مرگ موجودات زنده کربن بدن آنها را سایر موجودات زنده اکسیده میکنند و کربن به چرخه خود ادامه میدهد.

·        اقیانوس دومین مخزن بزرگ در چرخه کربن است در این جا مقدار کربن محلول و موجود در رسوبات کف 55 برابر مقدار آن در اتمسفر است . مقدار کربن موجود در خشکی که در خاک ذخیره شده 2 برابر مقدار اتمسفر است .

·        زمان متوسط ایست کربن در خاک تقریبا 25 تا 30 سال و در اتمسفر 3 سال و در اقیانوس 1500 سال است .

·        چرخه کربن بین موجودات زنده و اتمسفر قسمت عمده این عنصر را تشکیل میدهد 15 درصد کربن اتمسفر سالانه  در فتوسنتز گرفته و در تنفس آزاد میشود.

·        چرخه ازت

·        چرخه ازت یکی از چرخه های گازی بسیار پیچیده میباشد ازت از آن جهت دارای اهمیت است که بخش عمده اتمسفر را تشکیل میدهد 78%. و در بدن موجودات نقش و اهمیت فوق العاده ای دارد بخصوص بخش اساسی ساختمان اسید های امینه را تشکیل میدهد

·        هوا بزرگترین منبع ذخیره ازت به شمار میرود ولی این ازت تنها توسط میکروارگانیسمهایی نظیر ازتو باکتر؛ کلوستریدیوم و ریزوبیوم های همزیست با حبوبات ؛ باکتریهای آزوسپیریلوم همیار غلات قابل استفاده میباشند . ریزوبیوم های همزیست با یونجه و شبدر قادرند سالانه 150 تا 400 کیلو گرم ازت را در هر هکتار تثبیت کنند. 

 

·        از میان ترکیبات مختلف ازت فقط فرم های نیترات NO3- و آمونیم NH4+ برای گیاهان قابل استفاده هستند.

·        منبع دیگر ازت که در اختیار گیاهان قرار داده میشود تولید صنعتی کود های شیمیایی است که در کارخانجات پتروشیمی با ترکیبات مختلفی تولید میگردند.

·        معدنی شدن: اولین مرحله تبدیل مواد آلی مرده یا هوموس به شکل معدنی است . این فرایند توسط مکانیسم های مختلفی در طبیعت انجام میگیرد

·        اولین مورد دفع مواد به وسیله جانوران است این روش در بیوسنوز هایی دیده میشود که قسمت مهم انرژی از طریق رنجیره های علف خوران انتقال میابد .

·        در مرتع ایران بیوماس علوفه ای که توسط دام تغذیه میشود فقط 65درصد آن به محیط بازگشت داده میشود.

·        آمونیفیکاسیون

·        اولین فرم معدنی ازت پس از تجزیه کامل هوموس در طبیعت آمونیم NH4+ است که این فرایند را گویند .

·        میکروکوکوس : میکروارگانیسم هایی که در این فرایند دخالت دارند.

·        نیتریفیکاسیون

·        فرایندی است که طی آن آمونیم به شکل نیتریت NO2- و سپس به نیترات NO3_ تبدیل میشود.

·        نیتریتاسیون:  که باکتریهای نیتروزوموناس در این فرایند نقش مهمی را ایفا میکند.

·        نیتراتاسیون : که باکتریهای نیترو باکتر در این فرایند نقش مهمی را ایفا میکند.

·        چرخه فسفر

·        یکی از چرخه های رسوبی در طبیعت

·        فسفر یکی از عناصر اساسی حیاتی است و منبع ذخیره اصلی آن سنگ ها یا لایه های رسوبی کره زمین است که در زمانهای گذشته تشکیل شده و به تدریج فسفات های موجود را در اختیار اکوسیستم قرار میدهد.

·        ترکیبات فسفر به نسبت در آب غیر محلولند و مهیا شدن فسفر در خاک بسیار کند است و از طریق هوازدگی سنگها و ذرات آنها در خاک صورت میگیرد.

·        طرق مختلف مصرف انرژی توسط موجودات زنده:

·        برای تامین مصارف مربوط به اعمال حیاتی یا متابولیسم پایه

·        مصارف مربوط به جابجایی ( مصارف فعالیتی) به مجموع مصارف پایه و تحرک  مصارف نگهداری گفته میشود

·        برای تامین انرژی لازم جهت ترمیم و رشد بوسیله پروتوپلاسم 

·        برای تامین انرژی کافی جهت تولید عوامل ضروری تولید مثل و تشکیل ذخیره قندی ( گیاهان ) چربی (حیوانات)

·        عوامل مهم در تعیین مقدار تولید مواد جدید آلی

·        جریان انرژی و گردش مواد غذایی تواما جهت رشد موجودات و اعمال اکوسیستم ها ضروری است

·        اصطلاحات

·        تولید زیستی: تولید مواد جدید آلی

·        تولید اولیه:ساخته شدن مواد آلی جدید در بخش تولیدکنندگان

·        تولید ثانویه: ساخته شدن مواد آلی جدید در بخش مصرف کنندگان

·        تولید ناخالص: کل مواد آلی ساخته شده

·        تولید خالص: مقدار مواد آلی باقیمانده پس از کسرمقداری که در پدیده تنفس جهت ایجاد انرژی مصرف شده است.

·        تولیداولیه ناخالص:کل ماده آلی که توسط بخش تولیدکنندگان طی عمل فتوسنتز ساخته میشود.

·        تولید اولیه خالص : مقدار ماده آلی باقی مانده پس از کسر مقداری که در تنفس گیاهان مصرف شده است . 

·        تولید ثانویه ناخالص:کل مقدار ماده ای که توسط جانوران تولید میشود

·        تولید ثانویه خالص: مقدار ماده آلی باقی مانده پس از کسر مقداری که در تنفس جانوران مصرف شده است

-         مقادیر مختلف تولید اولیه در سطح جهان در  مناطق مشخص

·        1- دریاهای آزاد و عمیق و بیابانهای وسیع که در این نقاط میزان تولید بسیار ضعیف بوده و به ندرت به حدود 5/0 گرم در متر مربع در روز میرسد.

·        2- پوششهای علفی نیمه خشک ؛بخش های کشاورزی موقتی ؛دریاچه های عمیق ؛جنگلهای مرتفع ؛دریاهای کم عمق ساحلی که در این مناطق تولید در حدود یک گرم در متر مربع در روز و بطور متوسط  بین 5/0 تا 3 g/m2/day

·        3- جنگل های مرطوب ؛دریاچه های کم عمق ؛بخش های کشاورزی دائمی که در این نقاط متوسط تولید 3 تا 10 g/m2/day

·        4- مصب رودخانه ها ؛ تشکیلات مرجانی؛ گیاهان موجود در جلگه های آبرفتی و کشتزارهای فشرده نظیر مزارع نیشکر میزان تولید 10 تا 20 g/m2/day

-         کنش های مشترک

·        1- واکنش های هوموتیپیک : بین افراد یک گونه

·        2- واکنش های هتروتیپیک : بین افراد گونه های مختلف

·        واکنش های هوموتیپیک

·        1- تاثیر گروه :   به تغییراتی اطلاق میگردد که در اثر گردهمائی دو یا چند فرد از افراد یک گونه به وقوع می پیوندد در برخی از موجودات زنده گروهی زیستن دارای اثرات مثبتی برای هر یک از افراد جمعیت می باشد.   مثال : مرغ ماهی خوار  ادامه زندگی حداقل 10000 پرنده و تراکم لانه ای معادل 3 لانه در متر مربع – فیل 35 راس – گوزن 300 – 400 راس

·        اثرات مثبت – مبارزه با دشمنان طبیعی – سهولت در بدست اوردن غذا

·        2- تاثیر توده:

·        این حالت عوارض ناشی از افزایش بیش از حد نفوس در یک محل  را نشان میدهد . به طور کلی تاثیر توده دارای عوارض نا مطلوبی برای افراد جمعیت است مثال حشره ای از سخت بالپوشان هنگامی که تراکم این حشره در یک حد اپتیمم قرار دارد حداکثر تخم ریزی صورت میگیرد ولی در صورتیکه تراکم از حد اپتیمم تجاوز نماید قدرت باروری حشره ماده کاهش می یابد زیرا بر اثر فضولات و ترشحات مختلف افراد محیط زیست گردیده و آشفتگی هایی از قبیل کاهش قدرت باروری ماده ها و طولالنی شدن دوره لاروی و کانیبالیسم به وقوع می پیوندد 

·        3- رقابت درون گونه ای

·        رقابت درون گونه ای بین افراد یک گونه برای کسب منابعی است که مقدار آنها نسبتا محدود است ولی به دلیل وابستگی هایی نظیر تولید مثل بین افراد همبستگی و اشتراک وجود دارد.

·        قلمرو : بسیاری از جانوران و پرندگان ؛ جفت ها یا گروههای خانواده ای محدوده مشخصی را برای زندگی و فعالیت های حیاتی خود انتخاب میکنند اگر از این محدوده محافظت نمایند قلمرو      می باشد و به این حالت قلمرو گرایی اطلاق میشود

·        محاسن: تقسیم شدن محیط به نواحی مشخصی برای رشد و زندگی موجودات خاص باعث میگردد موجودات در نواحی خاص خود زندگی کنند و رقابت درون گونه ای به حداقل مقدار خود برسد.

·        تداخل نسل های مختلف در یک محیط زیست

·        رقابت درون گونه ای به طور کلی در گیاهان و جانوران برای آب و مواد غذایی زمانی به وقوع می پیوندد که تراکم جمعیت افزایش ناهنجاری پیدا کند

·        رقابت درون گونه ای در گیاهان باعث ایجاد تغییرات مهمی در وضع ظاهری گیاهان میگردد. نور- آب – مواد غذایی 

·        واکنش های هتروتیپیک

·        بی تاثیری یا زندگی مستقل

-         در این حالت هیچ یک از دو گونه یا دو موجود زنده در اکو سیستم رابطه ای با هم ندارند و تاثیری بر یکدیگر نمی گذارند و گونه ها استقلال خود را حفظ میکنند.

·        مثال : زرافه با خر

·        همکاری متقابل یا زندگی تعاونی( اجباری)

-         در این حالت دو موجود زنده با هم رابطه متقابلی دارند که هر دو از آن سود میبرند و بدون وجود یکدیگر نمی توانند به زندگی ادامه بدهند و در صورت دور بودن از یکدیگر هر دو زیان می بینند

·        مثال : گیاه با زنبور عسل – باکتری لگومینوز با خانواده حبوبات - 

·        3- زندگی اشتراکی یا همکاری اولیه( اختیاری)

·        در این حالت هر دو موجود زنده از همبستگی و زندگی با یکدیگر سود می برند ولی ارتباط بین آنها اجباری نیست زیرا هر دو گونه به تنهایی قادر به ادامه زندگی هستند و در صورت زندگی مجزا زیانی نمی بینند .

·        مثال : پرندگان و حشرات روی بدن علف خواران

·        همسفرگی:

 

-         در این حالت یکی از گونه ها به عنوان همسفره و دیگری به عنوان میزبان است . گونه همسفره از این اجتماع سود میبرد بدون آنکه به میزبان خسارتی وارد شود و یا برای آن تفاوتی داشته باشد .

·        مثال : خزه ها با تنه درختان – لاشخورها با شیرها

·        فورزی یا زندگی تحمیلی: حالت خاصی از زندگی همسفرگی می باشد در این حالت یک موجود کوچکتر توسط موجود بزرگتر جابجا میشود . سوسک و کنه

·        بازدارندگی یک طرفه یا زندگی مهارکنندگی

·        حالتی است که در آن یکی از گونه ها از فعالیت باز داشته میشود ولی گونه دیگر تاثیر نمی پذیرد . معمولا در این زندگی یک موجود زنده ماده ای ترشح میکند که موجب مهار موجود زنده دیگر می شود.

·        ژئوگلون با سایر گیاهان

·        زندگی انگلی

·        زندگی انگلی نمونه ای از کنشهای متقابل دو گونه است که نتیجه آن برای یکی از دوگونه مثبت و برای دیگری منفی است

·        انگل ها معمولا کوچکتر از میزبان خود هستند غیر آزاد زی هستند و در تمام مراحل زندگی خود یا حداقل در یک مرحله از زندگی خود در داخل یا بدن موجودات زنده دیگری بنام میزبان به فعالیت میپردازند و از آن تغذیه میکنند.

·        انگل ها میزبان خود را نمیکشند چون در این صورت خودشان نیز از بین میروند  

·        انگلها بر اساس مکان زندگی و استقرار

·        انگل های بیرونی یا خارجی

·        انگل های درونی یا داخلی

·        انگل های گیاهی:

-         مطلق

-         نیمه انگل

·        زندگی طعمه جویی یا صید و صیادی

·        مشابه زندگی انگلی بوده برای صیاد اثر مثبت و برای صید اثر منفی وجود دارد با این تفاوت صیاد صید خود را به منظور خوردن میکشد و از بین میبرد

-         پلی فاژ:اگر موجودصیادازمنابع غذایی متعددی استفاده نماید

-         اولیگو فاژ: اگر از منابع محدودی استفاده نماید

-         مونوفاژ: فقط از یک منبع غذایی استفاده نماید

·        رقابت بین گونه ای

-         یکی از عوامل حیاتی و موثر در زندگی موجود زنده مانند یک ماده غذایی یا فضای زندگی ؛ کمتر از موجودات زنده یک محیط زیست باشد برای بدست آوردن واستفاده از آن عامل محدود به رقابت خواهند پرداخت و بر گونه دیگر تاثیر منفی می گذارد .

-         در این حالت گونه ها  رقیب یکدیگر میشوند که ممکن است یکی کمتر و دیگری بیشتر زیان ببیند 

·        آشیان یا نیچ اکولوژیکی

·        محدوده یا محیط مشخص هر گونه برای زیست بهتر که در آن فعالیت های طبیعی خود را انجام دهند

·        هر اندازه احتیاجات دوگونه مشابه باشد رقابت بین آنها شدیدتر بوده و دو گونه قادر به زندگی به مدت طولانی کنار هم نخواهد بود زیرا یکی از آنها در طول زمان بر اثر رقابت حذف میشوند

·        دو گونه با نیازهای یکسان نمی توانند در یک آشیان اکولوژیکی زندگی کنند

·        نکات مهم دررابطه با آشیان اکولوژیکی

·        آشیان اکولوژیکی یک گونه ممکن است در دوره های مختلف زندگی متفاوت باشد قورباغه

·        اگر در دو نقطه مختلف دو آشیان اکولوژیکی مشابه وجود داشته باشند که توسط گونه هایی اشغال شده باشند این گونه ها از نظر رفتاری ؛ فیزیولوژیکی و یا مورفولوژیکی دارای تشابهاتی خواهند بود

·        این گونه ها علی رغم دور بودن و اختلاف آشیان اکولوژیکی دارای خصوصیات مشابهی هستند که معادل های اکولوژیکی گویند. گیاهان مناطق خشک

·        آشیان های اکولوژیکی ممکن است جدا از هم یا مرز مشترک داشته باشند یا یکی در داخل دیگری باشد . هر چقدر آشیانهای اکولوژِیکی نزدیکتر باشند یا تداخل بیشتری داشته باشند رقابت هم افزایش می یابد . گونه هایی که محدوده بردباری وسیع دارند آشیانهای اکولوژیکی گسترده ای دارند

·        آشیانهای اکولوژیکی خالی : آشیانهای اکولوژیکی را که هنوز در سیستم اشغال نشده اند

 

 

 

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:1 ] [ shirin ]

1.                         

گرچه موريانه ها مشهورند به اين كه غذاي خود را انتخاب نمي كنند اما در واقع مي توانند كاملا انتخابي عمل نمايند.
در واقع علاوه بر انتخاب چوب از لحاظ سختي و خوشايند بودن ، گونه هاي مختلفي هستند كه اندازه هاي خاص چوب را مي پسندند كه اين يك راه اجتناب از رقابت با ديگر موريانه هاست. چگونگي دقيق كنترل اين اندازه گيري دانشمندان را متحير ساخته اما اين موجودات نابينا هستند و ابعاد قطعه چوب را قبل از آن كه در داخل آن جاي گيرند نمي سنجند. به گزارش سايت scium.com ، تحقيقات جديد نشان مي دهد اين موجودات چوب منتخب خود را با گوش دادن برمي گزينند.
محققان استراليايي موريانه هاي چوب خشك (كريپتوترس دامستيكوس) را مورد بررسي قرار دادند تا دريابند چه فاكتورهايي تصميم آنها را براي خوردن تحت تاثير قرار مي دهد.اين محققان قطعات چوب به اندازه هاي مختلف را در اختيار اين حشرات گذاشتند و صداهايي كه بهنگام حركت و جويدن چوب ايجاد مي كردند را ثبت نمودند. موريانه ها قطعات كوچكتر چوب را ترجيح مي دادند اما زماني كه دانشمندان ويبراسيون ها را در چوب تازه با اندازه مشخص ثبت كردند و اين قطعات چوبي با اندازه هاي مشخص را به گروه جديدي از موريانه ها دادند ، دريافتند كه حشرات ترجيحا به نمونه هايي كه صداهاي «بلوك كوچك» را داشتند تونل زدند حتي زماني كه قطعه چوب واقعا بزرگتر بود.
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 17:0 ] [ shirin ]

1.                         

در دوران كامبرين و ميليون سال پس از ان حيات فقط در دريا وجود داشت چون اشعه ماوراي بنفش خورشيد زندگي را در خشكي ها نا امن كرده بود ولي اين مشكل با پيداش سيانو باكتري ها ( گياهي فتوسنتز كننده ) حل شد.

اكسيژني كه توسط سيانو باكتري ها توليد ميشد پس از برخورد به ماوراي بنفش به ملكول اوزون تبديل ميشدند و كم كم لايه اوزون را به وجود آوردند. بدين صورت امكان زندگي در خشكي براي جانوران محيا شد و به مرور زمان گونه هاي مختلفي از جانوران و گياهان زندگي خود را بر سطح خشكي آغاز كردند.

ورود جانوران به خشكي :

حدود صد ميليون سال پيش ، پس از همياري ( رابطه اي دو طرفه كه به هر دو طرف سود ميرسد ) بين گياهان و قارچ ها به صورت گلسنگ باعث شد گياهان سطح زمين را بپوشانند و جنگل هاي بزرگي تشكيل شود و گياهان خشكي منبع جانوران را تامين كنند و تكامل جانوران خشكي را امكان پذير كند.

اولين جانوراني كه از دريا به خشكي امدند بندپايان بودند كه بنا به تصور زيست شناسان نوعي عقرب اولين موجودي بوده است كه از دريا به خشكي آمده است.

حشرات يكي از اولين ساكنان خشكي ها بودند كه اين گروه از بندپايان فراوان ترين و متنوع ترين گروه جانداران در تاريخ زمين بوده اند. به احتمال زياد اين موفقيت حشرات در ارتباط با پرواز كردن آنها بوده است و بايد بدانيد كه حشرات اولين موجوداتي بوده اند كه بال داشته اند.

اولين مهره داران ماهي هاي كوچك و فاقد ارواره اي بودند كه حدود 500 ميليون سال پيش به وجود امدند و پس از انها ماهي هاي ارواره داري به وجود امدند كه به جاي مكيدن غذا مي توانستند آها را بجوند در نتيجه به شكارچياني توانمند تبديل شدند و بدين گونه ماهي ها موفق ترين مهره داران زنده شدند و اكنون بيش از نيمي از گونه هاي مهره داران را به خود اختصاص داده اند.

نخستين مهره داران خشكي دوزيستان بودند كه از دگرگوني ماهي ها به وجود آمدند و با تكوين تغييرات ساختاري متعدد در پيكر دوزيستان اين جانداران با زندگي در خشكي سازگار شدند.

اعتقاد زيست شناسان بر اين است كه اندام حركتي دوزيستان از استخوان هاي باله ماهي ها حاصل شده اند و تكامل دستگاه حركتي استخواني راه رفتن را براي اين جانداران ممكن ساخت چون پايه اي محكم براي عمل اندام هاي حركتي در خلاف جهت هم بود و جثه حشرات به علت وجود اسكلت توانمند و انعطاف پذير بسيار بزرگتر از حشرات است. دوزيستان به خوبي با شرايط سازگار شدند ولي خزندگان كه از تحول دوزيستان به وجود امدند سازگاري هاي بهتري نشان مي دانند.

اين جانوران براي محافظت از خود در برار از دست دادن رطوبت بدن به اتمسفر پوستي ضد اب دارند و بر خلاف دوزيستان مي توانند در خشكي تخم گذاري كنند زيرا تخم هاي انها را پوسته اي اهكي و محافظ مي پوشاند. شواهد حاكي از ان است كه در حدود 300 ميليون سال پيش دوره اي خشك حاكم شد كه در آن مدت خزندگان كه سازگاري بهتري نسبت به خشكي داشتند برتريهايي به دست آوردند.

65 ميليون سال پيش در ضمن پنجمين انقراض گروهي اغلب گونه هاي زنده از جمله همه دايناسورها براي هميشه از روي زمين ناپديد شدند اما بعضي از خزندگان كوچكتر،پستانداران و پرندگان به بقاي خود ادامه دادند و اين انقراض باعث شد كه منابع بيشتري در اختيار جانوران باقي مانده قرار گيرد.

در اين هنگام اقليم جهان دچار تغيير شده بود و اب و هوا ديگر خشك نبود و خزندگان مزيت خود را از دست داده بودند و در اين زمان بود كه پستانداران و پرندگان به صورت غالب درآمدند.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:59 ] [ shirin ]

1.                          تنفس

حیات با تنفس شروع میشه و با قطع تنفس به انتها میرسه.
نفس کشیدن چون از بدو تولد باهامون همراهه،معمولا بهش توجه نمیکنیم مگر زمانی که بدلیل خاصی (مثل یه بیماری تنفسی)نفس کشیدن برامون مشکل بشه.
چند تا نکته جالب در مورد تنفس هست شاید جالب باشه:
عمق و آهنگ تنفس بطور مرموزی با حالات روانیمون رابطه داره.مثلاموقع خشم بطرز خاصی نفس میکشیم معمولا عمیق و صدا دار با تاکید روی بازدم. موقع آرامش ،تنفس آهنگ خودشو داره که معمولا عمیق و آرامه.موقع ترس معمولا سطحی و سریع نفس میکشیم.ممکن نیست کسی عصبانی باشه ولی تنفسش شبیه موقعی باشه که آرامش داره.
رابطه تنفس با حالات روحی اونقدر تنگاتنگه که حتی میشه با تغییر ارادی آهنگ نفس کشیدن ،روی حالات هیجانیمون تاثیر بذاریم.حتما شنیدیم که میگن موقع عصبانیت ،قبل از هر اقدامی ،چند نفس کاملا عمیق بکشید.اثرش قطعیه.
میگن کسی که نصفه نیمه نفس بکشه ،نصفه نیمه هم زندگی میکنه.یکی از دستاوردهای زندگی متمدن باینصورتی که الان هست اینه که باعث شده نفس کشیدنها سطحی بشه.علتش به دوران کودکی ماها برمیگرده.وقتی یه بچه گریه میکنه،این گریه یه اتفاق طبیعیه که رخ میده و وقتی بهش میگیم گریه نکن بچه چکارکنه؟یاد میگیره با سطحی نفس کشیدن،حالاتش رو کنترل کنه واین تنفس سطحی براش عادت میشه.این مسئله خیلی جای صحبت داره که جاش نیست.
تنفس معمولا از یکی از مجاری بینی انجام میشه اگه توجه کرده باشیم تنفس فقط از یکی از مجراهای بینی انجام میشه و اون یکی معمولا کیپ هست.همین الان امتحان کنید!! یکی از مجراهای بینی رو با دست بگیریم سعی کنیم فقط با یه مجرا نفس بکشیم بعد جای دست رو عوض کنیم و با اون یکی نفس بکشیم.به احتمال 90 درصد یکی از مجراها بسته اس در حالیکه دچار هیچ بیماریی هم نیستیم . مجرای فعال هر دو سه ساعت یه بار عوض میشه و فقط چند دقیقه که موقع تعویض مجرای فعال هست تنفس با هر دو مجرا انجام میشه .میگن تو این چند دقیقه آدم تو بهترین وضعیت تعادل هستش و بهترین موقع برای مراقبه ،همین زمانه .
مواقعی که تنفس از مجرای راست انجام میشه،فعالیت سیستم سمپاتیک تو بدن غالب هست(فعال بودن سمپاتیک زمانیه که آدم آماده جنگ و گریز ه یا تو حالت هیجان و آماده یه اقدام هست) و وقتی تنفس از مجرای چپ انجام میشه غلبه با سیستم پارا سمپاتیک هست. (پاراسمپاتیک زمانی فعاله که شخص در حال استراحته و تو بدن اعمال هضم و جذب و باز سازی انجام میشه) بعضی مواقع هم تنفس یه جورایی با فعالیتهای حیاتی رابطه داره.مثلا موقع اجابت مزاج همیشه تنفس از مجرای چپ بینی انجام میشه.
اهمیت تنفس توی تمام آئینهای باطنی کهن شناخته شده هست.از عرفان ایرانی تا مسیحی و یهودی،توجه به تنفس دارن اما بیشتر از همه فرقه های مختلف بودائیها روی تنفس کار کردن.یوگا یه بخشی داره به اسم " سوارا یوگا " و لامائیسم تبت مانورهای تنفسیی دارن که جزو اسرارشونه.
علوم امروز هم بغیر از تجزیه و تحلیل تنفس از جنبه های مربوط به علوم پزشکی،تازگیها توجه دیگه ای هم به تنفس معطوف کردن.مثلا میگن اگه در حال برقراری ارتباط با شخصی هستیم ،اگه بتونیم آهنگ نفس کشیدنمونو با اون شخص هماهنگ کنیم،(یعنی هر دو با هم دم و هر دو با هم بازدم انجام بدیم )به احتمال بسیار زیاد همفکری و توافق بینمون حاصل میشه .که البته یه کم مشکله.یعنی متوجه دم و بازدم طرف مقابل شدن خیلی دقت میخواد.در کل وقتی دو نفر با هم دم و بازدم انجام میدن موقعیه که توافق و همفکری بیشتری میتونن پیدا کنن

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:59 ] [ shirin ]

 

در قرنهای گذشته دریا بعنوان یک محیط بدون آرامش شناخته شده بود و آن را بسیار ناشناخته می دانستند. شناخت بهتر وقتی حاصل میشود که تکنولوژی پیشرفت کند و ابزارهای مختلف الکترونیکی ابداع شود.

آن زمان که بیولوژیست ها با تنوع و فراوانی حیات و فراوانی گونه ها در طول خط ساحلی و جزایر مرجانی هیجان زده شدند. بسیاری از اطلاعات دریاها در ابتدا از قسمتهای ساحلی بدست آمد چون قابل دسترس بود. سواحل سنگلاخی دریا تنوع زیادی از حیات دارد.

تا سال 1882 مطالعات زیادی در دریا صورت نگرفته بود یا در واقع مطالعات دور از ساحل انجام نگرفته بود. در همین سال (1882) یک کشتی اقیانوس پیما بنام Homos challenger (چاوش گر) با تجهیزات ویژه از انگلستان عازم دریا میشود و سفر دریایی خود را که 3 سال طول میکشد شروع مینماید. اطلاعات اصلی این کشتی در رابطه با اعماق دریا و حیات دریا می باشد. این کشتی مجموعا 125000 کیلومتر راه را طی میکند.

پس از آن در سال 1962 یک کشتی دیگری بنام Gloma challenger به دریا می رود که این کشتی یک دکل حفاری داشت و قادر به کار کردن تا اعماق 7000 متری بود. این کشتی بیشتر راجع به بستر دریاها و زمین شناسی اقیانوسها مطالعه کرده است.

از اینجا به بعد مطالعات دریایی بطور گسترده شروع می شوند.

اما پیشرفتهای سریع در ارتباط با دریا از سال1930 شروع شد یعنی زمانیکه دوربینها و تلویزیونهای زیردریایی، تجهیزات الکترونیکی، تورهای مختلف و..... ابداع گردید و از این سال اطلاعات راجع به حیات آبزیان در دریا شروع به افزایش کرد. آبزیان در کلیه اعماق این توده های آبی وجود دارند و ظاهرا لایه ای وجود ندارد که در آن آثار حیات دیده نشود و نقش کلیدی اقیانوسها و دریاها در کنترل آب و هوا، چرخه عناصر و مواد و متعادل کننده Co2 محیط میباشد که در اکولوژی مطرح گردید.

امروزه با افزایش جمعیت و بهره برداری زیاد از خشکیها، انسان طبیعتا در جستجوی عناصر، غذا، محیط زیست به دریا روی خواهد آورد و بهمین لحاظ دانش دریایی و شناخت بهتر از یک چنین اکوسیستمی و نیز نحوه عملکرد اجزای تشکیل دهنده آن و شناخت ارتباطات متقابل این اجزاء بدون شک ما را در بهره برداری صحیح تر و اقتصادی تر از این منبع یاری خواهد کرد.

به علت وسعت اکوسیستم دریایی اشکالات زیست محیطی آن دیر نمایان میشود و در کوتاه مدت خود را نشان نمی دهند و هنگام آشکار شدن دیگر قابل جبران نیست. سیستمهای دریایی جزء منابع تجدید شونده میباشند و برای بهره برداری پایدار از آنها باید از این منابع بطور درست استفاده شود. دریا بعنوان بزرگترین جایگاه زیست جانوران میباشد.

اقیانوس
کره زمین تنها جرم منظومه شمسی است که در آن اقیانوس‌هایی وجود دارد. که شامل اقیانوس‌های آرام، اطلس، هند، منجمد شمالی و منجمد جنوبی اقیانوس یکپارچه‌ای هستند پر از آب شور، و می‌توان قاره‌های اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا و خشکیهای کوچکتری مانند قطب جنوب و استرالیا را جزیره‌های این اقیانوس یکپارچه پنداشت.

خواص فیزیکی اکوسیستم های آبی
اقیانوسها بزرگترین و پایدارترین اکوسیستمها هستند. حدود 70 درصد سطح زمین با آب شور پوشانده شده است. زنجیره‌های غذایی اقیانوسها از کوچکترین اتوتروف شناخته شده شروع شده به بزرگترین حیوانات ختم می‌شوند. زندگی دریایی به شدت تحت تاثیر عوامل فیزیکی بسیاری مانند جریان دریایی جزر و مد ، موج ، دما ، فشار و شدت نور است. اما آشناترین خاصه فیزیکی آب دریا ، مواد کانی بسیار زیاد آن است. از آنجا که سدیم و کلر سهم بزرگی از یونها را در آبهای شور تشکیل می‌دهند، حدود 5/3 کانیهای موجود در اقیانوسها را نمک طعام تشکیل می‌دهد.
کل تراکم نمک یا شوری آب دریا از منطقه‌ای به منطقه دیگر فرق می‌کند. بیشترین میزان شوری در آبهای استوایی است که دمای زیاد و تبخیر موجب تراکم نمک می‌شود. شوری آب اقیانوس با غلظت و شناوری معین می‌شود که هر چه بیشتر باشد شوری آب بالاتر است. هم شوری و هم شناوری برای تمام موجودات زنده دریایی اهمیت قابل توجه دارند.

تقسیم بندی اقیانوسها
اقیانوسها به عنوان زیستگاه جانداران دریازی به 5 منطقه اصلی تقسیم می‌شوند که تقسیم بندی سه منطقه آن افقی و دو منطقه دیگر قائم است. از کناره ساحل تا انتهای فلات قاره منطقه لیتورال را تشکیل می‌دهد. پس از آن یعنی تمامی کف دریا در شیب قاره‌ای و دشت مغاکی منطقه پنتوئیک خوانده می‌شود و آبی که اقیانوس را پر می‌کند، منطقه پلاژیک است. نور خورشد بطور متوسط تا عمق 75 متر و در برخی مناطق تا ژرفای 180 متر نفوذ می‌کند. جانداران فتوسنتز کننده تنها می‌توانند در منظقه روشن آبها زندگی کنند. زندگی جانورانی هم که مستقیما وابسته به آنهاست، در نزدیکی سطح آب خواهد بود.

جانداران آبزی
زندگی دریایی از جهت ارتباط با این زیستگاهها عموما در سه رده پلانکتونها، نکتونها و کف زیها طبقه بندی می‌شود. پلانکتون اصطلاحی است کلی که برای پلانکتونهای گیاهی و جانوری بکار می‌رود شامل همه جانداران شناور است. نکتونها شامل شناگران قوی هستند که می‌توانند جایشان را به خواست خود تغییر دهند. بنابراین همه نکتونها جانورانی هستند که هم در سطح و هم در عمق دریا یافت می‌شوند. کف زیها شامل انواعی هستند که بر بستر دریا می‌خزند یا خود را به جایی می‌چسبانند و بر کناره‌ها و کف اقیانوسها زندگی می‌کنند.

تفاوت دریاهای گرم و سرد از نظر موجودات زنده
دریاهای گرم و سرد نه تنها از نظر تعداد کل موجودات زنده ، بلکه از نظر تنوع گونه‌ها نیز باهم تفاوت دارند. در آبهای گرم گونه‌های زیاد اما در جمعیتهای کوچک زندگی می‌کنند، در حالیکه در آبهای سرد ، جمعیت‌های بزرگ از گونه‌های معدود وجود دارد. علت هم این است که دمای بالا تمامی واکنشها و از جمله آنها را که به تکامل منجر می‌شوند، تسریع می‌کند. بنابراین جانداران در اقلیم گرم بسیار متنوع‌تر از جانداران اقلیم سرد است. اما محدودیت مواد معدنی در آبهای گرم تعداد جمعیت هر گونه را پایین نگه می‌دارد.

اقیانوس‌نگاران اولیه اقیانوس شناسی جدید را ماتیو فونتین موری (Mathew Fontaine Maury) ، افسر نیروی دریایی آمریکا، کشف کرد. وی در آغاز 30 سالگی، در حادثه‌ای ناگوار پای خود را از دست داد. اما این حادثه ناگوار به نفع بشریت تمام شد. پس از این حادثه بود که موری متصدی انبار نقشه‌ها و وسایل نقشه‌برداری شد و کوشش خود را صرف نقشه‌برداری از جریانهای اقیانوس‌ها کرد.
موری پیشقدم همکاریهای بین المللی در مطالعات مربوط به اقیانوس شد و در کنفرانس تاریخی بین‌المللی که در سال 1853 در بروکسل تشکیل شد، چهره‌ای موثر بود. نخستین کتاب درسی خود را درباره اقیانوس‌نگاری ، به نام جغرافیای فیزیکی دریا ، در سال 1955 منتشر کرد. (فرهنگستان علوم دریایی در آناپولیس (Annapolis مرکز ایالت مریلند در آمریکا) به افتخار کارهای بزرگ وی به 'قصر موری' (Maury Hall) ملقب شد.

جریان کرومول
بعد از موری، جریانهای اقیانوسی به طور کامل نقشه‌برداری شدند.
این جریانها به وسیله اثر کوریولیس در اقیانوس‌های نیمکره شمالی دوایر عظیمی ‌در جهت حرکت عقربه‌های ساعت طی می‌کنند و در اقیانوس‌های نیمکره جنوبی دوایر عظیمی‌ در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت می‌پیمایند. جریانی که در امتداد خط استوا حرکت می‌کند، تحت تاثیر اثر کوریولیس قرار نمی‌گیرد و ممکن است مسیری مستقیم طی کند. چنین جریان مستقیمی‌ در اقیانوس آرام واقع است و چندین کیلومتر در امتداد استوا به طرف مشرق طی می‌کند. این جریان به افتخار کاشف آن ، تونزند کرومول (Townsend Cromwell) ، اقیانوس شناس آمریکایی ، جریان کرومول نامیده شده است.


آیا اعماق اقیانوس‌ها، آرام است؟
اقیانوس‌نگارها جریانهای کندی را در اعماق اقیانوس‌ها کشف کرده‌اند. دلایل غیر مستقیمی‌ نشان می‌دهد که اعماق اقیانوس‌ها نمی‌تواند آرام باشد. یکی از این دلایل این است که موجودات بالای دریا ، پیوسته کانیهای غذایی ، یعنی فسفاتها و نیتراتها ، را مصرف می‌کنند و پس از مرگ ، این مواد را با پیکر خود به اعماق دریا می‌برند. اگر جریانی وجود نداشت تا این مواد را دوباره به سطح دریا بیاورد، سطح دریا از وجود این کانیها تهی می‌شد.

دلیل دیگر آن است که اگر جریانهایی برای انتقال اکسیژن وجود نداشت، اکسیژنی که از هوا جذب می‌شد، نمی‌توانست به اعماق دریا نفوذ کند و در نتیجه بر اثر کاهش مقدار اکسیژن ، ادامه حیات در اعماق دریا امکان‌پذیر نبود. در واقع ، معلوم شده است که اکسیژن در عمیق‌ترین نقاط دریا نیز دارای غلظت مناسبی است. وجود اکسیژن در این نقاط فقط با این تصور قابل توضیح است که در اقیانوس مناطقی وجود دارد که آبهای سطحی سرشار از اکسیژن را به طرف پایین می‌کشد. علت پیدایش این جریانهای قائم اختلاف دماست.

آب سطحی اقیانوس در نواحی قطبی سرد می‌شود و بنابراین به طرف پایین کشیده می‌شود. این جریان دائمی ‌آبی که به پایین کشیده می‌شود، در سراسر بستر اقیانوس انتشار می‌یابد. بنابراین ، حتی در مناطق استوایی ، آب اعماق اقیانوس بسیار سرد و دمای آن نزدیک نقطه انجماد است. آب سرد اعماق اقیانوس عاقبت به طرف سطح آب بالا می‌آید، زیرا جای دیگر برای رفتن ندارد. آب ، پس از آنکه دوباره به سطح اقیانوس رسید، گرم و به طرف قطب شمال یا قطب جنوب کشیده می‌شود و در آنجا دوباره به طرف پایین کشانده می‌شود.

تفاوت بین زیستگاه سطحی و عمقی دریاها
تفاوت بین زیستگاه سطحی که نور خورشید به آن می‌رسد و منطقه تاریک پایین بسیار زیاد است.

نخست اینکه در مناطق عمقی به علت فقدان مطلق نور، چنان تاریکی پایان ناپذیری حکمفرماست که نظیرش در هیچ جای کره زمین وجود ندارد. دوم اینکه در مناطقی عمقی تغییر فصلی و دگرگونی آب و هوایی عملا در کار نیست. سوم اینکه فشار آب از سطح آب به پایین به نسبت هر 10 متر یک اتمسفر افزایش می‌یابد.

بنابراین فشار آب در ژرفترین گودالهای اقیانوسی تقریبا هزار برابر فشار آب سطح خواهد بود. برعکس باورهای پیشنیان که زندگی در چنین محیطی را غیر ممکن می‌دانستند، تنوعی غنی از موجودات زنده در اعماق اقیانوسها یافت شده است. فشار بالای اعماق آبها، ژرفای دریا را به صورت یکی از سخت‌ترین زیستگاهها برای رقابت درآورده است.

مشخصات اقیانوس یکپارچه
واقعیت‌های مربوط به این اقیانوس یکپارچه بسیار جالب‌توجه است. مساحت کل این اقیانوس 363 میلیون کیلومتر مربع است و بیشتر از 70 در صد سطح کره زمین را پوشانیده است. حجم این اقیانوس با توجه به اینکه عمق متوسط اقیانوسها 7/3 کیلومتر است، در حدود 1340 میلیون کیلومتر مکعب است. یعنی برابر با 15/0 حجم کل سیاره زمین است. این اقیانوس در برگیرنده 2/97 درصد H2O زمین است و چون در هر سال 3300000 کیلومترمکعب از آب اقیانوس تبخیر می‌شود و سپس به صورت باران یا برف بر زمین می‌بارد، در نتیجه چنین بارشهایی در حدود 8250000 کیلومترمکعب آب شیرین در زیر قاره‌ها و در حدود 1250000 کیلومتر آب شیرین در دریاچه‌ها و رودخانه‌ها گرد آمده است.

حیات در اعماق اقیانوس
شگفت‌انگیز است که در عمق دریا نیز حیات وجود دارد.

تقریبا تا یک قرن پیش تصور می‌شد که حیات در اقیانوس‌ها محدود به مناطق سطحی آنها است. مدیترانه، مرکز اصلی تمدن متمادی، در واقع در قسمتهای بسیار عمیق نسبتا عاری از حیات است، اما اگر چه این دریا نیمه کویر، یعنی گرم و کم اکسیژن است. ادوارد فوربر (Edward Forber) ، طبیعی‌دان انگلیسی، در دهه 1840 از عمق 2100 متری آن توانست ستاره دریایی زنده به دست آورد.

سپس معلوم شد که کابل تلگرافی که در سال 1860 از کف دریای مدیترانه از عمق 1600 متری گذرانده بودند، از مرجانها و گونه‌های دیگر پوشانده شده است. دنیای زندگی زیر آبی به هیچ وجه منطقه وهم‌آور سکوت نیست. هیدروفون (Hidrophen یا گوشی زیر آبی) در سالهای اخیر نشان داده است که صداهای تیک تیک ، خرخر ، ناله و صداهای دیگر موجودات دریایی به قدری زیاد است که سرسام‌آورتر از شلوغترین مکانهای روی خشکی است.


چشم انداز بحث
مرز بین خشکی و دریا را کمربندی از زیستگاههای متنوع دربرمی‌گیرد که کناره‌های صخره‌ای ، ساحلهای شنی و خورها از این جمله‌اند. خورها اکوسیستمهای بسیار باروری هستند که پرورشگاهی برای نرم تنان و ماهیها هستند که بیشتر عمر خود را دور از ساحل می‌گذرانند، به علت اینگونه بستگیهای فیزیک و زیست شناختی است که غارت خورها می‌تواند موازنه جمعیت را در اقیانوسها و دریاها به هم بزند.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:58 ] [ shirin ]

 

گروه های اکولوژیک گیاهی

یکی از موضوعات مهم در علوم گیاهی، طبقه بندی پوشش می باشد که واحد های گیاهی را از پوشش گیاهی طبیعی تفکیک می کند. روش های فراوانی برای توصیف پوشش با طبقه بندی واحد های پوشش وجود دارد. یکی از این روش ها، روش گروه گونه های اکولوژیک است که در مقایسه با روش های جامعه شناختی دارای مزیت های متعددی است. گروه گونه های اکولوژیک را دانشمندان زیادی مد نظر قرار داده اند.

مفهوم گروه گونه های اکولوژیک برای نخستین بار توسط Duvigneaud (1946) به کار برده شد (Kashian, 2003) و از آن پس روش های بسیاری توسعه یافته و به کار گرفته شده است. به کار گیری گروه گونه های اکولوژیک برای طبقه بندی اکوسیستم جنگل، نقشه کشی و برآورد کیفیت رویشگاه اولین بار در ایالت Baden-Wǘrttemberg جنوب آلمان صورت گرفت (Barnes,1998). گروه بندی بر اساس داده های پوشش منجر به تشکیل گروه گونه های اکولوژیک گیاهی می گردد که با به کار گیری این داد ه‌ها و داده‌های محیطی می‌توان واحد‌های اکوسیستمی منطقه را تفکیک نمود.

روش هایی که در آمار غیرکلاسیک بسیار مد نظر قرار گرفته است را می توان به دو دستة کلی تقسیم نمود: روش های طبقه بندی ((Classification و روش ها ی رج بندی (Ordination) پوشش گیاهی. روش طبقه بندی، بر مبنای نظریه جامعه شناختی توسعه یافته است و روش رج بندی بر مبنای تحلیل گرادیان (Gradient analysis) توسعه یافته اند (Whittaker,1967). تحلیل گرادیان خود بر دو نوع است: مستقیم و غیر مستقیم. در حالت مستقیم، تغـییرات پوشـش گـیاهی مسـتقیما” از طـریق بررسی عـوامل محـیطی مـطالعه می گردد و در حالت غیرمستقیم، تغییرات پوشش گیاهی به تنهایی و جدای از عوامل محیطی مطالعه می شود و عوامل محیطی فقط در مرحلة تفسیر داده ها وارد می شود (مصداقی،۱۳۷۸). روش های عمدة رسته بندی پوشش گیاهی شامل تحلیل مؤلفه های اصلی (Principal Component Analysis)، تحلیل تطبیقی قوس شکن (Detrended Correspondence Analysis)، و تحلیل تطبیقی متعارف (Canonical Correspondence Analysis) می باشد که موارد اول و دوم جزء روش های تحلیل گرادیان غیرمستقیم و مورد سوم از انواع تحلیل گرادیان مستقیم می باشد (بصیری، ۱۳۸۲). یکی از روش های طبقه بندی پوشش گیاهی تحلیل دو طرفة گونه های معرف ((Two Way Indicator Species Analysis است که در واقع یکی از روش های فنون مقسمی ((Divisive Techniques است.

گروه گونه های اکولوژیک (Ecological Species Groups)

خصوصیات رویشگاه به شکلی مناسب در پوشش گیاهی منعکس می شود و شاخص های کیفیت رویشگاه را می توان در پوشش گیاهی یافت (Barnes, 1998). گرچه می توان به وسیله تعداد اندکی از گیاهان شاخص ویـژگی های رویـشگاه را طبقه بـندی نـمود، اما حضـور یا عدم حضور این گونه ها بسته به تصـادف، پیشینه جنگل، یا شرایط رقابت است. حل این مشکل با استفاده از گروه گونه های اکولوژیک که دارای نیازهای محیطی مشابهی هستند، امکان پذیر است (Barnes, 1998). گیاهانی که به طور مکرر با همدیگر در نواحی با ترکیب های مشابهی از رطوبت، خـاک، مواد غـذایی، نـور و دیگر عوامل حضـور می یـابند، فرض می شود که دارای نیاز های اکولوژیک یا بردباری مشابهی می‌باشند و تحت گروهی دسته بندی می‌شوند. این گـروه را به نام “گـروه گـونه های اکـولوژیک” (Ecological Species Groups) می خـواننـد (Barnes, 1998). این گروه گونه ها جهت شناسایی انواع اکوسیستم ها در جنگل های کهن سال Michigan (Pregitzer & Barbes,1984)، در جنگل های بلوط جنوب Michigan (Archambault et al.,1990) و Winconsin (Hix, 1988) مورد استفاده قرار گرفت. روش های مورد استفاده جهت ارزیابی گروه ها برای اولین بار توسط Spies و Barnes (1985) ارایه گردید. گروه های اکولوژیک از طریق معیارهایی نظیر حضور و غیاب یا پوشش نسبی، در هر گروه، به شناسایی اکوسیستم ها و طبقه بندی آنها کمک می کند (بصیری، ۱۳۸۲). کاربرد گروه گونه های اکولوژیک در طبقه بندی اکولوژیک مطرح بوده و از طریق به کار گیری توأم عوامل محیطی با گروه گونه های اکولوژیک واحد هایی را تفکیک می کنند که نام آنها را Barnes و همکاران ((۱۹۸۲، “واحدهای اکوسیستمی” (Ecosystem Unites) قرار دادند.

تنوع زیستی (Biodiversity) دارای معنای بسیار گسترده ای بوده و از تنوع ژنتیکی تا تنوع اکوسیستم ها را شامل می گردد. تنوع گونه ای (Species diversity) بخش اعظمی از مبحث تنوع زیستی است که به تنوع در سطح محلی و یا منطقه ای محدود می گردد (Krebs, 1998 ).

تنوع به منظور توصیف رویشگاه ها و مقایسه مناطق به همراه سایر شاخص ها در نظر می گیرند که تنوع در ساده ترین شکل خود لیستی از گونه ها و یا شمارش آنهاست ( Barnes, 1998). تنوع گونه ای یکی از صفات مهم جوامع بیولوژیک است که به روش های مختلفی اندازه گیری می شود (Krebs, 1998 ).

در اغلب مطالعات تنوع زیستی، تنوع آلفا و تنوع بتا مورد توجه واقع گردیده اند (Pitkanen, 1998). تنوع آلفا به معنای غنای گونه ای در یک منطقه بوده (Whittaker, 1972) و تنوع بتا اشاره به میزان تغییرات گونه ها در طول شیب تغییرات محیطی دارد (Whittaker, 1972, Wilson and Shmida, 1984).

روش مطالعه تنوع زیستی:

برای مطالعه تنوع باید ابتدا اجزای آن را شناخت. تنوع خود ترکیب یکنواختی و غنای گونه ایست. غنای گونه ای را معمولا محققان به صورت شمارشی از تعداد گونه ها در نظر می گیرند و یا ان که از شاخص هایی که برای محاسبه غنا طراحی شده اند استفاده می کنند مانند: شاخص غنای مارگالف و یا شاخص غنای منهینیک.

یکنواختی نیز توزیع وفور گونه ایست. هر چه این توزیع یکسان تر باشد یکنواختی بیشتر است. تنوع را می توان بر اساس درصد پوشش یا وفور یا سایر فاکتورها محاسبه نمود.

برای مقایسه نیز به دو شیوه می توان عمل نمود:

۱- برای هر یک از نمونه ها مقادیر تنوع یکنواختی یا غنا را محاسبه و سپس با استفاده از تکنیک های آماری مقایسات را انجام داد.

۲- روش دوم که منطقی تر به نظر می رسد و در نرم افزارهای مرتبط در این زمینه ها مانند DIVER به این شکل عمل می شود. ابتدا جمع مقادیر یک گونه در تمام پلات ها را به دست آورده و بر اساس ستون به دست آمده برای هر جامعه تیپ یا طبقه مورد نظر مقدار خاصی از شاخص خواهیم داشت که این مقدار به وسیله آزمون های خاص مقایسه تنوع مانند T-تست شانون بررسی ها صورت می گیرد.

روش های رج بندی (Ordination methods):

یکی از بخش های اکولوژی آماری که در سال های اخیر بسیارتوسعه یافته است رج بندی جوامع می‌باشد. رج بندی به مفهوم “مرتب کردن” را اولین بار Goodal در ۱۸۴۵ به کار برد. روش های رج بندی در واقع قسمتی از تحلیل شیب تغییرات محیطی است که برای تبیین و تقلیل داده ها بکار می روند و منجر به ارایه فرض می گردند . رج بندی اصطلاحی است که برای توصیف مجموعه ای از فنون بکار می رود که این فنون واحد های نمونه را براساس ارتباط شان با یک یا چند محور مختصاتی، در موقعیت مختصاتی خاصی در دستگاه مختصات قرار می دهند که این گونه مرتب شدن، اطلاعات فراوانی را در باره تشابه های اکولوژیکی گونه ها مهیا می سازد . به بیان ساده تر در دستگاه مختصات، نقاط نزدیک به هم شباهت بیشتری در واکنش به شرایط محیطی دارند تا نقاط دور از هم.Orloci (1978) بیان می کند که اصلی ترین هدف رج بندی خلاصه سازی (Summarization) است که در واقع با فشرده و خلاصه کردن مجموعه انبوه داده ها شناخت روابط اکولوژیک مقدور می گردد . رج بندی در نهایت کوششی برای بررسی روابط بین توزیع گونه ها و توزیع عوامل محیطی و گرادیان های مربوطه می‌باشد .

روش های رج یندی را می توان به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم تقسیم نمود. در روش های رج بندی مستقیم واحد های نمونه در امتداد شیب تغییرات محیطی ای که مبنای مطالعه است مرتب می گردند . اما در روش های رج بندی غیر مستقیم، شیب تغییرات محیطی براساس چگونگی قرارگیری گونه ها مشخص می گردد . در آینده توضیح مختصری در باره روش های رج بندی مشهور خواهد آمد.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:57 ] [ shirin ]
 
گیاهی است یک یا دو ساله از تیره  Compositaeکه بلندی آن 40 تا 70 سانتی متر است ساقه و برگ های آن پوشیده است از تارهای پنبه ای به رنگ مایل به سفید می باشد بر گهای آن نیزه ای است گل های آن آبی و گاهی سفید می باشد .
گل ان در انتهای ساقه ظاهر می شود در وسط آن گل های کوچک و منظم ولی اطراف ان گل های درشت نا منظم و اغلب اقیم وجود دارد.

ترکیبات شیمیایی

گل های این گیاه دارای موسیلاژ، مواد مومی و تانن می‌باشد
. در شاخه و برگ‌هاى گل گندم علاوه بر مقدار زیادى پتاس و اسیدفسفریک و ملح منگنز و تانن یک ماده تب بر به نام سنتورین نیز وجود دارد. این همان ماده‌اى است که در برخى از قنطوریون‌ها موجود است و به آنها خاصیت مشترک تب‌برى داده است

خواص کار بردی

از گل‌هاى گیاه به صورت دم کرده در موارد استسقا استفاده مى‌شود و در سرماخوردگى و خشونت سینه نیز اثر نرم‌کننده و تسکین سرفه دارد. دم کرده ساقه و برگ و گل گیاه اثر تب بر دارد و در رفع بیمارى‌هاى کبدى و یرقان نیز به کار مى‌رود. دانه گیاه مسهل است. مقدار خوراک آن درهر بار در دم کرده‌ها: 40 گرم شاخه، برگ و گل خشک را مدت نیم ساعت در یک لیتر آب جوش دم مى‌کنند و هر بار یک فنجان مى‌خورند. در هند از گل‌هاى آن استفاده مى‌کنند. غنچه‌هاى آن قابض است و در استعمال خارجى در موارد ورم ملتحمه تجویز مى‌شود. از گل‌هاى گیاه به علت ماده رنگى قرمزى که دارد براى رنگ کردن برخى از مواد غذایى مى‌توان استفاده کرد.گل های این گیاه برای سرماخوردگی، رفع سرفه و بیماری های سینه استفاده می‌شود
براکنش
 
این گیاه در تمام مناطق نیمکره شمالى پراکنده است و اغلب در مزارع غلات مى‌روید و به همین علت آن را به فارسى گل گندم و به انگلیسى گل ذرت مى‌نامند. در ایران در تمام مناطق کشور دیده مى‌شود و تاکنون در مناطق شمال ایران در منطقه البرز و اطراف تهران، بلوچستان، خراسان و کرمانشاه ،آذر بایجان و اردبیل شناسایى شده است.

برداشت

بیشتر از گل‌ها و سرشاخه‌هاى گلدار گیاه استفاده مى‌شودبهترين موقع برداشت آن اواخر ارديبهشت است كه گلها كاملاً باز شده و تمام مواد مؤثر در آن وجود دارد. فقط بايد گلهاي گل گندم را چيد و در يك محل سايه با يك درجه حرارت حداكثر ۳٠ درجه خشك كرد به نحوي كه سياه نشوند و رنگ خود را حفظ كنند.

اسامی مختلف این گیاه

گل عنبر ،حسن یک اوتی،حسن یک اودی ،اجیله،گال منگ،گل تونگا،ترنشاه،گوراق،قنطوریان،گل ذرت،گل نان روغنی و نام های محلی آن در اردبیل به نام گوگ باش و آجی گیرهم می باشد. نام محلى آن در بلوچستان «گل توکنا» و «کوراق» است.
[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:57 ] [ shirin ]
 
گزنه   urtica dioicaازتیره Urticaceae  گیاهی است علفی و چند ساله که ساقه ان چهارگوش بوده وبطورقائم تاارتفاع یک متربالا می رود .این گیاه درخرابه ها٬باغها ونقاط مرطوب که چهارپایان ازآن عبورمی کنندبه حالت خودرو می روید ریشه این گیاه خزنده بوده ودرناحیه ای که سبزمی شودکم کم تمام منطقه را فرا می گیرد.
 
ساقه این گیاه راپرزها وتارهای مخروطی شکل پوشانده که درصورت لمس کردن ساقه بدست می چسبدو باعث خارش وسوزش پوست می شود وشاید به همین دلیل آن را گزنه نامیده اند.
     تخم آن نرم٬ریز وتیره رنگ ومانند تخم کتان است قسمت  مورد استفاده این گیاه برگهای تازه٬ریشه٬شیره ودانه آن است.

ترکیبات شیمیایی

گزنه دارای تانن٬لسیتین٬اسیدفورمیک٬نیترات پتاسیم وکلسیم ٬ترکیبات اهن درد٬ویتامین سی ونوعی گلوکوزید است که پوست راقرمزمی کند ازسرشاخه این گیاه ماده قرمزرنگی به نام اورتی سین استخراج می شود.

خواص درمانی

گزنه موراتقویت کرده وازریزش موجلوگیری می کند٬حتی دربعضی مواردموی سردوباره می روید.
برای درمان قند مفید است بدین منظور یک فنجان چای گزنه راسه باردر روزمیل کنید.
بیماری های پوستی رابرطرف می کند.
گزنه عرق آور است.
کرم معده وروده رامی کشد.
 
در درمان کم خونی موثراست وتعداد گلبولهای قرمز را زیاد می کند.
گرفتگی های کبدی را رفع می کند.
برای برطرف کردن درد رماتیسم٬برگهای تازه آن را روی پوست بمالید.
پاک کننده اخلاط سینه٬ریه ومعده است.
ناراحتی های کلیه را برطرف می کند.

نیاز اکولوژیکی

این گیاه چند ساله بسیار مقاوم به سرما است.نیازآبی بالایی
داشته وبه ویژه آبیاری در مراحل قبل از تشکیل ساقه و قبل
از گلدهی اهمیت بیشتری دارد. نیاز نوری کمی داشته وخاکی
با ضخامت زیاد وبا بافت لومی شنی بازه کش مناسب نیاز
دارد
کاشت
 
تکثیر این گیاه به دو روش جنسی (بذر) وغیر جنسی (قلمه
وتقسیم بوته) می باشد. که به طورعمده به وسیله بذرتکثیر
می یابد. این گیاه به صورت مستقیم وبه دوشکل بهاره(نیمه
دوم اسفند)درمناطق سردوپاییزه(نیمه دوم شهریور)درمناطق
گرم کشت می شود.
برداشت
 
برداشت این گیاه در زمان گلدهی
انجام میگیرد. بهتر است جام گل
ازسرشاخه هابرداشت وبلافاصله
خشک شود.

براکنش

این گیاه دراروپا٬فرانسه وسوئیس می روید و درایران در ییلاقهای اطراف تهران٬کرج وجنگلهای شمال ودر دامنه سهند در آذربایجان یافت می شود.

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:54 ] [ shirin ]

1.     


مقدمه

از مجموع چند بافت یک اندام پدید میآید. در گیاهان دانه دار اندامهای رویشی و زایشی وجود دارند. اندامهای رویشی شامل ریشه ، ساقه ، برگ و اندامهای زایشی شامل گل ، میوه و دانه است. ریشه و ساقه را از آن جهت اندامهای رویا مینامیم که با جذب آب و نمکها و انجام فتوسنتز سبب ماده سازی ، رشد و رویش گیاه میشود. در گیاهان دانهدار محصول فعالیت اندامهای زایا تشکیل سلول تخم و سپس دانه است.





ریشه

به استثنای خزه گیاهان و چند گونه از نهانزادان آوندی که فاقد ریشهاند در بقیه گیاهان این اندام به شکلهای مختلف وجود دارد. در ریشه و ساقه نهاندانگان دولپهای دو نوع ساختار ممکن است وجود داشته باشد. ساختار نخستین و ساختار پسین. ساختار نخستین ، ساختمانی است که در ابتدا در ریشه و ساقه وجود دارد و ساختار پسین ، ساختاری است که در نتیجه رشد قطری ساقه و یا ریشه در این اندامها بوجود میآید. در واقع در گیاهان چوبی (غیر علفی) در نتیجه رشد و نمو قطری ، بافتهای جدیدی ساخته و به بافتهای قبلی ضمیمه میشود. این بافتهای جدید در مجموع ساختار پسین نامیده میشود. رشد پسین ریشه مربوط به فعالیت دو لایه زاینده کامبیوم و فلوژن است.

نقش ریشه

نقش اصلی ریشه در زندگی گیاه ، جذب آب و نکهای کانی و نگاهداری گیاه در خاک است.

انواع ریشه

بر حسب منشا تشکیل ریشه دو نوع ریشه راست و افشان تشخیص داده میشود. اگر منشا ریشه ، ریشهچه گیاه نباشد، چنین ریشهای را نابجا گویند. ساختار ریشه در ارتباط با نقش آن تغییر میکند و در نتیجه انواع ریشه ایجاد میشوند که عبارتند از: ریشههای ذخیرهای یا غدهای، ریشههای هوایی (مانند ریشههای نگاهدارنده ، ریشههای بالارونده یا چسبنده) ، ریشههای انگلی و ریشههای تنفسی.

آناتومی ریشه

ساختار بیرونی ریشه در پایین بخش تارهای کشنده به ترتیب از بالا به پایین عبارتند از: منطقه نمو ، منطقه مریستمی و کلاهک . در دولپهایها ، بافتهای مختلف ریشه از تکثیر سه یاخته بنیادی تشکیل میشوند. در بازدانگان ، بافتها از تکثیر دو یاخته بنیادی و در تکلپهایها از تکثیر پنج گروه یاخته بوجود میآیند.





ساقه

وظیفه ساقه

ساقه بخشی از محور اصلی گیاه است که نقشهای نگهداری ، هدایت ، تولید بافتهای جدید ، اندوختن مواد و فتوسنتز را به عهده دارد.

انواع ساقه

ساقه را از نظر محیط زندگی به سه گروه: ساقههای آبی ، ساقههای هوایی و ساقههای زیرزمینی تقسیم میکنند. ساقههای هوایی و زیرزمینی را به حسب طول عمر ، نوع گیاه و نحوه رشد به چهار گروه: ساقههای بازدانگان و دولپهایهای چوبی ، ساقههای گیاهان دولپهای علفی ، ساقههای گیاهان تکلپهای و ساقههای تغییر شکل یافته تقسیم میکنند.

بخشهای مختلف ساقه

در روی ساقه بخشهایی دیده میشوند که عبارتند: جوانه انتهایی ، جوانههای جانبی مولد برگ و گل ، اثر برگ ، اثر دسته آوند ، گره ، میانگره و عدسک (در شاخههای مسن) . جوانهها را بر حسب محل استقرار آنها بر روی ساقه به جوانههای انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم میکنند

1.      تغییر شکل ساقه

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. مهمترین ساقههای تغییر شکل یافته عبارتند از: ساقههای خزنده ، ساقههای زیرزمینی ، ساقه پیچنده ، ساقههای برگ نما ، ساقههای گوشتی و ساقه خارنما.

رشد ساقه

رشد ساقه به دو صورت طولی و قطری است. در قسمت انتهایی هر ساقه مریستم انتهایی قرار دارد که در اثر تقسیم و تمایز یاختههای آن سه نوع بافت مریستم نخستین به نامهای پروتودرم ، مریستم زمینهای و پروکامبیوم بوجود میآیند. پروتودرم بشره را تولید میکند. بافتهای نخستین پوست مغز و گاهی اشعه مغزی از مریستم زمینهای بوجود میآیند. پروکامبیوم از خارج آوندهای آبکش و از داخل آوندهای چوبی را ایجاد میکند.





برگ

بیشتر برگها دارای پهنک و دمبرگ هستند و در برخی نیام و گوشوارک نیز دیده میشود. نیام به بخش نسبتا پهن پایین دمبرگ گفته میشود که کم و بیش ساقه را دربرمیگیرد. گوشوارکها ضمایمی هستند که در محل اتصال دمبرگ به ساقه در بعضی گیاهان دیده میشوند. در ساختار پهنک سه بخش مشخص وجود دارند که عبارتند از: روپوست ، میانبرگ و دستههای آوندی . روپوست زبرین و زیرین پهنک را پوشانده است. این سلولها در بعضی نهانزادان آوندی مانند سرخسها دارای کلوروپلاست هستند و به خاطر زیستن در ناحیه مرطوب لایه کوتینی نازکی دارند.

سلولهای روپوست خاستگاه انواع کرکها هستند. میانبرگ به پارانشیمی که بین روپوست زیرین و زبرین وجود دارد گفته میشود. در میانبرگ اکثر برگها دو نوع پارانشیم نردهای و اسفنجی وجود دارد. سلولهای میانبرگ اسفنجی بطور معمول کروی و سلولهای استوانهای زیر اپیدرم و در زیر آن سلولهای اسفنجی قرار میگیرند. در تکلپهایها میانبرگ معمولا اسفنجی است. دستههای آوندی رگبرگهای برگ را میسازند. هر دسته آوندی بوسیله غلاف آوندی احاطه میشوند. دمبرگ و نیام ساختاری مشابه پهنک برگ دارند.

گل

گل اندامی است که اعمال تولید مثلی گیاه در آن صورت میگیرد. هر گل از اندامهای پوششی و زایشی تشکیل شده است. کاسبرگها و گلبرگها اندامهای پوششی گل هستند که حفاظت همه بخشهای گل را بر عهده دارند. نافه و (مادگی و ساختمان آن|مادگی)) اندامهای زایشی گلاند. نافه گل مجموعهای از پرچمهاست که هر یک از پرچمها از میله و بساک تشکیل مییابند.

دانه گرده در اثر تقسیم میوز بوجود میآید و دارای دو هسته روینده زاینده است. مادگی از سه بخش تخمدان ، خامه و کلاله تشکیل شده است گلها از نظر ساختار متنوعاند و به صورت کامل ، ناقص ، نر و نرماده دیده میشوند. طرز قرار گرفتن گلها را روی شاخهها گل آذرین مینامند تشکیل گل طی سه مرحله صورت میگیرد که یکی از علل تشکیل آن برداشته شدن عوامل خواب از روی مریستمهای خفته است.





میوه

فرآیند تولید مثل گیاهان گلدار با ظهور گل آغاز میشود و با تشکیل دانه پایان مییابد.پس از لقاح تخمک به دانه و دیوارههای تخمدان به صورت میوه تغییر شکل میدهند. تغییر شکل تخمدان به میوه ممکن است بدون عمل لقاح نیز صورت گیرد. تخمدان رشد یافته را میوه گویند. در بسیاری از میوهها بخشهای دیگر گل همراه با تخمدان رشد میکنند. تشکیل میوه عموما پس از گرده افشانی و لقاح آغاز میشود. بافت دیواره تخمدان ضمن تحولاتی فرا بر میوه را بوجود میآورد. که از سه لایه درونبر ، میانبر و برونبر تشکیل شده است. میوه گیاهان اصولا دو نوع هستند. میوههای ساده که از رشد یک تخمدان حاصل میشود و میوههای مرکب از رشد چند تخمدان حاصل میشوند.

دانه

بعد از لقاح مضاعف تخمک به دانه تبدیل میشود. دانه رسیده از سه بخش تشکیل شده است.

o       پوشش دانه: که از یک یا دو پوسته تخمک بوجود میآید.

o       آندوسپرم: که ممکن است به مقدار زیاد یا کم وجود داشته باشد.

o       جنین: که از رشد آن گیاه جوان بوجود میآید. دانه پس از تشکیل وارد زندگی میشود تا شرایط لازم برای رویش آن فراهم گردد

گل
دید کلی
گل اندام زایشی در گیاهان است. گل از نظر زیباسازی محیط و تولید میوه و دانه که از مواد غذایی مهم به شمار میآیند اهمیت زیادی دارد. مراحل اصلی تولید مثل جنسی یعنی میوز و لقاح درون گل انجام میگیرد. پیدایش دانه فرایند تولید مثل جنسی را کامل میکند و پیدایش جنین درون دانه اولین مراحل دوران حیات گیاه جوان است.



ساختمان گل
گلها از نظر شکل و اندازه و رنگ بسیار متنوعند و از نظر تعداد و آرایش نیز تنوع زیادی دارند. و بعضی گلها مانند عدسک آبی به زحمت دیده میشوند و بعضی دیگر بسیار بزرگتر. گل معمولا 4 بخش دارد که عموما روی دوایر متحدالمرکز قرار دارند این چهار بخش عبارتند از: کاسه گل (کاسبرگها) ، جام گل (گلبرگها) ، نافه گل (پرچمها) و برچه (مادگی). این چهار بخش گل معمولا به نهنج گل که در انتهای دمگل قرار دارند متصلند.
کاسه گل (کاسبرگها)
کاسه گل معمولا سبز رنگ است و در غنچهها بخشهای گل را میپوشاند. کاسه گل معمولا از تعدادی کاسبرگ جدا از هم و یا چسبیده بهم تشکیل شده است.
جام گل (گلبرگها)
جام گل معمولا قسمت رنگی گل است جام گل از قطعاتی فاقد کلروفیل به رنگهای گوناگون ، به نام گلبرگ تشکیل شده است. گلبرگها ممکن است جدا از هم و یا چسبیده به هم باشند.


نافه گل (پرچمها)
مجموعهای از چند پرچم که غالبا جدا از هم هستند تشکیل شده است. هر پرچم دارای یک میله است که در انتهای آزاد آن بساک قرار دارد، بساک محل تولید دانه گرده است. ساختمان بساک معمولا دارای دو قسمت استوانهای است که بوسیله بافتی پارانشیمی در تمام طول به هم چسبیدهاند. هر قسمت دو حفره به نام کیسه گرده دارد. دانههای گرده درون کیسه گرده تولید میشوند. در بساک رسیده شکافی در دیواره هر قسمت استوانهای بساک ظاهر میشود و باعث پراکنده شدن دانههای گرده میشود.

1.      مادگی گل (برچه)
هر برچه از سه قسمت تشکیل شده که شامل کلاله ، خامه و تخمدان میباشد. تخمدان بخش زیرین برچه و درشتتر از دو قسمت دیگر است. درون تخمدان یک یا چند تخمک وجود دارد خامه دراز است و در انتها به کلاله ختم میشود. برچه را برگی تغییر شکل یافته میدانند و این به دو علت است:

o       برچه در مراحل اولیه رشد به برگ شباهت دارد.

o       در مراحل رشد تکامل گل شباهت برچه به برگ مشاهده میشود.



خامه
خامه میله درازی است که به کلاله ختم میشود. خامه در بعضی گلها دراز و در عدهای کوتاه است. هر رشته کاکلی ذرت که روی بلال دیده میشود یک خامه است. خامه از سلولهای پارانشیمی ساخته شده که رابط تخمدان با بخش حجیم مادگی است.
کلاله
بخش پهن انتهای خامه است که لولههای ترشحی آن ماده مغذی چسبناک را میسازند که برای رویش دانه گرده لازم است. کلاله در بیشتر گلها پس از گرده افشانی پژمرده میشود، سطح کلاله در اکثر گیاهان دارای یاختههای کرک مانند و کوتاهی است که در جذب و نگهداری گرده موثرند.
تخمدان
در نهاندانگان محفظه بستهای است که از برچههای بسته یا از پیوستگی لبههای برچههای باز تشکیل میشود. برچهها تخمک ساز هستند و منشا برگی دارند. میوه تخمدان رشد یافته است.

1.      میوه و انواع آن
دید کلی
در جریان تبدیل تخمک به دانه ، جدار تخمدان نیز بر اثر رشد و تغییرات تبدیل به میوه شده، دانه را دربرمیگیرد. دانههای درون میوه بر اثر باز شدن یا شکستگی و یا تخریب جدار میوه از آن آزاد شده یا در آن باقی میمانند مانند میوههای ناشکوفا . در برخی از گیاهان تخمدان بدون تلقیح تخمک به میوه تبدیل میشود. این قبیل میوهها را میوه بکر (پارتنوکارپیک) میگویند.
با رشد و تحولات جدار تخمدان و تبدیل آن به میوه ، سایر بخشهای مادگی معمولا از بین میروند. در برخی از گیاهان قسمتهایی از گل به صورت زوایدی که سبب سهولت پراکنش میوه میشود در آن باقی میمانند. مانند میوه آلاله ، شقایق و فندق. اگر مادگی از برچههای جدا از هم تشکیل شده باشد، هر برچه آن ایجاد میوه مستقلی را میکند و مجموعهای به نام میوه مرکب روی نهنج بوجود میآید مانند میوه آلاله و ماگنولیا.



ساختمان میوه رسیده
میوه مرکب از سه بخش زیر است.

o       برونبر ، که از اپیدرم خارجی تخمدان بوجود میآید.

o       میانبر ، که از مزوفیل یا پارانشیم برگ برچهای (اسپوروفیل) حاصل میشود.

o       درونبر ، با آنکه ظاهرا اپیدرم داخلی تخمدان به نظر میآید، ولی از لایه داخلی اپیدرم و از پارانشیم جدار تخمدان ناشی میشود. حد رشد و توسعه قسمت مختلف جدار میوه ، یا دوام آنها نسبت بهم برابر نیست

2.       میوههای گوشتی
در میوههای گوشتی ، فرابر از سلولهای آبدار و اپیدرم از سلولهای درشت و گاه پوشیده از کرکهای پرز مانند تشکیل مییابد. میانبر میوههای گوشتی را نوعی بافت پارانشیم مرکب از سلولهای درشت آبدار ، با جدار نازک سلولزی و واکوئل بزرگ محتوی مواد ذخیرهای فراوان تشکیل میدهد. مواد اندوخته در سلولهای میانبر و میوهها بسیار متفاوت و بطور کلی مرکب از قندها و اسیدهای آلی ، مواد روغنی و گاهی نشاسته و رنگیزههای آنتوسیانیک یا کاروتنوئید است.
درون بر میوههای گوشتی ممکن است آبدار و یا به صورت پرده نازکی درآید. در حالت اخیر میوه تقریبا تماما گوشتی میشود که به آن میوه سته میگویند. در بعضی از میوههای گوشتی درونبر و حتی بخشهای میان بر نیز چوبی و استخوانی شده، تشکیل هسته را میدهند. به میوههای دارای هسته مانند گیلاس و هلو میوههای شفت میگویند.



میوههای خشک
در این میوهها فرابر ، خشک و غیر قابل نفوذ شده، در هنگام رسیدن دانهها ، بخش رویی آن به صور و اشکال مختلف تحلیل رفته، حالت غشایی پیدا میکند. بدیهی است در طبیعت فقط همین دو نوع میوه ، یعنی خشک و آبدار وجود نداشته، بلکه صور حد واسط بین میوه خشک و آبدار بسیار فراوانند.
پراکنش دانه و بذر افشانی
خروج و پراکندگی دانه از محفظه تخمدان را بذر افشانی میگویند. بذر افشانی در میوههای آبدار گوشتی بر اثر تاثیر عوامل بیولوژیک مانند باکتریها و قارچها صورت میگیرد. بذر افشانی در میوههای خشک ممکن است بر اثر مکانیسم خاصی که منجر به شکوفایی میوه میشود صورت گیرد و یا دانه هنگام رویش درون میوه باقی میماند. بنابراین میوههای خشک را میتوان به 2 گروه شکوفا و ناشکوفا تقسیم نمود.


میوههای خشک ناشکوفا
برون بر آنها تا موقع جوانه زدن دانه به آنها دربرمیگیرد. این دسته از میوههای خشک غالبا تک دانهای بوده و از نظر ساختمان برونبر و جنس مادگی دارای انواع مختلف زیر هستند.

o        فندق: میوهای یک برچهای با فرابر کم و بیش چوبی شده است. در آلالهها که مادگی مرکب از برچههای متعدد است میوه نیز مرکب از فندقههای متعدد است.

o        فندقههای بالدار: برونبر این فندقهها تبدیل به بالی غشایی و بادار میشود. ثمرها ممکن است مانند ثمر نارون یا زبان گنجشک ساده یا مانند ثمر افرا از یک تخمدان دو برچهای بوجود آمده، دو گانه و کنار هم قرار گیرند. به ثمرهای دوتایی دی سامار میگویند.

o        گندمه: در این فندقهها که مخصوص گیاهان تیره گندم هستند، قشر آلبومین پوشش دانه را کاملا جذب کرده کم و بیش به برونبر میچسبند.

3.       میوههای خشک شکوفا
در موقع رسیدن دانهها باز شده، دانه رها میشوند. این میوهها معمولا محتوی چندین دانه، ندرتا مانند میوه ماگنولیا دارای یک دانهاند. میوههای شکوفا ممکن است از مادگی یک برچهای یا از مادگی چند برچهای پیوسته و یا جدا از هم بوجود آمده و دارای حالات زیر هستند.
میوههای که از یک یا چند برچه جدا از هم حاصل میشوند.

o        برگه: میوههایی هستند که از برچههای آزاد بوجود آمده، با ایجاد دیواره بین برچهای، برچهها از یکدیگر جدا و باز میشوند. مانند برگه (فولیکول) گیاهان ماگنولیا ، آلاله و بارهنگ آبی.

o        نیام: میوههایی هستند که در اغلب گیاهان تیره نخود از مادگی یک برچهای بوجود آمده، در هنگام رسیدن با دو شکاف طولی باز میشوند.

میوههایی که از برچههای پیوسته و یا متصل بهم با تمکن محوری یا جانبی بوجود میآیند.
مانند میوه کپسول که از فراوانترین نوع میوه در غالب گیاهان هستند.

o        میوههای سته
ستههای یک دانهای: محتوی یک دانه هستند نظیر میوه برگبو ، فلفل و خرما

o       
ستههای چند دانهای: مانند میوههای انگور ، بلادون ، سیب زمینی ، زرشک و برخی گیاهان دیگر مثل موز ، نارنج ، پرتقال و لیمو که از ستههای چند دانهای هستند.



میوههای شفت
درونبر در میوههای شفت چوبی یا غضروفی است. میوههای شفت نیز دو نوع یک خانهای و چند خانهای دارند.
میوههای کاذب
این میوههای از تغییر اندامهای مختلف گل (به جز تخمدان) و رشد آنها مانند نهنج گل ، محور گل ، نهنج مشترک چندین گل و یا اساسا یک گل آذین کامل بوجود میآید. بهترین مثال این نوع میوهها که از تغییر شکل گل آذین حاصل میشوند میوه توت و شاه توت هستند که در عین حال از میوههای مرکب نیز میباشند.
میوههای مرکب
میوههای مرکب که در عین حال میوه کاذب نیز هستند از اتحاد و تجمع میوههای ساده و بهم فشرده، مانند میوه توت و میوه اکثر گیاهان گل شیپوری تشکیل مییابند.
مباحث مرتبط با عنوان

گل آذینها:
۲) گل آذین نامحدود
















۱) یک سویه : گل گاو زبان
گل آذین های محدود: ۲) دو سویه : روناس
۳) چند سویه : فرفیون



گل آذین یعنی نحوه آرایش و قرار گرفتن گل در روی محور اصلی

گل .

در گل آذین محدود انتهای محور اصلی گل آذین به یک گل ختم می شود در حالی که در گل آذین نامحدود انتهای محور اصلی به یک گل ختم نشده و رشد محور اصلی ادامه دارد


انواع گل آذین ها :

۱) خوشه ای raeeme: در این گل آذین گل ها با دم گل در امتداد قرار میگیرند مانند : (تیره گندم)

۲) سنبله spilee: شبیه گل آذین خوشه ای است ولی گلها بدون دم گل در روی محور گل قرار می گیرند مانند :( تیره گندم )

۳) دیهیم corymb:در این گل آذین دم گلها از پایین به بالا کوتاه شده و همه آنها در یک سطح قرار می گیرند .

۴) چتری ambel: در این نوع دم گلها از یک نقطه خارج شده و گلها در یک سطح قرار می گیرند . مانند: ( پیازداران )

۵) کپهای copitol : ذر این نوع گلها بدون دم گل و کوچک و به صورت انبوه در روی یک نهنج مخروطی یا مسطح قرار می گیرند . ویژه تیره جعفری .
مانند : (مخروطی در شبدر) (مسطح در آفتابگردان )


۶) دم گربه ای cutin: این نوع گل آذین در روی درختان چوبی دیده میشود و گلهای تک جنسه به صورت فشرده به هم در روی محور گل قرار می گیرد .

1.      دانه
مقدمه

فرآیند تولید مثل گیاهان گلدار با ظهور گل آغاز میشود و با تشکیل دانه پایان مییابد. پس از لقاح تخمک به دانه و دیواره تخمدان به صورت تغییر شکل مییابند دانه بر اثر پاره شدن یا خراب شدن میوه آزاد میشود.





اجزای دانه رسیده

مغز دانه

جنین دارای مواد اندوخته است که هنگام رویش دانه مورد استفاده قرار میگیرد. مجموعه جنین و بافتهای اندوخته همراه آن مغز دانه را بوجود میآورد.

پوشش دانه

پوششهای تخمک در بیشتر دانهها سخت و محکم میشوند و پوست دانه را تشکیل میدهند پوست دانه معمولا نازک است مثل لوبیا سبز اما ممکن است به صورت ضخیم شده مانند فندق برزیلی.

آندوسپرم

یاخته آندوسپرم از ترکیب هسته ثانویه با یکی از دو یاخته نر در کیسه جنینی تشکیل میشود. یاخته آندوسپرم نخستین به سرعت تقسیم میشود و بافت آندوسپرم را بوجود میآورد. این بافت با مصرف کردن خورش رشد کرده و از مواد ذخیرهای سرشار میشود. که این مواد بعدها به مصرف تغذیه جنین میرسد.

جنین

پس از انجام لقاح ، یاخته تخم برای مدتی بدون فعالیت باقی میماند. زیرا شروع تقسیم آن به رشد آندوسپرم وابسته است. از تقسیمات ابتدایی تخم 8 - 4 یاخته بوجود میآید. که به دنبال هم قرار دارند. این مرحله را مرحله رشتهای شکل پیش جنین گویند. در این مرحله یاخته مجاور سفت رشد طولی حاصل می کند و بقیه یاختههای رشتهای را به درون آندوسپرم میراند. هم زمان با این تغییرات دورترین یاخته را از سفت تقسیم میشود. از تقسیمات این یاخته جنین کروی به وجود می آید.

از این مرحله به بعد تفاوتی در ساختار دانههای تک لپهای و دو لپهای ایجاد میشود و آن داشتن یک یا دو لپه است. نوک ساقچه گیاهک دو لپهایها از دو لپه پوشیده شده است حال آن که در تک لپهایها فقط یک لپه در یک طرف ساقه چه جنین دیده میشود. در اغلب دو لپهایها ، اندوخته غذایی در پلههای دانه قرار دارد. در دانه کرچک و قهوه اندوخته غذایی در آندوسپرم آنهاست. و بعضی گیاهان مانند ارکیده ، فاقد اندوخته غذایی است. این دانهها بدون لپه و آندوسپرماند.





سپر

در اغلب تیره گندم تمام لپه کاملا تغییر شکل میدهد و به صورت اندام ویژه جذب کننده مواد غذایی درمیآید که آن را سپر مینامند.

رویش دانه

نحوه رویش دانه و پیدایش گیاه جوان در گونههای مختلف گیاهان متفاوت است.

رویش دانه دو لپهایها

وقتی دانه در محیط مرطوب قرار میگیرد متورم میشود و ویژگیهای زیر مشخصاند:

1.      ناف

2.      سفت

3.      پشته ناف

پشته ناف محل بینی شکلی است که در اطراف مقعر دانه و تقریبا در وسط آن دیده میشود که در اثر جدا شدن دانه از بندات سفت سوراخ کوچکی است در پوست دانه که در کنار ناف قرار دارد و باقیمانده سفت تخمک است. پشته برآمدگی درازی است که از مجاورت ناف شروع میشود و در طرف مقابل سفت قرار میگیرد. پشته همان پایه بند است که با پوست دانه جوش خورده است. در اثر جذب آب بوسیله دانه ، پوست دانه میترکد سپس بلافاصله ریشهچه از ناحیه سفت بیرون میآید. از این لحظه به بعد برحسب نوع گیاه مراحل رشد به دو شکل متفاوت برون خاکی و درون خاکی پیش میرود.

رویش برون خاکی

در دانه لوبیا ، پس از خروج ریشه چه از ناحیه سفت محور زیر لپه رشد طولی و اغنا حاصل میکند انتهای بالایی این انحنا به تدریج به حالت مستقیم در میآید و لپه را از زیر خاک بیرون میآورد. در نتیجه لپهها در بالای سطح خاک یعنی در هوا قرار میگیرند. در همین هنگام ساقچه که بین لپهها قرار دارد رشد میکند و برگهای حقیقی و نیز قسمتی از ساقه را بالای لپههاست بوجود میآورد.





رویش برون خاکی

در دانه نخود محور زیر لپه رشد طولی حاصل نمیکند و لپهها همراه با پوشش دانه در زیر خاک باقی میمانند. ساقچه ساقهای را بوجود میآورد که پس از تولید انحنا فقط تا زیر سطح خاک بالا میآید. سپس رشد میکند و بطور مستقیم بالا میآید لپهها نیز در زیر خاک پس از اتمام شدن اندوخته غذایی از بین میروند.

رویش دانه تک لپهای

در رویش ذرت و دیگر گیاهان تیره گندم دانه که حاوی سپر و بقایای آندوسپرم است در زیر خاک باقی میماند. قاب ساقه که در واقع قسمتی از لپه است ضمن بیرون آمدن از خاک از ساقه چه محافظت میکند. ریشههای اولیه که از ریشه چه بوجود میآیند هرگز بزرگ نمیشوند و حتی ممکن است موقتی باشند اما چند ریشه ثانویه که در حقیقت ریشههای نابجا هستند و از ریشههای اولیه محکمترند به آنها افزوده میشوند. گرههایی که از آنها ریشههای نابجا تولید میشوند قسمتی از ساقچهاند. بنابراین با رویش دانه از سطح بالا میآیند برگهای جوان گندم یا ذرت ضمن خروج از خاک بوسیله قاب ساقه محافظت میشوند

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 16:49 ] [ shirin ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام
از ورودبه این وبلاگ ممنون
اگه نظری دارید پیغام بگذارید
آرشيو مطالب
امکانات وب

mouse code

كد ماوس